نگاه کارگردانان سینما به تلویزیون‌

تجربه‌آموزی درکنار احترام به مخاطب‌

ساخت انواع تله‌فیلم و سریال‌های تلویزیونی از سوی کارگردان‌های سینما و تلویزیون پدیده جدیدی نیست؛ اما آنچه در این میان بیش از هر مساله‌ای اهمیت دارد چرایی و چگونگی حضور این کارگردانان در تلویزیون است. چه بسا این رویکرد در نوع خود نیکوست، اما میزان شناخت تلویزیون به عنوان مدیوم رسانه با توجه به گستردگی مخاطب آن، کم و کیف ساخت آثار تلویزیونی چه در قالب تله‌فیلم و چه در نوع سریال‌سازی و همچنین میزان موفقیت و عدم موفقیت آن دسته از فیلمسازان کوچ کرده سینما به تلویزیون قابل بحث است.
کد خبر: ۱۷۴۶۵۷
به همین منظور، این موضوع با برخی کارگردان‌های سینما که طی این چند سال مجموعه‌های تلویزیونی یا تله‌فیلم‌های قابل توجهی در تلویزیون ساخته‌اند مطرح شده و علل و عوامل موفقیت و یا عدم موفقیت مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

مهدی فخیم‌زاده از جمله فیلمسازانی است که طی چند سال اخیر مجموعه‌های تلویزیونی چون تنهاترین سردار، خواب و بیدار، حس سوم، بی‌صدا فریاد کن و غیره را در شبکه‌های مختلف تلویزیونی ساخته است.

این کارگردان که سینما را ابتدا با بازیگری آغاز و بعد در مقام کارگردان، آن را دنبال کرده؛ در خصوص حضور کارگردان‌های سینما در تلویزیون گفت: بعد از انقلاب، حضور کارگردان‌های سینما در تلویزیون معطوف به دوره خاصی از زمان است و تا آنجا که به یاد دارم در سال‌های اولیه پس از انقلاب غیر از موارد انگشت‌شمار، تقریبا هیچ کارگردان سینمایی را سراغ ندارم که در تلویزیون کار کرده باشد جز سریال‌هایی مثل سربداران یا میرزا کوچک‌خان جنگلی که محمد علی نجفی و بهروز افخمی آنها  را کارگردانی کردند که در آن مقطع زمانی آنها  هنوز کاری نساخته بودند.

در آن سال‌ها معمولا فیلمسازان فعال در سینما با تلویزیون ارتباطی نداشتند و تا آنجا که به خاطر دارم حضور کارگردان‌های سینما در تلویزیون از دوران آقای لاریجانی از حدود سال‌های 73 یا 74 شروع شد و این حضور بخصوص با فعال‌شدن مجدد سیمافیلم قوت گرفت؛ ولی پیش از آن، کار در تلویزیون برای کارگردان‌های سینما جذابیت نداشت و بودجه‌ای که برای ساخت یک سریال یا تله‌فیلم در نظر گرفته می‌شد آنقدر پایین بود که فیلمساز ترجیح می‌داد بیکار باشد، ولی پا به عرصه فیلمسازی یا سریال‌سازی در تلویزیون نگذارد.

این فیلمساز در ادامه به تابوشکنی در عرصه تلویزیون اشاره کرد و گفت: متاسفانه در آن دوران، میان فیلمسازان سینما، تابوهایی وجود داشت که هنوز هم وجود دارد. زمانی که به تلویزیون رفتم برخی فیلمسازان مرا به باد انتقاد گرفتندکه چرا به تلویزیون آمده‌ام؛ چرا که معتقد بودند کارگردان‌های شکست‌خورده در سینما به تلویزیون رو می‌آورند، اما من با این نظر مخالفت می‌کردم، چون معتقدم این فرمول در ساختار فیلم در تلویزیون یا سریال‌سازی در ایران جواب نمی‌دهد.

فرزاد موتمن، کارگردانی که هم در سینما و هم در تلویزیون فعالیت می‌کند، معتقد است سطح فیلم‌های تلویزیونی به لحاظ استانداردهای تکنیکی و کیفی نسبت به گذشته بالاتر رفته است و بیشتر فیلم‌ها از دکوپاژ و میزانسن‌های خوبی برخوردارند.

این کارگردان در توضیح رعایت استاندارد کیفی در تله‌فیلم‌های ساخته‌شده توسط کارگردان‌های سینما در تلویزیون گفت: کارهای تلویزیونی به طرز وحشتناکی در گذشته به دلیل دکوپاژ، آشفته بوده‌اند و در برخی موارد جای دوربین‌ها هیچ منطقی را بیان نمی‌کرد یا حتی تنوعی در میزانسن‌ها وجود نداشت و در عین حال بازی‌های غلو شده‌ای ارائه می‌شد، اما در آثار فیلمسازانی که از سینما به تلویزیون آمده‌اند تا حدودی این موارد رعایت شده است و به نظر می‌آید همین اتفاق در سریال‌سازی هم افتاده است؛ به عنوان مثال مجموعه‌های تلویزیونی که احمد امینی می‌سازد به لحاظ کیفی با سریال‌های معمولی که از تلویزیون پخش می‌شود، تفاوت دارد.

به همین دلیل، حضور کارگردان‌های سینما در تلویزیون را به لحاظ بالا بردن سطح کیفی آثار تولید شده و همچنین افزایش سطح سلیقه مخاطب موثر می‌دانم.

چرخه مالی در تولیدات تلویزیونی‌

علاوه بر جنبه‌های کسب تجربه یا تنوع در ساختار و دیگر مسائل مطرح شده درخصوص چرایی فعالیت کارگردان‌های سینما در حوزه تلویزیون، چرخه مالی از فاکتورهای مهم فیلمسازی در این عرصه است.

فریدون جیرانی که این روزها با مجموعه تلویزیونی «مرگ تدریجی یک رویا» در تلویزیون حضور دارد، در این باره گفت: انجام یک فعالیت صنعتی و گردش مالی در تلویزیون مهم‌ترین عوامل جذب کارگردان‌های سینما در تلویزیون است و به نظر من چنین رویکردی از زاویه گردش مالی نگرش درستی است؛ چرا که تلویزیون برای افزایش تولید و تامین خوراک مجموعه شبکه‌های خود به چنین چرخه‌ای نیاز دارد.

از همین‌رو، تلویزیون هم به چرخه صنعتی تبدیل شده است و طبعا وقتی تولید افزایش می‌یابد، سریال‌های متفاوت با سطح کیفی مختلف نیز تولید می‌شود و اگر با نگاهی دقیق‌ به تولیدات سیما بنگریم، چندین سریال خوب را می‌توان یافت که در زمره بهترین‌های تلویزیون بودند و این اتفاقی است که در گذشته کمتر می‌افتاد.

فخیم‌زاده: یک اثر تلویزیونی مستقیما وارد خانواده و زندگی مردم می‌شود و فرصت انتخاب را از تماشاگر می‌گیرد

فرزاد موتمن برخلاف نظر جیرانی معتقد است کار در تلویزیون با امکانات محدودتری انجام می‌شود. وی در این باره گفت: چرخه سخت و گردش مالی به لحاظ در دست داشتن امکانات بسیار محدودتر است و به دلیل کمبود بودجه، کارگردان‌ها با هزینه‌های کمتری کار می‌کنند و واقعیت این است که تلویزیون از این جهت بار مالی چشمگیری برای کارگردان به همراه ندارد، اما جدا از بحث مالی کار در تلویزیون جذابیت‌های خاص خودش را دارد و دلیل این که من کار در تلویزیون را دوست دارم، این است که به هر حال با مخاطب گسترده‌تری روبه‌رو هستم. بلافاصله پس از پخش، بازتاب‌های متفاوت را از نزدیک می‌بینم و در لحظه متوجه می‌شوم که تله‌فیلم تا چه اندازه با تماشاگر ارتباط برقرار کرده است.

مهدی کرم‌پور هم معتقد است بودجه‌های واگذار شده برای ساخت هر پروژه تله‌فیلم بودجه‌های پایینی است و در این میان اتفاق بدی که افتاده، این است که لابه‌لای حضور و ساختن فیلم‌های تلویزیونی از سوی فیلمسازان حرفه‌ای، بعضا دیده شده که این بودجه‌ها در اختیار عده‌ای آماتور هم قرار گرفته است.

یعنی کسانی که قبلا گمان می‌کردند با فیلم‌های کوتاه می‌توانند وارد سینما شوند و یا نمونه کاری برای خود فراهم می‌کنند؛ از راه‌های مختلف مانند ساخت فیلم‌های 90 دقیقه‌ای تلویزیونی نمونه کار برای خود درست کردند و سیاه مشق‌های خود را از راه ساخت این تله‌فیلم‌ها انجام دادند. به همین دلیل، در میان فیلم‌های خوب و ارزشمند برخی فیلمسازان فیلم‌هایی با کیفیت نازل هم ساخته شد که به نظر من چنین دسته‌بندی و تخصیص بودجه‌های بی‌حساب و کتاب به آماتورهای تازه‌ از راه رسیده درست و سنجیده نیست و باید شرایطی فراهم شود تا عرصه برای حرفه‌ای‌ها باز شود.

فریدون جیرانی بازدهی چرخه مالی را در درازمدت دانست و گفت: چرخه تولید و گردش مالی در تلویزیون در درازمدت انجام خواهد شد و ممکن است از دل این چرخه تله‌فیلم و یا سریال‌های خوبی از کار درآید، اما در میان آنها کارهای نازل هم به چشم بخورد. امکان دارد سریال‌هایی از ابراهیم حاتمی‌کیا، کیانوش عیاری، حسن فتحی و کمال تبریزی ببینیم که اتفاقا آثار خوبی باشد، اما در مجموع چند کار بد هم مشاهده کنیم. چرخه مالی که در تلویزیون راه افتاده، باعث و عامل جذب کارگردان‌های سینما در تلویزیون است.

شاهد هستیم که اغلب هم به سریال‌سازی روآورده‌اند. نکته دیگر این که تلویزیون فضای تجربه کارهای تازه را به فیلمساز می‌دهد و مساله بودجه و اقتصاد که در سینما امری حیاتی است، در تلویزیون با مشکلات کمتری روبه‌رو است؛ در واقع زمانی که وارد سینما می‌شویم، پیشنهادهایی از سوی سرمایه‌گذاران و تهیه‌کننده‌ها مطرح می‌شود که در تلویزیون این توصیه‌ها کمتر شنیده می‌شود. مثلا در سینما پیشنهادها درباره ساختار و انتخاب بازیگر مطرح است اما در تلویزیون ایده‌ها و مفاهیم کار توصیه می‌شود و به اعتقاد من طی 2‌سال اخیر این مساله در مقایسه با گذشته هم تغییر کرده است.

و اما مهدی فخیم‌زاده چرخه تولید در تلویزیون را منوط به وجود شرایطی خاص دانست و گفت: تلویزیون در مواردی که با سیاست‌های مورد نظرش همخوان‌تر باشد، بودجه و امکانات خوبی در اختیار قرار می‌دهد؛ ولی در همه موارد این کار را نمی‌کند. مثلا برای ساخت فیلم در ژانر تاریخی یا مذهبی حاضر به سرمایه‌گذاری بیشتری هستند، اما مثلا در ساخت سوژه‌های خانوادگی چنین پولی را نمی‌دهد.

با صحبت‌های این فیلمساز سوال پیش می‌آید که برخی کارگردان‌های تلویزیون به دلیل مشکلات مالی از ساخت فیلم در سینما باز مانده و در نهایت با در اختیار داشتن بودجه‌های تلویزیونی به کار در این رسانه رغبت نشان داده‌اند. مهدی فخیم‌زاده در پاسخ به این نکته چنین گفت: تلویزیون به خوراک بیشتری نیاز دارد و طبیعی است که به طرح‌ها و ایده‌های نو میدان می‌دهد. ضمن این که این رسانه به فروش وابسته نیست و بنابراین فرصت ساخت سوژه‌های متنوعی را به فیلمساز می‌دهد، اما در سینما چنین نیست و تهیه‌کننده شدیدا به گیشه وابسته است.
به همین دلیل سراغ سوژه‌های کاملا تضمین‌شده برای فروش می‌رود و مسلم است که از سوژه‌های گیشه پسند و جذاب استفاده می‌کند و خیلی به پیام اخلاقی و پند و اندرزهای رایج در تلویزیون کار ندارد. در تلویزیون جذابیت حرف اول را نمی‌زند، بلکه پیام اخلاقی در درجه اهمیت قرار دارد. به عنوان نمونه، فیلم هم‌نفس در سینما خیلی مورد استقبال قرار نگرفت، اما تلویزیون سریال هم‌نفس را خرید، چرا که پیام بهداشت روانی این فیلم به درد تلویزیون می‌خورد.

جایگاه مخاطب در تولیدات تلویزیونی‌

ساخت مجموعه‌های تلویزیونی و تله‌فیلم‌های مناسب حال مخاطب از نکات مهم در بحث مخاطب‌شناسی در تلویزیون است که همواره از سوی کارگردان‌ها مطرح است. مهدی کرم‌پور درخصوص چگونگی سهم مخاطب از فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی به تعهد اجتماعی فیلمسازان اشاره کرد و گفت: در کشوری مثل ایران که فرهنگ مکتوب مردم کم است و در مقابل فرهنگ شفاهی و دهان‌به‌دهان گشتن مطالب در اولویت قرار دارد، تلویزیون به عنوان رسانه‌ای فراگیر مدرک مهم و مستدلی براساس طرح صحبت‌ها و بحث و نظرها در میان مردم است. بارها و بارها دیده‌ایم که مردم برای بیان نقطه‌نظرهای خود به آنچه از تلویزیون شنیده‌اند، استناد می‌کنند.

به همین دلیل مسوولیت یک فیلمساز زمانی که در تلویزیون فیلم یا سریال می‌سازد، بیشتر است. در واقع فیلمساز در تلویزیون تعهد اجتماعی بیشتری نسبت به سینما دارد؛ زیرا در تلویزیون خود را مهمان خانه‌ها می‌کند، اما در سینما چنین نیست و مخاطب دیدن یک فیلم را انتخاب می‌کند.

بنابراین زمانی که بحث فیلمسازی در تلویزیون مطرح می‌شود، به‌نوعی مسوولیت اجتماعی برای فیلمساز را نیز دربردارد.

مهدی فخیم‌زاده احترام به مخاطب تلویزیونی را از مهمترین فاکتورهای کار در این رسانه می‌داند و می‌گوید: بحث مخاطب اهمیت بسیاری دارد و این اهمیت زمانی نمود عینی پیدا می‌کند که مخاطب احساس کند کارگردان در یک تله‌فیلم یا سریال کم‌فروشی کرده و آنچه باید، با جان و دل در اختیار او قرار نداده است. به همین دلیل من در تلویزیون همان کاری را کرده‌ام که در سینما انجام داده‌ام.

به‌عنوان مثال، در سینما من روزی 2 دقیقه فیلمبرداری مفید می‌کنم و همین زمان را برای کارهای تلویزیونی می‌گذارم. اما متاسفانه نوعی نگاه ساده‌انگارانه از سوی برخی از فیلمسازانی که از سینما به تلویزیون آمده‌اند، وجود دارد و گمان می‌کنند که چون کار تلویزیونی انجام می‌دهند، باید سکانس‌ها را سرهم‌بندی کنند و سروته همه‌چیز را هم آورند که این کار به هیچ عنوان پسندیده نیست بنابراین هیچگاه از روزی 2 دقیقه مفید در سینما، به 5 دقیقه مفید در تلویزیون نرسیده‌ام. زیرا معتقدم هر اندازه که این دقیقه‌ها بالا می‌رود، کیفیت کار نیز پایین می‌آید و متاسفانه بکرات دیده‌ام بسیاری از کسانی که در تلویزیون فیلم می‌سازند، سطح سلیقه خود را تا آنجا که ممکن است پایین می‌آورند و سهل‌انگارانه کار خود را پیش می‌برند.

شناخت فیلمساز از تلویزیون‌

اما مهمترین بحث در مخاطب‌شناسی، میزان شناخت فیلمساز از مدیوم تلویزیون به‌عنوان یک رسانه جمعی است. فرزاد موتمن این شناخت را از اساسی‌ترین دلایل حضور کارگردان سینما در تلویزیون می‌داند و معتقد است به دلیل تفاوت در جنس کارهای تلویزیونی با سینما، شناخت تلویزیون به عنوان رسانه‌ای فراگیر برای فیلمساز اهمیت بالایی دارد. این فیلمساز در تشریح دیدگاه خود گفت: فیلمهای سینمایی با راز و رمز بسیاری ساخته می‌شود. به این معنا که تماشاگر در سالن تاریک کاملا در اختیار فیلمساز است، اما در تلویزیون این‌گونه نیست و تماشاچی در خانه خود حین انجام کارهای روزمره می‌نشیند و از یک قاب کوچک ماجرای فیلم یا سریال را دنبال می‌کند.

بنابراین در چنین شرایطی نمی‌توان فیلمی پررمز و راز ساخت و از تلویزیون نمایش داد. بلکه فیلمهای تلویزیونی سادگی بیشتری دارند، چه در مضمون چه در عرف. بنابراین، فیلمساز تلویزیونی در ساخت آثارش باید سادگی و شیوه روایت داستان آغاز تا پایان را درست تعریف کند و معتقدم اگر به سطحی از استاندارد برسیم، یک کار خوب تلویزیونی انجام داده‌ایم. در نهایت معتقدم در یک کار تلویزیونی نباید غوغا کرد.

آنچه در شناخت مدیوم سینما از سوی فیلمساز مهم است، این که خلاف انتظار تماشاچی نباید حرکت کرد؛ زیرا تماشاگر تلویزیون متوسط است؛ اما تماشاچی فیلم در سالن تاریک سینما اصولا خاص‌تر است، یعنی با تماشاگری مواجهیم که انتخاب می‌کند، ولی در تلویزیون اندیشه‌های فیلمساز برای تماشاچی پخش می‌شود.

کرم‌پور، توجه به مدیوم رسانه در تلویزیون را مهم دانست و گفت: در مجموع دروس دانشگاهی توجه به این مطلب بسیار سفارش شده است، به این معنا که وقتی فیلمساز برای تلویزیون فیلم می‌سازد، خیلی حساس‌تر از سینماست و مسوولیت اجتماعی با توجه به حساسیت‌های این رسانه، اهمیت بیشتری دارد؛ در حالی که در سینما تعهدهای هنری بیش از هر مطلبی اهمیت دارد.

فخیم‌زاده با تایید مبحث مطرح شده گفت: نباید فراموش کرد فیلمسازی که جنس آثارش در مواجهه با مخاطب عام است، در تلویزیون جا دارد؛ زیرا فیلمساز در تلویزیون مستقیما وارد خانواده و زندگی مردم می‌شود و فرصت انتخاب تماشاگر از او گرفته می‌شود.

و اما آخرین بحث در خصوص تاثیر ورود کارگردان‌های سینما به تلویزیون، میزان تاثیرگذاری بر سطح سلیقه مردم است، به این معنا که یک فیلمساز با رعایت زبان سینما تا چه اندازه‌ در بالا بردن سطح سلیقه مخاطب تاثیرگذار است.

موتمن، کارگردان فیلم تلویزیونی «شب‌زده» در پاسخ به این نکته گفت: مهمترین حسن رعایت استانداردهای تصویری، بالا بردن و ارتقای ذائقه تصویری تماشاگر است. وجود فیلم‌هایی با ساختار درست، تماشاگر را سر ذوق می‌آورد و روی فیلم‌های دقیق‌تر می‌شود.

در نتیجه سطح توقع او نیز بالاتر می‌رود و فیلمساز در باقی آثارش با تماشاگر سختگیرتری روبه‌رو است. درواقع تغییر ذائقه در بستر زمان شکل می‌گیرد و اصل ماجرا هم رسیدن به همین نکته است. در عین حال تماشاگر با فیلم‌هایی کمتر تجربه شده نیز آشنا می‌شود. به عنوان مثال من در کارهای اخیر خود از جامپ‌کات استفاده کردم یا مثلا در «شب‌زده» از حرکات غیرمتعارف دوربین بسیار بهره برده‌ام و شیوه‌‌هایی را به کار بردم که برای تماشاگر تا اندازه‌ای غریب است. با این شیوه هم فیلمساز فرصت تجربه‌اندوزی دارد و هم مخاطب مورد آزمون قرار می‌گیرد و تا اندازه‌ای با شیوه‌های جدید فیلمسازی آشنا می‌شود.

کارگردان سریال «بی‌صدا فریاد کن» بالا بردن سطح سلیقه مخاطب در تلویزیون را حیاتی دانست و گفت: حضور کارگردان‌های سینما در بالا بردن سطح سلیقه مخاطب در تلویزیون آنقدر مهم است که به نظر می‌رسد تلویزیون گوی سبقت را از نظر کیفی از سینما ربوده است و شاهد این مدعا هم وجود سریال‌های تلویزیونی در سال گذشته بود که هم از نظر کیفی در سطح قابل قبولی بود و هم جذابیت‌های لازم را برای مخاطب داشت که حتی به نظر من به مراتب بهتر از فیلم‌های حاضر در جشنواره فیلم فجر بود.

کرم‌پور هم در پایان متذکر شد، مهم‌ترین نکته، این که در سینما به دلیل مدت زمان طولانی‌تری که دوربین در اختیار دارد، فیلمساز فرصت بیشتری برای تفکر روی دکوپاژ، میزانسن و بحث‌های زیبایی‌شناسی فیلم دارد؛ اما در ساخت فیلم‌های تلویزیونی به دلیل سرعت بالای ویدئو و دیجیتال، امکان فکر کردن به مراتب کمتر می‌شود.

حالا اگر کارگردانی که عرصه فیلمسازی را در سینما تجربه کرده، با همان دقت و ظرافت در تلویزیون فیلم بسازد، مورد توجه بیشتری از سوی مخاطب قرار می‌گیرد. در نتیجه سطح سلیقه تماشاگر نیز بالا می‌رود و موجب می‌شود تماشاگر علاوه بر فیلمی داستان‌گو، اثری هنری‌تر، با کیفیت بالاتر را نیز ببیند.

محلی امن برای کسب تجربه‌

یکی از تاثیرات مثبت حضور کارگردان‌های سینما در تلویزیون، علاوه بر ایجاد تنوع در ساختار، به نوعی محل کسب تجربه برای فیلمساز محسوب می‌شود. مهدی کرم‌پور، کارگردان جوانی که فیلم‌های خاص را در سینما کارگردانی می‌کند و چندی است در تلویزیون هم فعال شده و تله‌فیلم‌هایی برای شبکه‌های مختلف ساخته، درخصوص چگونگی کسب تجربه در ساخت تله‌فیلم در تلویزیون گفت: از نظر زیباشناسی بین دو رسانه سینما و تلویزیون فرق‌های اساسی وجود دارد، اما در نهایت گمان می‌کنم کارگردان‌ها در زمان ساخت فیلم‌های تلویزیونی به تجربیات خوبی دست پیدا می‌کنند؛ تجربه‌هایی که شاید برخی از آنها  را در سینما هرگز به دست نیاورند. خود من خوشبختانه برخی از تجربه‌های نشدنی در سینما را در قاب کوچک تلویزیون انجام داده‌ام و بسیار خوب از آب درآمده‌اند.

مهدی فخیم‌زاده هم با کسب تجربه‌های تلویزیونی موافق است و در توضیح این مطلب گفت: زمانی که تصمیم گرفتم در عرصه تلویزیون کار کنم با خودم عهد بستم همان کاری را بکنم که قبلا در سینما انجام می‌دادم و به هیچ عنوان کم‌فروشی نکنم و خوشبختانه چنین شد. ضمن این که کار در تلویزیون فرصتی برای من ایجاد کرد که توانستم آنچه را که هرگز در سینما به دست نمی‌آوردم در تلویزیون مورد آزمون قرار دهم و به تجربه‌های خوبی دست یابم؛ به عنوان مثال هیچ‌گاه در سینما امکان نداشت فرصتی دست دهد تا ساخت آثار تاریخی را تجربه کنم، چرا که سینما به دلیل بالا بودن هزینه‌ها هرگز نمی‌تواند وارد حیطه‌هایی از این دست شود یا به عبارت بهتر حداقل بخش خصوصی سینما به لحاظ مالی و سرمایه‌گذاری توان نزدیک شدن به سوژه‌های تاریخی را نداشت و بخش دولتی هم سراغ ما نمی‌آمد، چون آدم‌های خاص خودش را  داشت.

فرزاد موتمن  که فیلم‌هایی چون شب زده و انتهای جاده را برای تلویزیون کارگردانی کرده است  نیز معتقد است: حضور من به عنوان فیلمساز به این معنی نیست که تلویزیون چیزی بر داشته‌های من می‌افزاید نه، این‌طور نیست. تلویزیون چیزی به من نمی‌دهد که در سینما نداشته باشم؛ اما کار در تلویزیون به من اجازه می‌دهد وقتی که در سینما فیلم نمی‌سازم کارهایی انجام دهم که دوستشان دارم و در عین حال، کار در این عرصه فرصت خوبی برای کسب تجربه‌های تازه در عرصه نمایش و تصویر است.

پریسا ساسانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها