با اعلام سرانه 18 دقیقه مطالعه برای هر ایرانی

نظر اشعری درباره آمار کتابخوانی عوض شد

«کتاب، کتابخانه، کتابدار، ادبیات و شعر» عنوان پنجمین روز از هفدهمین دوره هفته کتاب است که با برنامه‌های مختلفی از سوی نهادها و مراکز مختلف در تهران و شهرستان‌های ایران ادامه دارد. اما گفته‌های علی‌اکبر اشعری، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی که حاصل تغییر موضعی آشکار در مورد میزان سرانه مطالعه در ایران است، مهم‌ترین خبر پنجمین روز این هفته بود. رئیس کتابخانه ملی که پیشتر گفته بود «سرانه مطالعه روزانه در ایران 2 تا 9 دقیقه است و این توجیه‌پذیر نیست»، دیروز با تغییر موضع خود در همایش تجلیل از خادمان حوزه کتاب و کتابخوانی در خوزستان گفت: «سرانه مطالعه به 18 دقیقه افزایش یافته و این نشان‌دهنده آهنگ پیشرفت کشور و شکوفایی استعدادهای نهفته در آن است.»
کد خبر: ۲۹۵۱۱۰

رئیس کتابخانه ملی ایران این سخنان را در حالی عنوان می‌کند که چندی پیش به مهر گفته بود: «در روزگاری که اطلاعات به عنوان ابزار توسعه انسانی به حساب می‌آید و در کشوری که مهد تمدن و فرهنگ و علم بوده و اکنون داعیه رسیدن به رتبه نخست منطقه خاورمیانه را دارد، داشتن سرانه مطالعه کمتر از 10 دقیقه در روز، توجیه‌پذیر نیست.»

او در همان گفتگو نسبت به شمارگان کتاب هم انتقادهایی وارد کرد: «تیراژ 3 هزار جلدی برای یک کشور 70 میلیونی که 80 درصد جمعیت آن (حدود 56 میلیون نفر) باسوادند،مطلوب نیست و باید برای آن چاره‌ای اندیشید.»

او دیروز در خوزستان به افزایش شتاب گرایش مردم به کتاب و کتابخوانی اشاره کرد و گفت: «این امر حتی در تیراژ کتاب‌ها نیز منعکس است؛ در حوزه سرانه مطالعه نیز آمار مراجعان به کتابخانه‌ها بیش از امکانات ماست و بر اساس آمار کتابخانه ملی 4 سال پیش روزانه 100 تا 150 نفر به این مراکز مراجعه می‌کردند ولی این تعداد اکنون به 1500 تا 5000 نفر رسیده است»!

حالا باید دید، اعلام آمار 18 دقیقه‌ای، نظر اشعری را درباره‌ میزان مطالعه‌ مردم ایران عوض کرده یا واقعا در این یک سال، شمارگان کتاب‌ از متوسط 2هزارتایی که او عنوان کرده بود،به 4300 نسخه رسیده است؟

کتاب چیزی مثل حلیم است

محمدرضا سرشار، داستان‌نویس در آغاز از میزان مطالعه در کشور ابراز ناخشنودی می‌کند و می‌گوید: «معضل مطالعه مختص کشور ما نیست. کسانی که در جا‌هایی مثل آمریکا و انگلستان بوده‌اند، می‌گویند در آن کشورها هم کتاب‌های‌ جدی و ارزشمند شمارگان بالایی ندارد.»

بر خلاف برخی از کارشناسان که معتقدند خواندن کتاب‌های درسی و مطالعه و کار از طریق رایانه نباید جزو میزان سرانه مطالعه قرار گیرد، سرشار معتقد است چون امروز رایانه بخشی از مطالعات مردم را تشکیل می‌دهد، باید‌ به لحاظ آماری، جزو مطالعه محسوب شود. او توپ را به زمین مولفان و مترجمان و ناشران می‌اندازد و می‌گوید: «این‌که اگر کیفیت کتاب‌ها بالا نیست، تقصیر را نباید به گردن مطالعه‌کنندگان انداخت؛ مترجمان، مؤلفان و ناشران تقصیر دارند. ما که خود نویسنده و اهل قلم هستیم، از هر100 کتاب رغبت نمی‌کنیم فصلی را بخوانیم. کتاب‌سازی به وفور رایج شده است، ترجمه‌ها و تألیف‌های تکراری، مضامین مشابه با عناوین و آب و رنگ‌های مختلف که مخاطب را فریب می‌دهد، افزایش یافته و کارهایی که به نظر می‌رسد نویسنده زحمتی برایش نکشیده و نوعی بی‌احترامی به مخاطب است، زیاد شده است. در حوزه‌ ادبیات، داستان‌ها و شعر‌های ضعیف مخاطب را دل‌زده می‌کنند.»

این داستان‌نویس مشکلات مخصوص به وضعیت کتاب و کتابخوانی در ایران را مشکل مخاطبان نمی‌داند: «ما باید کتاب را در دسترس افراد قرار دهیم. کتاب چیزی مثل حلیم است که جزو قوت لایموت روزانه نیست. احساس نیاز مردم به کتاب، احساس نیاز به یک قوت لایموت نیست؛ ولی همین مردم اگر کتابدم دستشان باشد یا کتاب‌فروشی یا کتابخانه‌ای در محل زندگی‌شان، در طول هفته بالاخره یک روز به آنجا سر می‌زنند.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها