در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در دهه اخیر برخلاف دهه 60 که اغلب آثارتان به سینمای اکشن میپرداخت، شاهد ساخت فیلمهای خانوادگی هستیم و فیلم اخیرتان «پاتو زمین نذار» هم در این ژانر تولید شده است. علت گرایش شما در این سالها به سینمای خانوادگی چیست؟
چند روز پیش یکی از دوستان فیلمنامه ای را به من پیشنهاد کرد که در پایان قصه، دختری روی پدرش اسلحه میکشد و داستان در فضای خشونتآمیز روایت میشود. من گفتم که این مساله در کشور ما شایع نیست و اینگونه قصهها متعلق به سینمای وسترن و غرب است. اصلا دختر ایرانی با اسلحه آشنا نیست و آن را در زندگی تجربه نکرده است. لذا آن فیلمنامه را رد کردم و گفتم که من چنین فیلمهایی نمیسازم، هر چند در سینمای اکشن زیاد کار کردهام. به هرحال در سینما ژانرهای گوناگونی وجود دارد که هر کارگردانی به سمت یکی از آنها گرایش پیدا میکند، یکی اکشن میسازد دیگری کمدی کار میکند و یکی هم درام میسازد. من هم شخصا به فیلمهای خانوادگی گرایش دارم و مثلا تمایلی به ساخت فیلم طنز ندارم.
با توجه به اینکه سینمای شما همواره مخاطبان خاص خود را داشته است و ژانر طنز در میان مخاطبان ایرانی محبوبیت زیادی دارد، تا حالا وسوسه نشدهاید که فیلمهای کمدی را هم تجربه کنید. قطعا برای مخاطبانی که با نام شما آشنا هستند، فیلمی طنز از ایرج قادری میتواند جذاب و پر مخاطب باشد.
راستش چون در فضای سینمای کمدی نبوده و نیستم، میترسم در ارائه و القای آن به مخاطب موفق نباشم و فرصت امتحان کردن آن را هم ندارم، اما اگر یک فیلمنامه خوب و جدید در زمینه طنز به دستم برسد، بدم نمیآید آن را اجرا کنم. ولی متاسفانه فیلمنامه قوی در این ژانر نداریم.
یکبار بهروز افخمی در مصاحبهای به نکتهای اشاره کرد که من خیلی لذت بردم. گفته بود سناریوها دیگر تمام شده است. واقعا هم همینطور است، ما در حال حاضر سناریوی به درد بخوری نداریم.
با این حساب گرایش شما به ملودرامهای خانوادگی به دلیل فیلمنامههای خوب در این ژانر است؟
ببینید ما فروشگاههای مختلفی در کشور داریم که یکی مثلا مبل و وسایل لوکس میفروشد، دیگری مواد غذایی عرضه میکند و یکی دیگر هم لوازم ورزشی و... با توجه به وضعیت اقتصادی کشور کمتر کسی میل یا قدرت خرید مبلمان و لوازم لوکس را دارد، اما از مواد غذایی نمیتوانند بگذرند. فیلمهای خانوادگی نیز در میان ژانرهای مختلف سینمایی مثل نان شب برای افراد است و لزوم توجه به آن در هر شرایطی احساس میشود و مخاطبان ایرانی نیز علاقه ویژهای به این فیلمها دارند ضمن اینکه نهاد خانواده در جامعه امروز بشدت به وسیله عوامل مختلفی تهدید میشود و خانواده ایرانی، جایگاه و منزلت گذشته خود را از دست داده است و سینما نمیتواند به این مساله مهم بیتوجه باشد.
برای همین است که در اکثر فیلمهای خانوادگی شما، اختلاف و تضاد نسلها و مشکلاتی که میان والدین و فرزندانشان وجود دارد، برجسته است؟
دقیقا همینطور است چون من بشدت معتقدم انسجام و همبستگی خانوادگی در جامعه امروز سست شده و در حال گسستن است. مثلا در گذشته پسر در مقابل پدر، پایش را دراز نمیکرد یا سیگار نمیکشید. هر کدام جایگاه خود را میدانستند. خانواده معنی و احترام داشت. محبت و عواطف معنی و عمق داشت، اما اکنون انگار همه اینها در حال فراموشی است. مثلا بچه که به سن بلوغ میرسد مهاجم میشود و رودرروی پدرش میایستد یا از خانه فرار میکند. لذا ساخت فیلمهای خانوادگی و توجه او به خطراتی که آن را تهدید میکند یکی از وظایف سینماست و صرفا نباید برای سرگرمی ساخته شود.
در واقع شما با ساخت اینگونه فیلمها قصد دارید مخاطب را نسبت به ارزشهای فراموش شده و در حال فروپاشی خانوادگی، حساس کنید و هشدار دهید؟
البته این کاری نیست که در توان من باشد و با ساخت فیلم بتوانم جامعه را عوض کنم، اما میتوانم یک نقطه در این کار باشم و در حد خودم ارزشهای اصیل و منطقی خانوادگی را به مخاطب یادآوری بکنم. مثلا در فیلم پاتو زمین نذار مرد محترمی است که صاحب یک شرکت و انسان شریفی است و 2 فرزند و یک نوه دارد. وقتی همسرش به وی محبت نمیکند و با بیمهری مواجه میشود یا پسر و دخترش با او همصحبت نمیشوند او به تدریج احساس تنهایی و خلا‡ میکند و جذب محبت آن دختر جوان میشود و کارش به جایی میرسد که رشوه میگیرد و سابقه و آبروی چندین سالهاش را به خطر میاندازد. البته او این کار را به خاطر خوشبخت کردن دختر و اینکه سایه بالای سر وی باشد انجام میدهد نه از روی هوی و هوس و انگیزههای شهوانی. حتی به او میگوید که از زنش راضی است و با وی مشکلی ندارد. در واقع او دست به عمل غیراخلاقی نمیزند یا از سر تنوعطلبی و هوی و هوس این کار را نمیکند بلکه مهر و محبتی را که باید در خانواده و از همسرش دریافت کند نمیبیند و جذب کس دیگری میشود که به نیاز او پاسخ میدهد، این مسالهای است که امروزه در خانوادههای ایرانی به وفور دیده میشود.
در سالهای اخیر به موضوع خیانت در سینما خیلی توجه شده و فیلمهای مختلفی در این باره ساخته شده است که شاخصترین آنها شوکران و چهارشنبه سوری بود...
راستش من این فیلمهایی را که به آن اشاره کردید ندیدم ولی در پاتو زمین نذار، مساله خیانت مطرح نیست. حتی دختر پاشا به مادرش میگوید که تو مادر خوبی بودی، زن خوبی بودی، اما آیا معشوقه و یار خوبی هم برای بابا بودی؟ مهری، همسر پاشا هم در نهایت نسبت به بیان ضعف خود اغراق میکند و میگوید که نسل ما شوهرداری را یاد نگرفته و تنها آموخته که چگونه قناعت یا بچهداری کند. در واقع او بعد از آشنایی و شناخت بیشتر لیلی به او و همسرش حق میدهد و ضمن همدلی با آن دختر میکوشد به او کمک کند.
در عین اینکه وی به شکل قانونی و صیغهای با وی ارتباط برقرار میکند و خارج از شرع هم رفتار نمیکند، بنابراین من معتقدم نمیتوان رفتار پاشا را خیانت معنی کرد. در نهایت او ترجیح میدهد به زندگی با همسرش ادامه دهد در حالی که مهری نیز متوجه شده باید به شوهرش بیش از گذشته محبت و توجه کند.
اینکه بدون اطلاع همسرش و به صورت پنهانی با لیلی ارتباط برقرار میکند را خیانت معنی نمیکنید؟
ممکن است که پاشا پنهانکاری کرده باشد، اما خیانت نمیکند و عمل غیراخلاقی و غیرشرعی انجام نمیدهد و نمیتوانیم بگوییم او دچار لغزش شده بلکه شرایط عاطفی و خانوادگی او به شکلی بود که پاشا با توجه به وضعیت لیلی، خلاها و کمبودهایی که در زندگی خود داشته گویی به سمت این موقعیت پرتاب شده است. اتفاقا بسیاری از اختلافات و مسائل خانوادگی روی همین مسائل به ظاهر کماهمیت و کوچک شکل میگیرد و بتدریج به بهمنی بزرگ تبدیل میشود که بر سر آنان فرو میریزد. پاشا در نهایت و پس از اینکه به زندگی خودش برمیگردد، از کاری که انجام داده پشیمان نیست و آن را به معنی خیانت نمیداند.
آقای قادری شما در بیشتر فیلمهایی که میسازید، خودتان نیز به عنوان بازیگر نقش اصلی حضور دارید، آیا این مساله به سابقه و علاقه شما به بازیگری بر میگردد یا دلایل دیگری دارد؟
به این سوال شما باید کمی خشن پاسخ دهم. ببینید من هنرپیشه و بازیگر هستم که کارگردانی هم میکنم، اما کارگردانی نیستم که به خودم نقش بدهم. در واقع شما باید بین ایرج قادری کارگردان با ایرج قادری بازیگر تفاوت قائل شوید. ممکن است ایرج قادری کارگردان نقشی را برای فیلمش ترسیم کرده باشد که ایرج قادری بازیگر برای آن نقش مناسب نباشد. در آن صورت من بازیگر دیگری را انتخاب میکنم، اما زمانی که آن نقش با ویژگی و مختصات بازیگری ایرج قادری تناسب داشته باشد، ترجیح میدهم خودم آن نقش را بازی کنم. چه بسا کارگردانهای دیگری هم که بازیگر هستند، همین کار را میکنند. ضمن اینکه من با این کار انرژی و توانی را که برای هدایت یک بازیگر در ایفای درست نقش باید بگذارم، صرف کار دیگری میکنم. اینکه برخی فکر کنند ایرج قادری نقشهای محوری را به خودش میدهد و از سر خود خواهی این کار را میکند درست نیست و بنده براساس توانایی و خصلتهای بازیگر و تناسب او با نقش، دست به انتخاب میزنم.
در واقع از امتیاز کارگردانی برای تصاحب نقش اصلی استفاده نمیکنید؟
دقیقا همینطور است. این روالی متداول در جهان است. مثلا آقای کلیس تی ین فود که کارگردانی میکند خودش بازی نمیکند. به نظرم این مساله چیز عجیبی نیست.
خودتان به کدامیک از اینها علاقه و گرایش بیشتری دارید؛ بازیگری یا کارگردانی؟
واقعا فرقی برایم نمیکند، مثل این میماند که بگویید دخترتان را بیشتر دوست دارید یا پسرتان را.
با توجه به اینکه شما در قبل و بعد از انقلاب تجربه بازیگری داشتید، نظرتان درباره سطح و جنس بازیگری در این دو دوره تاریخی چیست؟
راستش زمانی که من در جامعه و با مردم مواجه میشوم آنان از سر محبت یا واقعیت میگویند ما هنوز بازیها یا فیلمهای قدیم شما را دوست داریم. البته من به سینمای کنونی و بازیگران جوانی که وارد این عرصه شدهاند احترام میگذارم، ولی آن محبوبیتی که باید نزد مردم داشته باشند چندان وجود ندارد. نمیدانم چرا سینمای ایران متوقف شده و بازیگر شاخص بیرون نمیدهد. یعنی وقتی ما فیلمی میخواهیم بسازیم بازیگر محدودی داریم و مثلا سه چهار تا زن بازیگر داریم که صاحب نام هستند و مثلا زمانی که به یک بازیگر خانم بیست ساله نیاز داریم ما را با مشکل مواجه میکند و مثلا خانم نیکی کریمی را نمیتوانیم 20 ساله کنیم.
البته به لحاظ کمی تعداد بازیگران افزایش پیدا کرده است.
بله ولی تنوع در آنها کم است. به عنوان مثال برای نقش جوانی که تازه از سربازی آمده، ما بازیگر در این سن و سال کم داریم و آنها نیز ممکن است سر پروژه دیگری باشند و نتوانند با کارگردان همکاری کنند. یا باید از خیر فیلم بگذریم یا اینکه از یک نابازیگر یا بازیگر تازه کار استفاده کنیم که مشکلات خاص خودش را دارد و مثلا تهیه کننده نمیپذیرد چنین کاری بکند.
آیا نوع بازیگری هم تغییر کرده به این معنی که سطح و جنس بازیها رشد کرده باشد؟
بله ما بازیگران خوبی در سینمای ایران داریم که بعد از انقلاب ظهور کردهاند و نمیتوان آن را نادیده گرفت. مثل پرویز پرستویی و محمد رضا فروتن که خیلی خوب و قوی بازی میکنند. ما شاهد بازیگران خوبی در این سالها بودهایم.
اتفاقا یکی از بازیگران محبوب بعد از انقلاب محمدرضا گلزار است که شما در فیلم سام و نرگس او را به سینمای ایران معرفی کردید و در واقع راه ورود او را به سینما باز کردید؟
در سام و نرگس نه فقط گلزار که بازیگران دیگر هم جدید بودند. مثلا یک پسر جوانی به نام کاکاوند در این فیلم حضور داشت که بسیار خوب بازی میکرد و استعداد فوقالعادهای در بازیگری داشت که متاسفانه خودکشی کرد. اگر این اتفاق نمیافتاد وی اینک یکی از بازیگران خوب و سوپر استار سینمای ایران میشد.
دوباره برمیگردیم به فیلم «پاتو زمین نذار»و نقدی که در مورد نقش لیلی با بازی شیلا خداداد مطرح میشود، به این معنی که چهره و گریم شیلا خداداد تناسب منطقی با یک دختر رنج کشیده و ضعیف و بیپناه ندارد و خیلی شیک و بالا شهری است. نظرتان دراین باره چیست؟
شما ببینید مثلا در افغانستان بمب میریزند و مردم آواره در خاک و گل ولای دست و پا میزنند، ناگهان در میان آنها چهره زیبای زن یا مردی به چشم میخورد، بدبخت بودن که حتما نباید با چهره زشت ترسیم شود. لیلی به هرحال دختر جوانی است و قرار نیست صورتش چین و چروک داشته باشد، آیا شما در طبقه کارگر و فقیر جامعه، چهره زیبایی نمیبینند؟ ضمن اینکه ما با سینما سرو کار داریم و بالاخره داشتن چهره زیبا در سینما هم شرط است و به عنوان یک مولفه در فیلمسازی مورد استفاده قرار میگیرد تا در جذب مخاطب تاثیر داشته باشد.
آقای قادری قصد ندارید مدیوم تلویزیون را هم تجربه کنید و سریال بسازید؟
اتفاقا قرارداد خیلی سنگینی با آقای زرینکوب برای ساخت یک سریال در تلویزیون داشتم و 4 3 ماه در پیشتولید کار کردم و بازیگران هم انتخاب شده بودند، ولی متاسفانه بیمار شدم و همین باعث شد نتوانم ادامه دهم و به دلیل این که سرطان مثانه گرفته بودم و فرآیند درمان بیماری اجازه نمیداد به کارم ادامه دهم.
پس با وجود این بیماری، ادامه کار فیلمسازی هم برایتان مشکل شده است؟
نه خوشبختانه معالجه و درمان شدم و مشکل خاصی به لحاظ جسمانی ندارم و اگر خدا بخواهد و فرصت دست دهد، باز هم فیلم خواهم ساخت.
باز هم میخواهید در ژانر خانوادگی به فیلمسازی ادامه دهید؟
نه معلوم نیست، در ضمن کدام یک از کارهای من باهم شبیه است؟
ببینید مثلا محاکمه و پاتو زمین نذار نه اینکه داستان شبیه به هم داشته باشد، ولی هر دو در ژانر خانوادگی ساخته شده است.
ببخشید ممکن است در 2 فیلم از نمای کلوز آپ استفاده شود، پس باید نتیجه بگیریم این دو فیلم، مشابه هم است؟ محاکمه با پاتو زمین نذار خیلی با هم فرق میکنند.
منظور من، شباهت ژانر است نه شباهت داستان اما غیر از این مساله، برخی منتقدان به شباهت جنس بازیهای شما در فیلمهایتان معتقدند...
متاسفانه برخی از این دوستان صاحب قلم یکی از پزهایشان این است که هتاکی کنند و به یکی فحش دهند و زمانی که یک فیلم را نقد میکنند، فقط نکات منفی آن را میبینند و برجسته میکنند و اصلا نقاط قوت آن را نمیبینند به نظر من، هیچ گونه شباهتی میان نقشهای من در محاکمه و پاتو زمین نذار و اکورایوم وجود ندارد و هر کدام پرسونای خاص خود را دارند.
آقای قادری شما تجربه تهیهکنندگی هم دارید و بیش از 30 سال از نزدیک با اقتصاد سینما آشنا هستید، نظرتان درباره دستمزد بازیگری چیست؟
طبیعی است به موازات گران شدن کالاها و اجناس، متناسب با تورم دستمزد بازیگران نیز افزایش مییابد، البته من هم از افزایش نجومی دستمزد بازیگران در چند سال اخیر تعجب میکنم، اما درمورد سینما و در آمد آن باید بگویم که سینما جای خوبی برای پول درآوردن نیست و به لحاظ اقتصادی چیز دندانگیری نیست و من به شما ثابت میکنم که به لحاظ مالی، بازیگری با رانندگی در آژانس تفاوت چندانی با هم ندارد. بیشتر بازیگران ما درآمد بالایی ندارند و حساب چندتا بازیگر ستاره که دستمزد بالایی دارند را باید از این مساله جدا کرد. استثناها را نمیتوان معیار قرار داد. میخواهم بگویم که سینما پولی ندارد و سینما آدم را صاحب خانه و ماشین نمیکند و این یک تعارف و شعار نیست.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: