حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در برنامههای زنده بیننده امکان یک ارتباط بیواسطه را با مهمانان و مجریان ظاهر شده در قاب تلویزیون پیدا میکند. در این ارتباط زنده هر لحظه ممکن است حرفی پیشبینی نشده گفته شود.
مجریان همواره با اعلام ساعت نشان میدهند که همه چیز در لحظه اتفاق میافتد و هیچ چیز از پیش تعیین شده نیست. بینندگان نیز مطمئن هستند که اظهارنظرها زیر تیغ ممیزی نمیروند و حضار در فضایی آزاد افکار و نظراتشان را بیان میکنند. این شیوه اجرا از سویی هیجان و جذابیت برنامه را بالا میبرد، اما از دیگر سو مسوولیت برنامهسازان را هم سنگینتر میکند. آنها باید مراقب باشند که در این برنامهها اصول اخلاقی، قانونی، اعتقادی و عرفی پذیرفتهشده خدشهدار نشود. در برنامههای زنده بعضا حرفهای حساسیت برانگیزی گفته میشود که نارضایتی بخشی از مخاطبان را به دنبال دارد. اتفاقات اخیر برنامه 7 نشان داد که یک حرکت اشتباه تا چه اندازه میتواند حساسیتبرانگیز باشد.
برخی از سایتهای اینترنتی پیشنهاد کردند که اجرای زنده 7 منتفی شود و برنامه به صورت ضبطی و تولیدی به روی آنتن برود. این پیشنهاد واکنش منفی مخاطبان و البته معاون سیما را در پی داشت. مدیران سیما بر این نکته تاکید کردند که سیاست تلویزیون توسعه کمی و کیفی برنامههای زنده است و اگر پخش زنده برنامهها متوقف شود، از جذابیت تولیدات سیما کاسته میشود. البته همین مدیران تاکید کردند که برنامههای زنده باید در چارچوب مسوولیت اجتماعی یک رسانه حرکت کنند. در این گزارش سراغ 3 صاحبنظر رفتیم و نظر آنها را درباره بایدها و نبایدهای برنامههای زنده جویا شدیم.
اتفاقات غیرقابل پیشبینی، برنامه زنده را جذابتر میکنند
سعید بشیری، تجربه زیادی در تهیه برنامههای زنده دارد. شاخصترین برنامههایی که او تهیه کرده دو قدم مانده به صبح و دور میز شب نام دارد که به صورت شبانه از شبکه 4 سیما پخش میشد. او در ابتدا توضیح میدهد که هر رسانهای در هر نقطهای از جهان محدودیتهای خودش را دارد.
این تهیهکننده با بیان این که بخشی از جذابیت برنامه زنده به اتفاقات غیر قابل پیشبینی و ناگهانیاش برمیگردد، اظهار میدارد: بینندگان پای تلویزیون مینشینند و برنامههای زنده را دنبال میکنند. آنها منتظرند که شاید مهمانهای برنامه حرف ناگفتهای بگویند و حرف قشنگی بزنند. البته منظور من از حرف ناگفته حرف سیاسی نیست. منظورم اتفاقات ناگهانی است که برنامه را مهیج میکنند مثل اتفاقات برنامه 90.
او از تجربههای خودش در تهیه برنامههای زنده میگوید و تعریف میکند: برای خود من چندبار این اتفاق افتاد که مهمانها حرفهای غیرمتعارف بزنند، اما خیلی جدی نبود. من چند هزار ساعت برنامه زنده در حوزه فرهنگ و هنر ساختهام. سه چهار مورد پیش آمده که این اتفاق بیفتد. بعضی از آدمها که تعدادشان اندک است در برنامههای زنده بعضا حرفهایی میزنند که قابل پخش نیست.
قطع برنامه زنده شیوه درستی نیست
بشیری در پاسخ به این سوال که در انتخاب مهمانهای برنامههای زنده چه نکاتی باید رعایت شود، میگوید: مواضع برخی آدمها مشخص است. نگاهی که آنها دارند با نگاهی که رسانه دارد یکی نیست. هر جامعه و هر رسانهای یک اهداف و سیاستها و خط قرمزهایی دارد. باید آدمها جوری انتخاب شوند که وقتی میآیند ما دغدغه و نگرانی نداشته باشیم. یعنی چارچوب حرفهایشان قابل قبول باشد. البته این نکته به این معنا نیست که یک نفر خیلی دست به عصا حرکت کند. طبیعتا نمیشود به مهمانها گفت اگر میآیید این حرفها را بزنید و این حرفها را نزنید.
بیننده نباید این طور برداشت کند که مهمان دارد در یک چارچوب مشخص حرف میزند و حرفهایش قابل پیشبینی است.
حاشیههای برنامههای زنده بزرگنمایی میشود
از این تهیهکننده میپرسم وقتی در یک برنامه زنده حرف نامتعارفی زده میشود، دستاندرکاران برنامه باید چه واکنشی نشان بدهند. او پاسخ میدهد: وقتی چنین اتفاقی میافتد قطع برنامه شیوه درستی نیست. در این لحظات کارشناس و مجری برنامه باید موضوع را جمع کنند. البته در این جور مواقع یک مقدار جنجالها و شایعههای دیگران باعث میشود که این اتفاقات بزرگنمایی شود. چون یک عده سریع بلوتوث درست میکنند یا این که بخشهایی از برنامه زنده را در اینترنت میگذارند.
او خاطره جالبی در این باره تعریف میکند: ما در برنامهمان یک مهمانی داشتیم که داشت درباره یک موضوع خط قرمزی صحبت میکرد. در همان برنامه به طور واقعا ناگهانی اتاق فرمان دچار مشکل فنی شد و صفحه تلویزیون چند لحظه سیاه شد. بعدها آنهایی که برنامه را دیدند همه این اتفاقات را به هم وصل کردند. گفتند چون آن حرف زده شده برنامهشان قطع شده است. در صورتی که این اتفاقها هیچ ربطی به هم نداشتند.
از او میپرسم واکنش سازمان صدا و سیما به اتفاقات برنامه شما چه بود؟ او میگوید: مسوولان سازمان واقعا با سعهصدر برخورد کردند. فقط یک تذکر ساده دادند و گفتند در برنامه شما این حرفها گفته شده است. ما به هیچ وجه به آن آدم مراجعه نکردیم که بگوییم چرا این حرف را زدی. اما از آن به بعد حواسمان را بیشتر جمع کردیم.
خود مجریها هم مقصرند
احسان کرمی از مجریان رادیو و تلویزیون است که تاکنون برنامههای زنده نقره و تصویر زندگی را اجرا کرده است. او بخشی از مشکلاتی که برای برنامههای زنده پیش میآید را متوجه مجریان میداند و میگوید: در یکسری از برنامههای زنده خود مجریها بحث را به سمت حرفهای ناسالم میبرند. در یکی از برنامهها کارشناس سعی میکرد بحث را به زور چالشی کند. یک بخش ماجرا به خود مجریها و کارشناسها برمیگردد. آنها بعضا دوست دارند که حرف عجیب و غریب زده شود.
او درباره حساسیتهایی که در رسانه ملی وجود دارد، تصریح میکند: ما یک سری واقعیتهای اجتماعی و تاریخی داریم که مدیران میانی روی آنها حساسیتهای نابجا دارند. ما باید دایره بحثها را بازتر کنیم تا خیلی حرفها زده شود. سازمان صدا و سیما متعلق به بیش از 70 میلیون نفر است. اما در عین حال خط قرمزهای درستی داریم که نباید از آنها رد شویم.
مجری نباید بحث را شخصی کند
از کرمی میپرسم در مواقعی که شرایط برنامه زنده بحرانی میشود یک مجری باید چه رفتاری از خود نشان بدهد. کرمی پاسخ میدهد: زمانی که حرفهای حساسیتبرانگیز زده میشود یک مجری نباید بحث را شخصی کند. باید قضاوت را به عهده مردم بگذارد. نباید بی جهت سرخ و سفید شود و دست و پایش را گم کند.
احسان کرمی: زمانی که حرفهای حساسیتبرانگیز زده میشود یک مجری نباید بحث را شخصی کند. باید قضاوت را به عهده مردم بگذارد. نباید بیجهت سرخ و سفید شود و دست و پایش را گم کند
احسان کرمی با بیان این که خودش بارها در این موقعیت قرار گرفته است، میگوید: ممکن است مهمانی بیاید و حرفهایی بزند که در چارچوب قواعد صدا و سیما و ارزشهای پذیرفتهشده برای مردم نباشد. منظور من ارزشهای اکثریت مردم است نه همه مردم. این مساله اتفاق عجیبی نیست. در تمام برنامههای زنده دنیا حرفهای عجیب و ناپسند زده میشود. رسانهها باید کار خودشان را انجام دهند. اخبار هم هیچوقت پشت ابر سانسور مخفی نمیماند. مجری باید پاسخی بدهد که شخصی نباشد. باید حاضر جواب باشد. اگر جوابی در آستین ندارد نباید متقابلا به مهمانش توهین کند. از این مجری میپرسم آیا میشود در جهت پیشگیری اقدامی انجام داد و مثلا از مهمان برنامه خواست که به موضوعاتی خاص اشاره نکند؟
کرمی پاسخ میدهد: در شان خیلی از مهمانها نیست که ما به آنها از قبلش بگوییم این حرف را بزن و این حرف را نزن. یک مهمان میآید و نظراتش را میگوید. وقتی بحث به جاهای باریک کشیده میشود مجری باید صادقانه بگوید این نظر شماست و احتمالا خیلی از مردم آن را قبول ندارند. این واکنش نشان میدهد که سازمان صدا و سیما سازمان بستهای نیست. آرای مختلفی میتواند در این سازمان مطرح شود. بحثهای سازمان یک بعدی نیست.
مجری برنامه نقره ادامه میدهد: اگر مهمان را عصبی کنی او از کوره در میرود. ما باید احترام مهمانهایمان را حفظ کنیم. وقتی مجری به مهمانش احترام نگذارد مهمان هم عصبانی میشود و احتمالا حرفهای ناجور میزند. احسان کرمی 2 حالت متفاوت را در نظر میگیرد. این که مهمان به مجری توهین کند و بالعکس.
او هر یک از این دو حالت را بررسی میکند و توضیح میدهد: مجری یا کارشناسی که به مهمانش توهین میکند در سازمان صدا و سیما نباید جایی داشته باشد. اگر مجری از مهمان توهین میشنود وظیفهاش این است که سعه صدر نشان بدهد. مجری نماینده سازمان و مردم است. باید از خودش شخصیتی بروز بدهد که در شان هر دوی اینها باشد. اگر غیر این باشد آن فرد جایی در سازمان ندارد.
ضرورت توجه به مسوولیت اجتماعی
دکتر مسعودامیر مظاهری، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد تهران با اشاره به حساسیتها و بایدها و نبایدهای برنامههای زنده میگوید: یکی از مسائلی که رسانههای ما خیلی باید به آن توجه کنند مقولهای با عنوان مسوولیت اجتماعی است. رسانههای ما از یک فرصت و تریبونی برای اطلاعرسانی و هدایت افکار عمومی برخوردار هستند. یک رسانه همگانی برای این که بخواهد جایگاه و منزلت خودش را به دست بیاورد نیازمند این است که در چارچوب مسوولیتهای اجتماعی خودش عمل کند. برای حرکت در این مسیر با یک سری منافع عمومی و ملی روبهرو هستیم. هر جامعهای خطوط قرمزی دارد که رسانهها نباید از آن عبور کنند.
این جامعهشناس که در دانشگاه درس مسوولیتهای اجتماعی وسایل ارتباط جمعی را تدریس میکند با ارائه چند مثال توضیح میدهد: به عنوان مثال ما پذیرفتهایم که دین اسلام، دین رسمی قانون اساسیماست. ما با یک جامعه چند فرهنگی روبهرو هستیم که در آن قومیتهای مختلفی وجود دارد. همه آنها ایرانی هستند و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند. ما به عنوان بازیگران عرصه رسانه باید بپذیریم که به منافع عمومی احترام بگذارند. البته خیلی وقتها رسانهها باید در کنار منافع ملی چارچوب منافع سازمانیشان را هم در نظر بگیرند.
امیر مظاهری با بیان این که این مساله در برنامههای زنده پیچیدگی بیشتری پیدا میکند بیان میدارد:
در کارهای نمایشی و داستانی شما این امکان را دارید که فیلمنامه بنویسید. همه چیز از قبل تعیین شده است. امکان بازبینی هم وجود دارد. اما در برنامههای زنده این امکان نیست. برای این که ما بخواهیم در چارچوب مسوولیتهای اجتماعی حرکت کنیم باید برنامهسازی از نوع زنده را به متخصصانش بسپاریم. کسانی که در این زمینه کار میکنند باید آموزشهای ویژه را دیده باشند. او برنامه زنده 90 را یک نمونه خوب از برنامههای زنده عنوان میکند و توضیح میدهد: در برنامه 90 عادل فردوسیپور به روش تجربی به این تسلط رسیده است. او آموزشهای برنامهسازی دانشگاهی ندیده است. اما شاید لازم باشد که ما یک مقطع آموزشی کارشناسی ارشد یا کارشناسی تحت عنوان برنامهسازی زنده ایجاد کنیم.
دعوت 2 مهمان با 2 چارچوب فکری
وی نحوه انتخاب مهمانان را نکته کلیدی برنامههای زنده میداند و میگوید: کارشناسان برنامه باید بسیار توانمند باشند و بدانند که چه کسانی را باید به برنامه دعوت کنند. برنامهساز میتواند پیش از پخش زنده اقداماتی را انجام دهد. او باید بداند چرا به سراغ فلان هنرپیشه یا سیاستمدار میرود. باید تعیین کند در آن میزگرد قرار است راجع به چه موضوعاتی صحبت کند. او باید در چارچوب بحث مشخص و با توجه به شناختی که از مهمان دارد سوال بپرسد.
این مدرس دانشگاه ادامه میدهد: مجری باید با توجه به رویکرد فکری طرف مقابل مدیریت بحث را به عهده بگیرد. مثلا آقای فلان به برنامه دعوت شده و مجری میداند که او این چارچوب فکری را دارد. باید در کنارش فرد دیگری را هم دعوت کند که همان وزن را از نظر علمی داشته باشد و چارچوب فکریاش متفاوت باشد.
ممکن است مجری نتواند بحث را اداره کند. در این حالت دیگر مهمان دعوت شده پاسخ مهمان اول را میدهد و یک چالش موفق شکل میگیرد. بنابراین برنامه هم کار اطلاعرسانیاش را انجام داده و هم حساسیتهای اجتماعی را کاهش داده است. در این حالت رسانه به یک مساله از دو بعد نگاه میکند. یک برنامه زنده نباید مسائل مختلف را فقط تایید کند. باید نقد هم داشته باشد. از نظر دکتر مظاهری نباید این تصور به وجود بیاید که برنامهساز میخواسته یک مفهوم خاص را القا کند.
احسان رحیمزاده
گروه رادیو و تلویزیون
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....