من از معلم مدرسه شکایت می‌کنم

کد خبر: ۲۵۰۹۱۰

اریک در دبستان علاقه زیادی به مدرسه داشت و معلم دبستانش نیز نقش قابل ملاحظه‌ای در این مورد داشت.

او به قدری آگاه و باحوصله بود که بیشتر از آموزش به تربیت دانش‌آموزان می‌پرداخت و تقریبا تمام دانش‌آموزان به درس و مدرسه علاقه‌مند شده بودند.

اریک هم یکی از دانش‌آموزان مشتاق و موفق بود و والدینش تمامی اینها را مدیون زحمات معلم‌اش بودند، اما در دبیرستان ورق برگشت و معلم درس ریاضی وی که معلم ورزش مدرسه هم بود رفتاری کاملا متفاوت داشت.

اریک که به موسیقی و ورزش هم علاقه‌مند بود کم کم نسبت به ورزش بی‌علاقه شد.

والدینش تصور کردند شاید حجم بالای درس‌ها او را از پرداختن به ورزش بازداشته است.

اما وقتی اریک از مدرسه به منزل باز می‌گشت حالتی کاملا عصبی داشت و تمایلی به صحبت و گفتگو با کسی نداشت.

درست چند روز قبل از آن واقعه دلخراش، مادر از اریک دلیل تغییر رفتارش را پرسیده بود و اریک گفته بود که دیگر نمی‌تواند تحمل کند.

مادر که از این صحبت او تعجب کرده بود دلیل این پاسخ را پرسیده بود و گفته بود که مگر چه مشکلی وجود دارد؟ اما اریک بدون این‌که پاسخی دهد به اتاقش رفته بود و در را بسته بود.

درست دو روز بعد یعنی در روز 27 مارس اریک دست به خودکشی زده و سریعا نیز جان خود را از دست داده بود.

این درد برای والدینش بسیار بزرگ بود و مادرش می‌گفت با از دست دادن فرزند انسان احساس می‌کند که تمام زندگی و جانش تخریب شده و به هدر رفته است.

وقتی پیگیری‌های بیشتر انجام شد مشخص شد که دبیر ریاضی مدرسه اریک نه تنها در مدرسه حامی دانش‌آموزان رذل و ناسازگار بوده بلکه مرتب به عناوین مختلف دانش‌آموزان عادی مانند اریک را مسخره می‌کرده و به عناوین مختلف آنها را می‌کوبیده است.

به عقیده یکی از کارشناسان تربیتی سوء استفاده از افراد صرفا از طریق جسمی نیست بلکه آزار کلامی و توهین به افراد نیز بدترین نوع آزار به خصوص در سال‌های بحرانی نوجوانی محسوب می‌شود. او مرتب در مورد ناتوانی‌ها و جنبه‌های گوناگون شخصیت اریک او را تحت فشار قرار می‌داده و حتی یک بار ترتیب درگیری جسمی اریک با یکی از اراذل را داده بود.

اریک نیز به قدری تحت فشار بوده که نمی‌خواسته والدینش را ناراحت کند و با این فکر که دیگر تحمل ندارد دست به خود کشی زده بود.

با این ادعاها پلیس وارد موضوع شد و پس از انجام بررسی‌های بیشتر مشخص شد که دبیر مربوطه از ناهنجاری‌های شخصیتی رنج می‌برده و در واقع دو شخصیتی و یا دو قطبی بوده است.

او که خود در یتیم خانه بزرگ شده بود می‌خواست با زجر دادن دانش‌آموزان احساس لذت کند و با رفتارهایش موجب شده بود که دانش‌آموزان کلاس هر روز صبح با استرس به مدرسه بروند.

حتی یکی دو نفر از دانش‌آموزان نیز ادعا کرده بودند صبح‌ها با حالت تهوع و اضطراب زیاد وارد مدرسه می‌شدند.

علاوه بر اریک 7 نفر دیگر از دانش‌آموزان نیز با درجاتی ضعیف تر اقدام به خود کشی کرده بودند اما نهایتا جان خود را از دست نداده بودند.

پدر اریک می‌گفت قصد ندارد هیچ پولی از مدرسه اوهایو بگیرد اما از این معلم و مدرسه به خاطر سهل‌انگاری در کنترل دبیران شکایت می‌کند تا دیگر دانش‌آموزان به چنین وضعی نیفتند.

او می‌گفت تا به نتیجه نرسیدن پرونده به هیچ وجه از شکایت خود صرفنظر نمی‌کند زیرا معلم را عامل اصلی خودکشی فرزندش می‌داند و تا محکوم نشدن وی دست از تلاش نخواهد کشید.

او می‌گفت این فرد نه تنها پسرش را از وی گرفته بلکه خوشبختی و نشاط و همسرش را نیز از وی گرفته است زیرا مادر اریک در حالت روحی نامناسبی به سر می‌برد و پس از با خبر شدن از زجری که فرزندش را به این کار واداشته قادر نیست به زندگی معمول ادامه دهد و تحت نظر پزشک در حال مصرف داروهای آرام‌بخش قوی است.

مترجم : سحر کمالی‌نفر
منبع :AP

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها