فیلم سینمایی «ناگویا کاتسی» از شبکه 4 امپراطوری بزرگ ، شیطان جنگ طلب

ناگویا کاتسی ، مستند جدید گادفری رجیو است که سال 2002 ساخته شد. این اثر مستند که فیلمنامه اش را نیز خود رجیو نوشته ، لقب زندگی همچون جنگ
کد خبر: ۳۴۸۸۷
را گرفته است.
با وجود آن که تماشای آثار مستند برای عموم تماشاگران مجاز شمرده می شود، اما تماشای این فیلم به دلیل وجود چند صحنه خشونت آمیز که باعث آزردگی خاطر تماشاچی می شود برای افراد زیر 14 سال مجاز شناخته نشد.
فیلم هم رنگی است و هم سیاه و سفید و کشورهایی چون آلمان ، نیوزیلند و امریکا در تولید آن سرمایه گذاری کرده اند.
این فیلم هم مثل بسیاری از آثار مستند تلاش کرده است قصه خود را در مدت زمان کوتاهی بیان کند و از طولانی شدن بی مورد جلوگیری کرده است.
فیلم مونتاژی تصویری از جهان معاصر است که جهانی شدن و فناوری سراپای وجود آن را در بر گرفته است. البته خشونت را هم باید به آن اضافه کنیم.
واقعیت های پیرامون ما شاید دوست داشتنی نباشند و حتی ما از آنها تنفر هم داشته باشیم ، با این همه واقعیت هایی هستند که در محیط اطراف ما وجود دارند. تماشاگران این فیلم ، حتما پیش از این ، 2 کار قبلی رجیو کویانیسگاتسی و پوداکاتسی را دیده اند.
این دو فیلم نظریات متفاوتی را بین علاقه مندان آثار کلاسیک برانگیخت. گروهی آنها را کارهایی خلاقه و بزرگ ارزیابی کردند و گروهی دیگر گفتند فیلمهایی معمولی هستند. حالا منتقدان عین همین نظر را درباره ناگویا کاتسی می دهند.
البته تعداد مخالفان این فیلم آخری بیشتر است. آنها در مقایسه این فیلم با 2 کار قبلی می گویند فیلمساز نتوانسته است اثری درخور توجه مثل آن دو خلق کند.
این واقعیتی است که تصاویر تکان دهنده ایستگاه دیترویت اولین و آخرین تصاویر به یاد ماندنی و مثال زدنی فیلم هستند. شاید بسیاری دوست داشتند، فیلم با این تصاویر تمام شود (و یا آنها سالن سینما را ترک کنند و فیلم را تمام شده ارزیابی کنند!) تماشاچی به خودش امید می دهد که هر چه فیلم جلوتر می رود، او با چیزهای نو و تازه ای روبه رو خواهد شد، اما این اتفاق رخ نمی دهد.
شاید سطح توقع و انتظار تماشاگران از فیلم زیاد بوده است. نگاهی به موسیقی فیلم بیندازید. این موسیقی هیچ چیز تازه ای ندارد. در حقیقت تکرار همان موسیقی 2 فیلم قبلی است. در موسیقی فیلم ، خبری از تازگی نیست.
با این حال ، اگر تماشاچی فیلم هستید، این نکته را به خاطر بسپارید؛ اگر در هر جای فیلم احساس کردید از دیدن آن لذت نمی برید، سرتان را به کار دیگری گرم کنید.
مطمئن باشید که هیچ چیزی را از دست نمی دهید. علت این مساله در این است که فیلم تلاش نمی کند در طول کار، چیز بهتری به شما بدهد. بعضی صحنه های فیلم ، بکلی زاید هستند.
برای مثال ، نماهایی که از ورزشکاران گرفته شده ، بیشتر به درد آگهی های تبلیغاتی تلویزیونی محصولات نایک می خورد. این همه نما از مردم خندان برای چیست؛
بعضی افه هایی که با کمک عکسها قرار است القا شود به چه منظوری مورد استفاده قرار می گیرد؛
بعضی تصاویر که احتمالا به منظور نوعی مقایسه بین آب راکد و آب جاری گرفته شده اند، هیچ منظور خاصی را نمی رسانند. به اینها باید چندین صحنه خشونت آمیز را اضافه کرد که هیچ ارتباطی با سوژه و اصل ماجرا ندارند. حالا اگر از شما بپرسیم تصاویر مربوط به فضا چه کارکردی در فیلم دارند، چه پاسخی خواهید داد؛
اگر دوست دارید به تماشای یک فیلم مستند بنشینید و برای این منظور، ناگویا کاتسی را انتخاب کرده اید، به شما پیشنهاد می کنیم تجدیدنظر کنید و به جای آن مثلا بولینگی برای کلمباین مایکل مور را تماشا کنید.
فیلم دوم ، شاید تصاویر قشنگ فیلم اول را نداشته باشد، اما دست کم حرفی برای گفتن دارد. راجر ابرت ، منتقد سرشناس هم در نقد خود بر فیلم می نویسد: این فیلم ، آخرین بخش از سه گانه رجیو است که نام آن با گاتسی تمام می شود.
صحنه های فیلم مستنداتی امپرسیونیستی هستند، که مسائل و واقعیت های طبیعت و روحیه ویرانگر آدمی را به نمایش می گذارد. نام فیلم از یک زبان محلی سرخپوستان می آید و به معنی جنگ به عنوان روشی از زندگی است.
این فیلم هم مثل 2 اثر قبلی شامل مجموعه ای متنوع از تصاویر می شود (بالغ بر 450 تصویر) تصاویر به صورت سمبلها، کدهای دیجیتالی ، آبستره ها، علایم تجاری ، نوارهای خبری تلویزیونی ، تصاویر خلاق و دست اول ، ساختمان های متروکه و چشم اندازهای جورواجور از نقاط مختلف شهر به نمایش درمی آیند.
ریتم فیلم تند و نمایش تصاویر خیلی سریع است . یکی از تصاویر اولیه فیلم برج بابل را به نمایش می گذارد، که دلالتی بر درهم ریختگی زبانهایی است که مردم صحبت می کنند. با اضافه شدن زبانهای دیجیتالی و تصویری ، وضعیت این زبانها بدتر شده است.
ناگویا کاتسی با سبک دراماتیک و سریع خود در نمایش تصاویر، نمی تواند همان تاثیری را بگذارد که 2 فیلم قبلی این سه گانه در زمان نمایش عمومی گذاشتند. آن زمان شرایط و وضعیت فرق می کرد.
آن روزها نمایش ابرهایی که به سرعت کوهها را دور می زنند یا نمایش ترافیک شهر در شب که به صورت نمایش خطی روشن و متحرک در دل خیابان ها خود را نشان می داد، یک چیز تازه بود.
این تکنیک خیلی سریع مورد بهره برداری برنامه ها و آگهی های تلویزیونی قرار گرفت و تازگی و نشاط خود را از دست داد. حتی همین حالا که فیلمهای قبلی را می بینیم ، متوجه می شویم هیچکدام حال و هوای اولین نمایش خود را ندارند.
رجیو در سومین قسمت تریلوژی خود بشدت آشنا - و حتی تکراری - به نظر می رسد و این خطایی است که او نباید آن را تکرار می کرد.
البته رجیو در فیلم جدید تلاش کرده از سرعت تصاویر خود بکاهد و به جای آن در تدوین و کاتهای خود سرعت به خرج دهد؛ اما این شیوه کار را قبلا در کارهای چند مستندساز دیگر دیده ایم و چیز تازه ای نیست ، تفکر نهفته در دل فیلم عمیق است ، اما مورد پیگیری قرار نمی گیرد. فیلم تلاش دارد کارهایی را که بشر به دست خود روی کره خاکی انجام داده ، به تصویر بکشد. طبق معمول تصاویر زیبا و دلنشین را در جاهایی می بینیم که در آنها اثری از حضور نوع آدمی نیست.
آیا انسان ویرانگر فیلمهای رجیو با دیدن فیلمهای او به خود می آید، تا از وقوع فاجعه های جدید جلوگیری کند؛

کیکاووس زیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها