تولید و پخش برنامه های تلویزیونی در تعامل با بیننده (3)

یکی دیگر از گونه های مهم کمدی ، کمدی تقلیدی است ، که فقط در یک مورد کاربرد دارد. از این رو ، بیننده پس از دریافت تعاریف این نوع کمدی ، دقیقا می تواند آن را شناسایی کند.
کد خبر: ۲۰۶۸۳
در این نوع فیلمها، عمدتا یک فیلم داستانی یا جدی دستمایه کار قرار می گیرد. با توجه به این که آن فیلم ، باید آنقدر معروف باشد که صحنه های آن در ذهن بیننده ثبت شده باشد. شکل گیری فیلمی کمدی از نوع کمدی تقلیدی بر این مبناست که با اعمال رفتارهای طنز و مسخره و به کارگیری دیالوگ های متلک گونه فیلم جدی بازسازی می شود. یعنی در این ساخت لوکیشن ، لباسها، طراحی صحنه همه طوری آماده سازی می شود که اولا بار کمدی داشته باشد و بعد هنگامی که دیالوگ های کاراکترها آغاز می شود، بیننده ناخودآگاه آن فیلم جدی را در ذهن مرور می کند و آنچه در حال تماشای فیلم کمدی برداشت می کند، با آن فیلم جدی تلفیق می کند. کمدی تقلیدی می تواند درباره «جایگزینی کاراکتر» نیز به وقوع بپیوندد. برای مثال ، ممکن است شخصی به اشتباه ، جای فرد دیگری شناخته شود. (فیلم بازرس با بازی فردآستر را به یاد آورید) و پس از مدتی که از شکل گیری داستان گذشت ، با پیش آمدن یک یا چند موقعیت طنز دیگر، راهکار برملا شدن این جایگزینی اشتباه صورت پذیرد. (فیلم احمق ها در آکسفورد با بازی استن لورن و الیور هاردی را در نظر بگیرید) در فیلمهای کمدی اغلب هدف خنداندن بیننده است ، لیکن گاه به دست دادن فضای شاد، هدفمند است و در نتیجه فیلم کمدی - فارغ از هر عضو زیرمجموعه این ژانر - ارزش و اعتبار خاص می یابد (سری فیلمهای دو حلقه ای چاپلین بین سالهای 1916-1930، فیلمهایی مثل دوش فنگ ، زندگی سگی ، پسربچه ، سیرک و... را به یاد بیاورید.) همچنین ممکن است این گونه فیلمهای هدفمند، در عصر یا زمان سیاسی و اقتصادی خاصی ساخته شده باشد و حال و هوای آن روزگار در فیلم گنجانیده شود (فیلم عصر جدید چاپلین ساخته 1936 با بازی چارلی و لوپست گدار را به یاد آورید) در بیشتر این فیلمها انگاره های اجتماعی ، مردن هنجارها و استیلای ناهنجاری های جامعه ، فاصله طبقاتی بین اقشار مردم ، وجود تبعیض میان شهروندان ، توزیع ظالمانه قدرت ، ثروت و... مشاهده می شود و در این زمینه ها فیلمهای چارلی چاپلین همگی از این مضامین ارزشمند برخوردارند. طبیعی است شناسایی ژانر آخرین از سوی مخاطب و بیننده او را در طرح پرسشهای سیاسی و اجتماعی یاری می کند. اینجاست که قدرت شناسایی یک ژانر از سوی مخاطب جلوه گری می کند، زیرا با این شناسایی ، بیننده قدرت سرند و تحلیل فیلم راپیدا می کند. و در خاتمه به یکی دیگر از مهمترین گونه های فیلم کمدی اشاره می شود که آن را «کمدی سیاه» می نامند. در مثالهای قبلی ، آنچه تماشاگر یا بیننده را به خنده وا می داشت شوخیها و دیالوگ هایی بود که در سطح می گذشتند و عمقی برایشان متصور نبود. ارائه صحنه های شلوغ بزن و بکوب مایه خنده می شد و درنهایت به انجام می رسید. در واقع تفکری پشت این داستان ها نبود، قدرت تفکری که باید از سوی کارگردان یا نویسنده فیلم اعمال می شد، اما در کمدی سیاه ، پشت هر فریم اندیشه ای نهفته است . در این نوع کمدی ، زیرساخت ها عمدتا از بدبینی ها و سوئظن ها و شک و تردیدها شکل می گیرد، به نحوی که حتی شوخیهای اعمال شده سبب آزار جدی کاراکتر مقابل می شود. (فیلم دکتراسترنج لاو - محصول 1963 با بازی پیتر سلرز را به یاد بیاورید.) در این فیلم ، کوبریک آنچه از وضعیت نابسامان اجتماعی و سیاسی مردمان امریکا و نظریات زورمدارانه و امپریالیستی دولتمردان امریکایی ، وجود و عینیت جهانی یافته رو می کند. برای همین ، نام دیگر فیلم «کمدی سیاه» دکتر استرنج لاو یک نام با مسما و حتی طنز است . این اسم که «چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و بمب را دوست بدارم» است ، در جای خود یک کمدی سیاه و پرمعناست . اگر بیننده ، تعریف کمدی سیاه را فراگرفته باشد و نسبت به آن شناسایی یافته باشد، با مرور همین جمله «چگونه یاد...» درمی یابد که طنز مستتر در این فیلم تنبه به حکومت امپریالیستی امریکا می زند. این گونه که برای از میان رفتن ناراحتی به جای این که به معنویات و خداوند تکیه شود، در عصری بشر زندگی می کند که با عشق ورزی به بمب به آرامش می رسد.تعریف کمدی سیاه هم تراز با نام دیگر فیلم استرنج لاو دقیقا می تواند انگاره های موجود در فیلم کمدی سیاه را از سوی بیننده شناسایی کند. در قسمت بعد، ان شاءالله معرفی نمونه های ایرانی مرتبط با زیر مجموعه های ژانر کمدی راتقدیم خواهیم کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها