کنکاشی در یک تفکر غلط

خیلی دور اما نزدیک

شاید این موضوع ریشه درتفکرغلطی دارد که همچون شلاقی رهنمون گرمان شده و می شود، که چون نفت و گاز داریم و ... ، بنابراین نه نیازی به بهینه سازی مصرف انرژی هست و نه ضرورتی بر مدیریت کردن آن(انرژی) در صنایع! چنین می شود که مصرف انرژی سوخت در ایران 70 میلیون نفری همسانی می کند با مصرف یک میلیارد و200 نفر در "چین" ؛ یا دردانه ترین صنعت ما همانا خودروسازی،تولیداتش همچنان از پرمصرف ترین خودروهای دنیاست. یا صنعت سیمان با 42 میلیون تن تولید در 46 کارخانه مصرف انرژی اش معادل 34 میلیون بشکه نفت خام است. نکته حائز اهمیت آنکه وزارت صنایع و معادن طی چهار سال آینده قرار است، ظرفیت تولید سیمان را از 42 میلیون تن فعلی به 70 میلیون تن در سال 1390 برساند.
کد خبر: ۱۶۴۸۵۵

به اعتقاد برخی مدیران صنعت، اگر این اتفاق رخ دهد ما می توانیم گوی صادرات سیمان را در منطقه از دیگر رقبا برباییم! اما باید دقت داشت تحقق این امر به چه بهایی می انجامد و چرا؟!

اگر تا سال 1390 ظرفیت تولید سیمان به 70 میلیون تن برسد، در این صورت مجبوریم حداقل 20 میلیون بشکه نفت دیگر برای افزایش تولید سیمان به این صنعت تزریق کنیم!؟ که در این صورت میزان نفت خام مصرفی تنها در بخش سیمان به 54 میلیون بشکه می رسد تا تراژدی مصرف 30 درصدی که از کل انرژی و 20 درصدی از نظر ارزش انرژی تنها در بخش صنعت کلید بخورد.

بلافاصله این سوال به ذهن متبادر می شود، آیا کشورهای اروپایی، آمریکایی یا چین، ژاپن و هند که فاقد نفت و گاز ارزان قیمت هستند، سیمان آنها با چنین بهایی به تولید می رسد؟!

آیا نمی توان با استفاده از فناوری ها و علوم روز دنیا از مصرف بیش از حد سوخت در صنایع سیمان و هدرروی انرژی های غیر قابل جایگزین که بسیار با ارزش هم هستند جلوگیری کرد؟
 

راه میان بر، نوین و به صرفه

به نظر می رسد برای این معضل راه حل هایی وجود داشته باشد که در این میان کوتاه ترین راه ، رعایت چند اصل است:

1- ضرورت بهینه سازی مصرف سوخت

2- استفاده از سوخت های جایگزین با استفاده از فناوی های روز وایجاد تغییراتی در فرایند تامین سوخت کارخانجات تولید سیمان.

به عبارتی دیگر، وقتی ما از مکانیسمی استفاده کنیم که از شدت مصرف انرژی بکاهد، هم از ذخایر و معادن خود صیانت کرده ایم و هم در عین حال برای آیندگان میراث گرانبهایی به جا گذاشته ایم.

درراستای بهره گیری از انرژیهای جایگزین  سوختهای فسیلی ، اقدامات گسترده ای در دنیا به اجرا درآمده، از جمله این موارد می توان به استفاده  صاحبان صنایع از انرژی های هسته ای ، خورشیدی ، بادی و... اشاره کرد. در این میان  یکی از روش هایی که مدنظر کشورهای توسعه یافته در خصوص استفاده از سوخت های جایگزین فسیلی قرار گرفته به کارگیری بی ارزش ترین کالای جوامع شهری، روستایی در عین حال خطرناکترین پسماندهای صنعتی عمدتا لاستیک، پلاستیک و زباله های بیمارستانی است.

حال در نظر بگیرید پسماندهای عفونی بیمارستانی که می تواند تاثیرات بسیار خطرناکی برمحیط زیست  و حتی نسل آینده در پی داشته باشد و دارای این پتانسیل مخرب هم هست که سفره های زیرزمینی آب را به دلیل شیرابه های بسیار خطرناکش بیالاید، با اتخاذ راهکاری در صنعت، آن هم به جای سوخت و انرژی استفاده کنیم. پر واضح است که تولید زباله از یکسوی و دفن آن از سوی دیگر امروزه در بسیاری کشورها به معضلی غیر قابل کتمان تبدیل شده است.

 راه حل منطقی و اساسی اینست که برای برون رفت از این مساله، به صورت علمی و کارشناسانه با موضوع برخورد شود.

به استناد اظهارات مدیرعامل سازمان بازیافت و تبدیل مواد شهرداری تهران، تولید زباله در تهران به هفت هزار و 500 تن در روز رسیده است.

 تصور اینکه ، چنین حجمی از زباله تا چه اندازه می تواند محیط زیست را بیالاید بسیار تامل برانگیز است! اما از سوی دیگر اگر بتوان این کالای بی ارزش و خطرناک را در صنعت بکار گرفت، علاوه بر آلوده نکردن محیط زیست، صرفه جویی در مصرف انرژی و به تبع آن صیانت از منابع انرژی را نیز در برخواهد داشت؟!

 خیلی دور اما نزدیک

هر چند از هفت هزار و 500 تن زباله ای که در تهران تولید می شود سه هزار تن آن در تهران بازیافت می شود، اما باید دقت داشت که 4500 تن آن روزانه در منطقه ای بنام کهریزک مدفون می شود.

گرچه به خیال خود زباله ها را دور از خویش دفن می کنیم، اما بی آنکه بدانیم هیچ دوری وجود ندارد، حتی این دور هم خیلی نزدیک است به ما.

از دفن کردن زباله های پلاستیکی که امروزه در هیات لیوان، بشقاب، کاسه، قاشق و چنگال های یک بار مصرف گرفته تا لاستیک های مستعمل اتومبیل، کامیون و ... از همه فاجعه بارتر زباله های فوق العاده خطرناک بیمارستانی که بمب های عفونی و بیماریزایش باید نامید را هر روز در اطرافمان از یکسوی به تولید می رسانیم و از سوی دیگر در زمینی آن سوی تر از محل زندگی مان دفن می کنیم.

آیا واقعا نمی دانیم چه می کنیم؟ یا نمی خواهیم بدانیم که در کجای این کره خاکی   قرار گرفته ایم و چه وظیفه ای داریم. نسبت به حفظ محیط زیست یا سرمایه هایی که نه متعلق به ما بلکه به آیندگان این مرزو بوم است؟

به راستی تولید زباله با این حجم بالا در تهران و سپس دفن آن در بیابان کهریزک با چه منطقی صورت می گیرد، بدون آنکه سعی و تلاشی در خصوص استفاده بهینه از زباله ها به عمل آید ؟ چرا نمی خواهیم راهی یا راهکاری برای آن بجوییم؟!

 120 هزار تن زباله هزینه بر

اگر فرض کنیم روزانه چهار هزار تن زباله در کهریزک دفن می شود آن را در یک ماه حساب کنیم  مشاهده می کنیم ماهانه 120 هزار تن زباله تنها در تهران مدفون می شود.

اگر برای هر تن زباله فضای 3/1 متر مکعب فضا در نظر بگیریم حاصلش این می شود که 156 هزار متر مکعب خاکبرداری در ماه باید انجام شود، یا به عبارتی سالی 18 هزار و 700 متر مکعب زباله تنها در تهران دفن می شود؟ یا بهتر بگوییم هم محیط زیست را می آلاید وهم به اقتصاد کشور عزیزمان غیر مستقیم ضربه می زند؟!

مطالعات انجام شده وزارت کشور و شورای شهر در سال 1384 حکایت از این دارد که جمع آوری بدون ارائه خدمات بازیافت و تفکیک از مبدا، به ازای هر کیلوگرم 120 تا 150 ریال هزینه در بردارد. به عبارتی شهرداری برای دفن هر تن زباله باید حداقل 12 تا 15 هزار تومان هزینه کند. در حالی که جمع آوری مکانیزه همراه تفکیک از مبدا به ازای هر کیلوگرم 200 تا 250 ریال هزینه در برخواهد داشت.

حال در نظر بگیرید این آمارها مربوط به سال 1384 است و امروزه به طور قطع هم هزینه کارگر افزایش یافته و هم شهرداری به دلیل اجرای سهمیه بندی بنزین با محدودیت هایی مواجه شده است.

 ثروتی به نام زباله

استفاده از زباله به جای سوخت در صنایع سیمان، به جز مهار زباله های خطرناک  بیمارستانی ،در استفاده از زباله هایی همچون شیشه و لاستیک ماشین ها که تجزیه آن به زمان بسیاززیادی حتی چند قرن نیاز دارد کمک بسزایی می کند.

مجموعه این فرایند  علاوه بر صرفه جویی در مصرف انرژی ، در عین حال کاهش هزینه های تولید سیمان را هم در پی خواهد داشت!

باید توجه کرد تا ابد نمی توان به صنایع یارانه های اشراف مابانه به این سبک و صیاق تخصیص داد. به جرات می توان گفت اگر روزی بتوانیم از زباله ها به جای سوخت در صنایعی همچون سیمان استفاده کنیم باید زباله را ثروت به شمار آورد!

اگراعلام نظر سازمان بازیافت زباله، مبنی بر «24 درصد از زباله ها قابلیت تبدیل دارند» را ملاک نظر بگیریم ،انگاه بتوانیم فناوری یا علم استفاده از زباله به جای سوخت را در کوره های سیمان به اجرا درآوریم، در آن صورت می توانیم زباله را منبع انرژی مناسب برای سوخت کوره های سیمان بنامیم ، چرا که لاستیک های اتومبیل یا پلاستیک ها به خوبی می توانند در کوره های سیمان به منبع انرژی تبدیل شوند.

با توجه به تولید 7500 تن (هفت هزار و پانصد تن) زباله که روزانه در تهران تولید می شود اگر بتوان 24 درصد از آن را بازیافت کرد، این رقم خود معادل 1800 تن مواد قابل بازیافت است.

 انرژی ارزان

به استناد آمارهای منتشره موجود در صنایع تولید سیمان آلمان و آمریکا، انرژِی آزاد شده هر 1000 تن زباله معادل 520 تن سوخت انرژی است.

به معنای دیگر اگر 500 تن سوخت را به ازای هر لیتر 250 تومان یارانه سوختی که به نفت کوره ،مازوت تعلق می گیرد محاسبه کنیم به عدد 125 میلیون تومان می رسیم.اگر استفاده از زباله به جای سوخت اجرایی شود، دیگر نیازی به هدر رفتن 125میلیون تومان ازسرمایه ملی کشور نخواهد بود، در عین حال  یک پنجم هزینه دفن زباله در کلانشهر تهران هم کاهش می یابد.

حال در نظر بگیرید بازیافت 1800 تن زباله در تهران که معادل 900 تن سوخت مازوت در صنعت می باشد ، تا چه اندازه می تواند منافع اقتصادی را برای صنعت کشوربه همراه آورد؟

به اذعان برخی کارشناسان صنعت سیمان، هر کارخانه سیمان 3300 تنی توان دفن 70 تن زباله را داراست. به عبارتی دیگر این حجم زباله برابر با 30 تا 35 هزار لیتر سوخت مازوت تلقی می شود؛ یعنی در یک ماه می تواند 210 تن زباله کثیف و آلوده ،خطرناک  با نیمه عمر بالای تجزیه را به انرژی تبدیل کند.

متصور شوید اگر 46 کارخانه سیمان کشور روزانه حداقل 50 تن زباله را در کشور بسوزانند ما شاهد این خواهیم بود که هر روز 2300 تن زباله معادل 1100 تن مازوت، انرژی صرفه جویی به عمل آوریم.

اگر بر این آمار رشد 5/1 درصدی جمعیت در تهران هم اضافه کنیم  که خود مساوی با افزایش تولید زباله است، موضوع بسی بغرنج تر هم خواهد شد!

 تجربه های موفق

از کل 2020 میلیون تن سیمانی که در سال 2005 میلادی به تولید رسیده، "چین" با تولید تقریبا 1060 میلیون تن سیمان توانسته نیمی از تولید این محصول را در اختیار بگیرد.

هر چند" چین" دارای معادن غنی ذغال سنگ می باشد،اما بازنگری های کارشناسی که مدیران انرژی و صنعتی این کشور به انجام رساندند موجب شد تا راه میانبر و موفقی را طی کنند.

چین از اواسط دهه 1995 میلادی نخست پروژه تولید انرژی الکتریکی از بازیافت انرژی گازهای خروجی سیستم پخت را در کارخانه های سیمانش برای کاهش مصرف انرژی به اجرا درآورد، سپس رویکردش  بر استفاده از پسماندها، ضایعات شهری، بیمارستانی و صنعتی قرار گرفت.

 یعنی همان راهی که آلمان از سال 1987 با برنامه ریزی های مدون و دقیق به انجام رساند، به نحوی که توانست در مدت کمتر از دو دهه با برنامه ریزی حساب شده سوخت کارخانه های سیمان خود را از زباله ها به نحوی تامین کند که از پنج درصد در سال 1987 به 57 درصد در سال 2006 برسد.

در سال 1997 درکنفرانس سازمان ملل ژاپن که   قرارداد کیوتو در خصوص کنترل و مهار گازهای گلخانه ای  به توافق و امضای 174 کشور رسید تا به این واسطه" تولید گازهای گلخانه ای کشورهای توسعه یافته از سال 2008 تا 2012   به حد اقل پنج درصد کمتر از سطح این گازها در سال 1995 برسد".

می بینیم پس از قرارداد کیوتو سیکل  جایگزینی از سوختهای فسیلی و استفاده از زباله به جای سوخت روند پرشتابی در بین کشورهای صنعتی به خود می گیرد ، به نحوی که کشورهای عضو پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی موسوم به
"نفتا "متشکل از کانادا، ایالات متحده آمریکا، مکزیک و کشورهای عضو اتحادیه سیمان اروپا رویکرد جایگزینی مصرف سوخت های فسیلی را به عنوان یک اولویت در دستور کار خود قرار دادند.

حاصلش این شد که امروزه اکثریت کشورهای توسعه یافته مثل آلمان از  زباله هایشان استفاده بهینه ای به عنل آورند.

 قضاوتی سهل

حال خود قضاوت کنید آیا بهتر نیست در ایران با جایگزینی زباله های بی ارزش و خطرناک در صنعت از مصرف بی رویه انرژی و سوخت مایع کارخانه های سیمان که در حدود 4/4 میلیارد لیتر بر مبنای نفت کوره (مازوت) می باشد جلوگیری به عمل آورد؟!

آیا شایسته نیست دولت با  استفاده از تجربیات کشورهای دیگر شرایطی فراهم کنند تا مزایای استفاده از زباله به جای سوخت در اقتصاد ما متجلی شود؟

از سوی دیگر باید توجه داشت اگرظرفیت کهریزک به طور حتم تا چند سال آینده (حداکثر پنج سال) اشباع  شود، آنگاه مسئولان شهرداری مجبور می شوند برای دفن زباله مکان های دیگری بسیار دور تر از کهریزک بیابند و به تبع آن هزینه بیشتری هم برای دفن زباله ها صرف کنند.

بنابراین رویکرد استفاده از زباله در صنایعی همچو سیمان، می تواند به عنوان یک راهکار اساسی مدنظر مسئولان شورای شهر، شهرداری ها قرار گیرد. چرا که کوره های سیمان با توجه به آنکه از درجه حرارت 1400 درجه برخوردار است و در این دما تمامی میکروب ها و عوامل بیماری زا از بین می روند، بنابراین رویکرد استفاده از زباله های بهداشتی، زباله های خشک یا استفاده از لاستیک های مستعمل، می تواند علاوه بر اینکه در حفظ محیط زیست موثر باشد مانع از هدر رفتن سرمایه هایی که متعلق به نسل آینده است شود.

امیدواریم دولت، مجلس و کارشناسان وزارت صنایع و معادن نسبت به استفاده از زباله ها در کارخانه های سیمان توجهی وافر مبذول کنند.


 یزدان امیدی
خانه ملت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها