حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
(و براساس فیلمنامه ای از اندرو نیکول) کارگردانی شده است.
فیلم یک کمدی درام سیاه درباره تاثیر مخرب رسانه های گروهی در جامعه غرب است که به دلیل نوع قصه اش حتی لقب یک کار علمی تخیلی را نیز گرفته است.
در فیلم جیم کری کمدین سرشناس دهه اخیر نقش ترومن بوربانک را دارد. در یک کلام می توان گفت فیلم قصه زندگی ترومن را که یک تاجر است به تصویر می کشد. اما این مرد بزودی می فهمد که کل زندگی اش که نمایش پربیننده تلویزیونی است.
جیم کری یک ترومن خیلی خوب و باانضباط است که کشف می کند زندگی اش تقلبی و جعلی است. مکانی که او در آن زندگی می کند در حقیقت یک استودیوی بسیار بزرگ است که در آن دوربین های مخفی متعددی وجود دارد.
این دوربین ها لحظه به لحظه زندگی او را ضبط می کنند و به روی آنتن می فرستند. تمام دوستان ، فامیل و آدمهای دور و بر ترومن ، بازیگرانی هستند که نقشهای خود را با دقت تمام در این نمایش بازی می کنند.
نمایش ترومن پربیننده ترین نمایش تلویزیونی در سراسر جهان است و خود ترومن این نکته را نمی داند. ترومن فکر می کند یک آدم معمولی است که یک زندگی کاملا عادی دارد. او نمی داند که چگونه و توسط چه کسانی مورد استثمار و سوئاستفاده قرار گرفته است.
اما بزودی متوجه این نکته می شود. آیا او واکنشی نسبت به این مساله نشان خواهد داد؛ او تا به امروز فکر می کرده یک آدم طبیعی است که یک زندگی نرمال دارد. ترومن از دوران کودکی بیمه بوده و زندگی راحتی داشته است.
همسرش یک زن معمولی است که با همسایگان میانه خوبی دارد. پسرش هم مثل بچه های کوچولوی دیگر است. اما ترومن یک روز احساس می کند زندگی اش خیلی یکنواخت شده و احتیاج به تنوع دارد.
او می خواهد دنیا را ببیند و از این زندگی شاد و گرم خود کمی فاصله بگیرد. او در داخل جزیره ای زندگی می کند که محیط اطرافش را آب دریا فرا گرفته است.
بزودی مشخص می شود پدر او کریستف (که ترومن هیچ وقت او را ندیده) یک تهیه کننده معتبر تلویزیونی بوده که نمایش ترومن را خلق کرده است.
ترومن که به اوضاع شک کرده ، تصمیم می گیرد از اصل ماجرا سردرآورد و به همین خاطر نسبت به هر چیز دچار سوءظن می شود و می خواهد در رابطه با آن کنجکاوی و تحقیق کند.
طرح جدید او چیز جالبی است ، ولی آن چیزی نیست که تهیه کنندگان برنامه تلویزیونی می خواهند: او تصمیم می گیرد در رختخواب خود استراحت کند و دست به هیچ کاری نزند.
اد هریس ، بازیگر قدیمی سینما در فیلم نقش کریستف (تهیه کننده و مسوول اصلی نمایش تلویزیونی ترومن) را بازی می کند. دیگر بازیگران فیلم عبارتند از: لورا دینی (مریل بوربانک ، هاناگیل)، نوآ امریخ (مارلون ، لوئیس کولترانه)، ناتاشا مک الهون (لون گارلند، سیلویا)، هولاند تیلور (آنجلا بوربانک)، برایان دلات (کرک بوریانک)، بلر اسلتر (ترومن بروبانک کوچولو)، پیتر شانز (ویویان )، ران تیلور (ران ، یکی از دوقلوها)، دان تیلور (دان ، دو قلوی دیگر)، جودی کلاتین (فروشنده خطوط هوایی) و فرتیز دومینیک (همسایه ترومن).
مارینا آکس منتقد استرالیایی در نقد کوتاه خود بر فیلم می نویسد: «او ستاره نمایش است ، ولی خودش نمی داند. این بار جیم کری را در نقش مردی نشان می دهد که مسائل روزمره زندگی اش ، دستمایه اصلی یک نمایش دنباله دار و بدون توقف تلویزیونی است.
ترومن متوجه این نکته نمی شود که شهر دوست داشتنی که در آن زندگی می کند، یک شهر خیالی و یک استودیوی فیلمسازی است. این استودیو - شهر را کریستف تهیه کننده و کارگردان تلویزیونی خلق کرده است.
اما اوضاع زمانی خراب می شود که ترومن تلاش می کند، نگاه دقیق تری به محیط پیرامون خود بیندازد آنچه که او کشف می کند، خنده و گریه ، شادمانی و اعتراض ، همه را با هم در بر دارد.
«نمایش ترومن» فیلمی باشکوه است که نشانه هایی از سبک کار فرانک کاپراو جان استورجس و حتی لحن نوشته های فانتزی گونه بیلی وایلدر و ال دیاموند را در خود دارد. یکی از مهمترین نکته های فیلم بازی جیم کری در نقش ترومن است.
در حقیقت بخش مهمی از جذابیت یک چنین فیلمی ، به بازی کاراکتر اصلی آن برمی گردد. در این رابطه ، جیم کری به خوبی می تواند بار اصلی فیلم را به دوش بکشد. بویژه بازی او زمانی که متوجه می شود بدون این که خودش بداند ستاره یک نمایش پربیننده تلویزیونی است ، بشدت دیدنی است.
جیمز براردینلی منتقد سرشناس هم هنگام نمایش عمومی این فیلم ، به نقد و تحلیل آن پرداخت. قسمتهایی از نقد وی چنین است: ترومن بوربانک ستاره مشهورترین نمایش تاریخ تلویزیون است.
برای 10909 روز، زندگی او روی آنتن بوده است. 5 هزار دوربین دقایق مختلف زندگی او را به تصویر می کشند. عموم مردم او را دوست دارند و به تماشای ماجراهای زندگی او معتاد شده اند.
تمام آدمهای دوروبر او به این دلیل در حال نقش آفرینی و بازیگری هستند تا به یک نتیجه مهم دست پیدا کنیم. ترومن خودش باشد و خودش را بازی کند.
زمانی که یکی از بازیگران قبلی مجموعه سر صحنه حضور پیدا می کند و به ستاره ما هشدار می دهد، ترومن به شک می افتد که مبادا حضور او نتیجه نوعی تقلب و صحنه سازی است.
برای کسانی که همیشه در فیلمهای سینمایی شاهد قصه ها و مضمون های تکراری بوده اند، «نمایش ترومن» یک سورپریز خوشحال کننده است.
در طول این سالها کارهای انتقادی شوخ طبعانه زیادی ساخته شده که درباره میزان قدرت و نفوذ تلویزیون بر بینندگانش بوده اند. اما هیچ یک از آنها به ریشه ها نپرداخته اند.
موفقیت پیتروید در این است که افسانه خود را به شکلی منطقی و درست تعریف می کند. قصه فیلم فقط تلاش یک مرد برای رسیدن به معنی و مفهوم زندگی نیست. بالاتر از این فیلم می خواهد میزان نفوذ و تاثیر شگفت انگیز یک رسانه بر مخاطبانش را به نمایش بگذارد.
استقبال تماشاگران از فیلم در نمایش عمومی حکایت از آن می کند که آنها فرق بین کار خوب و قابل تامل را با کار بی ارزش یا سرگرم کننده خیلی خوب می دانند.
فیلم در شرایطی به روی پرده رفت که کارهایی مثل «گودزیلا» تلاش داشتند تماشاچی را جذب خود کنند، اما در کمال تعجب ، «نمایش ترومن» اکران موفقیت آمیزتری داشت.
اکثر فیلمهایی که این روزها ساخته می شوند، بیش از اندازه بلند و طولانی هستند. اما «نمایش ترومن» فیلم اندازه ای است. حتی کارگردان بخشی از ماجراهای فیلم را ناتمام می گذارد و تصمیم گیری درخصوص آنها را به عهده خود تماشاگر می گذارد.
برای مثال: چه انگیزه ای باعث می شود تا این همه بازیگر حاضر به بازی تمام وقت در نمایش زندگی ترومن شوند و یا چگونه می توان کل زندگی و حوادث امروز پیش بینی نشده یک آدم را ضبط کرد و به نمایش گذاشت؛
سبک مستندگونه فیلم کمک زیادی به حال وهوای درونی آن می کند. پیترویر اولین فیلمسازی نیست که از چنین تکنیکی در فیلم خود استفاده می کند.
اما نوع استفاده او ویژه است و تاثیر خوبی بر مخاطب خویش می گذارد. در کلیت فیلم هم این شیوه خیلی کارساز است. کمدی شوخ طبعانه و گزنده فیلم هم ، تماشاچی را می خنداند و هم او را به تفکر وامی دارد.
نوع ساخت فیلم به گونه ای است که در درازمدت آن را تبدیل به یک کار کلاسیک می کند. روشنفکران همیشه درباره تاثیر منفی رسانه های گروهی بویژه سینما و تلویزیون بر مردم عادی غرب نوشته اند و گفته اند.
«نمایش ترومن» تلاش دارد این موضوع را به زبانی تصویری بازگو کند و در این راه هم موفق است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....