جهانی ‌شدن نویسندگان همسایه

ادبیات مهاجرت افغانستان مدیون داستان‌نویسی امروز ایران است

گروه فرهنگ و هنر - آرش شفاعی: با انتشار خبرهایی از ترجمه آثار داستان‌نویسان جوان افغانستانی که در ایران بالیده‌اند به زبان‌های زنده جهان، باید منتظر ظهور شاخه‌ای پرقدرت و بالنده از ادبیات داستانی فارسی‌زبان باشیم که داستان‌نویسان مهاجر افغانستانی مقیم ایران آن را شکل داده‌اند. مجموعه‌ای از داستان‌های 14 نفر از نویسندگان مطرح این کشور در کنار جوانان داستان‌نویس مقیم ایران تا پایان سالجاری به زبان ترکی استانبولی منتشر خواهد شد.
کد خبر: ۲۷۴۰۹۸

همچنین خبرنگار ما کسب اطلاع کرد که مجموعه داستان «انجیرهای سرخ مزار» نوشته محمدحسین محمدی که پیشتر در ایران منتشر و موفق به کسب جوایز ادبی متعددی شده بود به زبان فرانسه ترجمه خواهد شد که البته جزئیات این خبر بزودی از سوی نویسنده اعلام خواهد شد.

داستان‌نویسی معاصر افغانستان با انتشار داستان واره‌ای به نام «جهاداکبر» به قلم مولوی محمدحسین در سال 1298 آغاز شد، ولی شکل‌گیری جریان ادبی و بخصوص رمان افغانستان به دلیل درگیر شدن این کشور در حوادث سیاسی متعدد و کودتاهای پیاپی تا سال‌های طولانی ممکن نشد.

کودتای اردیبهشت 1357و به دنبال آن تجاوز نظامی شوروی سابق باعث شد که بخش زیادی از مردم این کشور راهی کشورهای خارجی شوند و ادبیات نیز تحت تاثیر این حوادث قرار گرفت و داستان‌نویسی مهاجران این کشور اکنون و پس از 3دهه دارای 3 شاخه مشخص است که شامل مهاجران افغانی مقیم ایران، پاکستان و اروپاست.

در ایران شکل‌گیری جلسات نقد و بررسی ادبیات داستانی در مراکزی نظیر دفتر ادبیات مقاومت افغانستان وابسته به حوزه هنری، خانه ادبیات افغانستان و نشریات تخصصی ادبی نظیر «در دری» به همراه برگزاری جشنواره‌هایی همچون قندپارسی و سرمایه‌گذاری برای پرورش استعدادهای ادبی دانش‌آموزان، دانشجویان و طلاب افغانستانی در کانون‌های ادبی آموزش و پرورش و حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های ایران باعث شده است نسلی از داستان‌نویسان جوان در ایران رشد کنند کهبر هر 2 جریان دیگر ادبیات مهاجر افغانستان و داستان‌نویسان داخل این کشور تاثیرگذار بوده‌اند. این فضای ادبی باعث شده است در سال‌های اخیر نویسندگانی چون آصف سلطان‌زاده، محمدجواد خاوری، محمدحسین محمدی، سیداسحاق شجاعی، آمنه محمدی، سکینه محمدی، حسین حیدربیگی، علی پیام، عباس آرمان و... در ادبیات داستانی این کشور مطرح شوند که همگی کار ادبی خود را در ایران آغاز کرده‌اند.

تاثیر بر فضای کلی ادبیات افغانستان

تاثیرگذاری جریان ادبی و فضای داستانی و ترجمه آثار ادبی در ایران به گونه‌ای بوده است که گاهی حتی شیوه‌های روایت، دغدغه‌های داستان‌نویسان و زبان مورد استفاده آنها بشدت به جریان داستان‌نویسی داخل ایران شباهت برده است و گاهی آثاری از داستان‌نویسان جوان افغانستانی مقیم ایران بخصوص زنان داستان‌نویس خوانده‌ایم که شباهت تام و تمام به داستان‌های نویسندگان ایرانی دارد.

مقایسه ادبیات مهاجرت این کشور در ایران و پاکستان نشان می‌دهد که ادبیاتی که در پاکستان شکل گرفت ادامه حرکت ادبی داخل افغانستان بود و نویسندگانی که کار خود را در داخل این کشور آغاز کرده بودند با مهاجرت به پاکستان به روند ادبی پیشین خود ادامه دادند و به همین دلیل برخورد ادبی با زبان داستان نداشتند و آن را تنها وسیله‌ای برای انتقال پیام می‌دانستند، اما نسلی که در ایران بالیدند از یکسو به دلیل بستر مناسب با ادبیات پیشرو ایران و جهان آشنایی کامل‌تری یافتند و از دیگر سو به شاخصه‌های بومی زبان توجه بیشتری نشان دادند و بومی‌زدایی و برخورد حرفه‌ای‌تر آنها با زبان داستان در آثارشان حتی نویسندگان افغانی مقیم افغانستان یا اروپا را تحت تاثیر قرار داد.

این جریان ادبی پویا تنها داستان‌نویسان فارسی‌نویس افغانی را تحت تاثیر قرار نداده است به گونه‌ای که شاخه پشتون ادبیات افغانستان نیز از تاثیر این جریان برکنار نمانده است.

محمدحسین محمدی داستان‌نویس و نویسنده کتاب «فرهنگ داستان‌نویسی افغانستان» در این باره می‌گوید: «من در مجموع بیشتر از 5 یا 6 نویسنده پشتو را شناسایی نکردم که آثار آنها نیز ارزش ادبی زیادی ندارد، اما داستان‌نویسان پشتو که تعصبات سیاسی یا زبانی خاصی ندارند تحت تاثیر داستان‌های نویسندگان فارسی‌نویس افغانستان هستند به گونه‌ای که خود من یکی از آخرین آثار وفا سمندر نویسنده پشتو را که چند کتاب هم در پاکستان منتشر کرده است را دیدم که به زبان فارسی داستان نوشته است و البته از نظر زبان ضعف دارد، اما نشانگر تلاش در این حوزه است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها