تاوان مبارزه با استعمار انگلیس

... اسفند ماه یادآور 2حادثه مهم در تاریخ معاصر ایران است. ملی شدن صنعت نفت در 29 اسفند 1329و درگذشت دکتر محمد مصدق رهبر جنبش ملی شدن نفت در 14 اسفند ماه سال 1345 خورشیدی. مصدق اگر چه در دوران پس از مشروطه و خصوصا در جریان انقراض قاجاریه به عنوان یکی از مخالفان سلطنت پهلوی نقش‌آفرین بود، اما زندگی سیاسی او بیش از هر چیز تحت تاثیر دوران 27 ماهه نخست وزیری‌اش در فاصله اردیبهشت 1330 تا مرداد 1332 قرار گرفته است. یعنی زمانی که ایران یکپارچه در خروش ملی کردن نفت و خلع ید از استعمار انگلستان در صنایع نفت بود. همین موضوع نیز نهایتا به کودتای آمریکایی انگلیسی 28 مرداد و سرنگونی دولت مصدق و سپس محاکمه و زندان و تبعید وی منجر شد. آنچه مصدق در دادگاه خود گفت؛ روشن‌کننده بسیاری از حقایق درباره نهضت ملی و توطئه‌های انگلستان در ایران بود که بازخوانی بخشی از آنها در این گفتار خالی از لطف نیست:
کد خبر: ۳۱۸۲۵۹

به من گناهان زیادی نسبت داده‌اند و من می‌دانم که یک گناه بیشتر نکرده‌ام و آن این است که تسلیم تمایلات خارجیان نشده و دست آنان را از منابع ملی کشور کوتاه کردم. در تمام مدت زمامداری خود از لحاظ سیاست داخلی و خارجی یک هدف داشتم و آن این بود که ملت بر مقدرات خود مسلط گردد و هیچ عاملی در سرنوشت مملکت جز اراده ملت دخالت نکند. پس از 50 سال مطالعه و تجربه به این نتیجه رسیدم که جز با تامین آزادی و استقلال ممکن نیست ملت ایران برمشکلاتی که در راه سعادت و عظمت خود دارد، غلبه کند. برای نیل به این منظور تا آنجا که توانستم، کوشیدم.

راست است که می‌خواهند سرنوشت من و خانواده‌ام را درس عبرت برای دیگران کنند، ولی من مطمئنم که نهضت ملی ایران خاموش شدنی نیست و هرگز فراموش نکنند که سرنوشت افراد در مقابل حیات و استقلال ملل بی‌ارج و ارزش است و تنها آرزویم این است که ملت ایران اهمیت نهضت ملی خود را به خوبی درک کنند و به هیچ صورت از تعقیب راه پرافتخاری که رفته‌اند، دست نکشند. امیدوارم که تمام طبقات و آحاد افراد از پیر و جوان در هر مسلک و مذهب و دین و در هر شغل و مقام، این معنا را به خوبی درک کنند که بیش از یک قرن سیاست‌های مخرب و مهلک خارجی در مقدرات وطن عزیز ما تاثیر خارق‌العاده‌ای داشت و تمام جریان سیاسی و اقتصادی مملکت را تحت تاثیر می‌گرفت مخصوصا نفوذ سیاسی و اقتصادی امپراتوری انگلیس و حکمرانی آشکار و پنهان شرکت سابق نفت جنوب در مدت نیم قرن، امکان تجدید حیات و فعالیت شرافتمندانه را از ما سلب کرده بود. مقتضیات سیاسی دنیا و عشق و علاقه‌ای که تمام طبقات و افراد ملت به مبارزه با این سرطان مهلک و طرد این سیاست استعماری داشتند، به من و دوستانم فرصت داد تا به حکمرانی دولت انگلیس در ایران و شرکت سابق نفت خاتمه داده، و صنعت نفت جنوب را ...

رئیس دادگاه: این راجع به صلاحیت نیست!

مصدق: تمام شد. دیگر اینجا نمی‌آیم.

رئیس: وکیل مدافع شما درباره صلاحیت حرفی دارد؟

مصدق: دو سطر دیگر مانده است. بگذارید بگویم.

رئیس: دادستان اظهاراتی دارند.

مصدق: اجازه بدهید من بروم. حال ندارم.

رئیس: حرف دادستان را بشنوید!

مصدق: او هر چه می‌خواهد بگوید. من دیگر اینجا نمی‌آیم؛ مگر آن که مرا دستبند بزنند و بیاورند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها