حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این برنامه ضمن پخش قسمتهایی از نمایش هایی که تاکنون توسط گروههای تئاتری بین المللی به اجرا درآمده و یا توسط مجموعه تله تئاترهای تلویزیونی در نقاط مختلف جهان ضبط و پخش می شود ، سعی دارد به طرز زیبا و ملموسی مخاطبان و علاقه مندان به دنیای ادب و نمایش را با شاهکارهای ادبی شکسپیر از جمله : هنری پنجم ، مکبث ، هاملت ، شاه لیر ، اتللو ، آنتونی و کلئوپاترا ، ژولیوس سزار و تاجر ونیزی آشنا کند و دیدگاه های منتقدان ادبی و نمایشی سراسر جهان را نسبت به آنها منعکس کند. برخی از نقادان ، هاملت ، شاه لیر ، مکبث ، اتللو و آنتونی و کلئوپاترا را شاخص ترین آثار شکسپیر پنداشته اند. آنها هاملت را اسرارآمیز ، شاه لیر را نابخرد و پرجوش و خروش و نومید در پهنه عقل و امیال بشری می دانند. هاملت نیز یکی از برجسته ترین خصوصیات انسانی یعنی تخیل و تاثر انسان را نشان می دهد ؛ ولی انکار نمی توان کرد که مکبث از لحاظ نمایشنامه و صرفا از نظر دراماتیک ، بر هاملت و و شاه لیر رجحان دارد. در همه آثار شکسپیر بیش از آن که به نمایشنامه به مفهوم امروز آن شبیه بنماید ، افسانه و تاریخ موجی می زند ، تا جای که با همه نزدیکی و دستیابی ، هاله ای از ابهام آنها را در میان گرفته است . زیرا در واقع شکسپیر در کار خلق نمایش ، تنها به احیای نمایش تاریخی - روندی که در کلیه آثارش مشهور است - نپرداخته است . در این زمینه درامهای رومی که خیلی پایین تر از شاهکارهای بزرگ اوست ، می تواند مثالهای مناسبی باشد. به عنوان مثال در آنتونی و کلئوپاترا شکفتگی کامل نبوغ شاعر، چهره کلئوپاترا را اندکی با افسانه و داستان آمیخته است ، اما با این حال در برخی موارد، پایبندی شکسپیر به تاریخ ، نارسایی هایی را موجب شده است . در رویکردی دیگر چنین می توان پنداشت که مکبث شرح حالی کم و بیش افسانه ای و نمایشی است که نمی تواند از آغاز، علاقه و توجه خواننده اثر و یا بیننده نمایش را آنچنان که باید به سوی خود جلب کند و پرده پرده بر میزان این توجه و علاقه بیفزاید ؛ زیرا زندگی قهرمان به طوراجباری باید واقعه ای را دنبال کند و کمتر انسانی است که زندگی اش با مهارتی هنرمندانه ادامه یابد. برای همین است که تراژدی در مجلس ماقبل آخر پرده سوم به نقطه اوج می رسد. از آن پس ، یعنی حدودا نیمی از اثر بجز 2قسمت بی نظیر و خیلی کوتاه (مجلس مکالمه راس و مکداف و مجلس راه رفتن لیدی مکبث در خواب) دیگر بدان پایه رفیع نمی رسد. تراژدی مکبث فقط سرگذشت 2آدمکش صاحب جاه و نفرت انگیز است که عاری از هرگونه سجایای معنوی و اخلاقی هستند و از خردی در حد بسیار متوسط برخوردارند. جنایاتشان مبتذل و ابلهانه است و هیچ انگیزه درخشانی ، دهشت کارشان را نمی پوشاند. برنامه تلویزیونی «شکسپیر از نگاهی دیگر» در قضاوتی بجا معلوم می کند که شکسپیر در همه آثار ماندگارش هرگز خود به صحنه نمی آید تا رشته سخن را شخصا به دست بگیرد! او بیان همه چیز را به عهده فضاسازی در صحنه و ایجاد شخصیت هایی که دارای نوعی تعاریف خاص اند می سپارد. برای اثبات ادعای چنین روندی ، پخش قسمتهای موزون و دنباله دار از برخی نمایشنامه های شکسپیر در این برنامه بخوبی توانسته است دلایل مورد نیاز را ارائه کند. شکسپیر در سلسله نمایشنامه های خود به طور مداوم ، بنای عقل قهرمانان داستان را متزلزل می کند و بدین گونه سدی را از سر راه سیل پرشکوه «لیریسم» برمی دارد و از آن پس آزدادنه با زبان قهرمانان سخن می گوید و زیبایی ، بی آن که نابجا شمرده شود، بر نمایشنامه چیره می شود. هر چه جنون قهرمان اصلی افزایش می یابد، «لیریسم» آثار بزرگ و جاوید شاعر درخشان تر و عالی تر جلوه می کند. در بیشتر نمایشنامه های شکسپیر ، اکثر قهرمانان به استعاره سخن می گویند و در این مجموعه مستند اکثر قهرمانان نمایشنامه ها به طور متوالی تیپیکال و عقایدشان سرند می شود فلذا این استعاره واقعا جان می گیرد. آنها مثل بشر ابتدایی برای بیان اندیشه خود عبارات و تعبیرات می آفرینند، برای این که به هیچ وجه ، موضوع تشبیهاتی که خردمندانه ساخته و پرداخته شده اند در میان نیست . و این امر تنها مرتبط به ظهور ناگهانی و پی در پی کلماتی است که به نحوی سحرآمیز در گذرگاه روح و جان و عقل شاعر، به استعاراتی تکاندهنده بدل می شود و به قالب نظم در می آید. از این رو مترجمان آثار او باید با دقت بسیار بکوشند تا استعاره مستور در کلمات زنده بماند. این مقوله به قدری دارای حساسیت است که بررسی ترجمه آثار شکسپیر، خود به یکی از سرفصل های مهم مجموعه «شکسپیر از نگاهی دیگر» بدل شده است . برای مثال ترجمه ای مناسب و قوی می تواند اظهار کند که هاملت ، شاعری اندوهگین و خیالپردازی سرگردان نیست که حساسیتی بیمارگونه داشته باشد ؛ زیرا ماندگار شدن هاملت حتی به خاطر غنای شعری و روح ادبی سرشار آن نیست ؛ بلکه از آن روست که تراژدی یک روح عاصی و بدبین و هیجانات یک انسان مدرن امروزی را نیز می تواند بیان کند. همچنین در این مجموعه مستند همواره به ابعاد درونی و بیرونی آثار شکسپیر به دقت پرداخته می شود و در این رهگذر بعضی از نمایشنامه ها و قهرمانان آنها از این منظر بخوبی مورد بررسی قرار می گیرند. برای مثال حوادث امروز و موانعی که هاملت در زندگی بیرونی با آنها رو به روست ؛ پستی ها و ضعفها، دروغها و تملق ها، خوش خدمتی ها و جنون رسیدن به قدرت ، درک او از زندگی و مرگ ، او را انسانی مردد و اندوهگین و گاه مالیخولیایی معرفی می کند. مجموعه تلویزیونی «شکسپیر از نگاهی دیگر» اصرار دارد تا دیدگاه های شکسپیر در مورد زندگی را بخوبی روایت کند ؛ زیرا شکسپیر به نوعی ماهرانه در همه آثارش اشاره روشنی به دو گونه زندگی دارد. یکی زندگی آگاه و بیرونی و دیگر زندگی ناآگاه و درونی . او معتقد است در زندگی بیرونی انسان ، موجوداتی به عنوان دوست ، دشمن ، خویشاوند ، همکار و... حضور دارند و در زندگی درونی وی موجودات دیگری یافت می شوند که مرتبط با باقیمانده هایی از اجداد و گذشته وی هستند. یکی از آیتم های بسیار جدیدی که در مجموعه «شکسپیر از نگاهی دیگر» ارائه می شود، توجه مفرط افراد با پیشینه غیر فرهنگی و ادبی به آثار وی است . در این برنامه مشخص می شود که شخصیتهای خلق شده اکثر آثار شکسپیر جدا از محافل ادبی و هنری ، همواره مورد توجه اکثر روان شناسان ، روانکاوان و روانپزشکان بوده اند و اینان علل ، منشا احساسات ، عواطف ، واخوردگی ها و احیانا نوع تمایلات این قهرمانان و شخصیت ها را مورد بررسی قرار داده و می دهند. و در آخر این که شکسپیر در مجموع و در عین وفاداری به حکایت های اقتباسی خود از مردمان هم عصرش ، دردها و تردیدهایش را در زندگی آنها به جریان می اندازد، و بدیهی است این هیجانات و بدبینی ها در زندگی آیندگان نیز تسری یابد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....