بلند شد و مانند بچه هاى کوچک که بهانه مى گیرند از زمین رفت بیرون و گفت: من با تو قهرم دیگر بازى نمى کنم. این عبارت را با حالت بچگانه و ناز و کرشمه اى خاص بیان کرد. تمام افراد دو تیم جمع شدند و التماس کردند که: محمود آقا بیا بازى او همچنان مى گفت: نمى آیم. من را تاجى زده زمین. خلاصه بعد از کلى التماس و درخواست که شما بزرگترید، عیب نداره، نفهمیده و روبوسى بلند شد و آمد بازى؛ چقدر آن روز خندیدم و خوش گذشت. روحش شاد.
در تیپ 77 کماندویى نبوت باختران از عملیات بیت المقدس سه ته عملیات والفجر 10 در یکى از برنامه هاى گشتى: دو نفر از برادران در خاک دشمن مانده بودند. موقع برگشتن بر اثر انفجار خمپاره یکى هر دو چشم و دیگرى پاهایش را از دست مى دهد. فکرى از مغزشان خطور مى کند. آن که پا نداشته به دیگرى مى گوید: بیا من چشم تو باشم. تو پاى من. همین کار را کردند و توانستند به خاکریز خودمان برسند.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد