از آرایشگاه زیبا تا کارآگاه شمسی
طنزی که انتظار بیشتری ازآن می رفت
محمد هاشمی
به سالهای قبل برمی گردیم . به سال های دبیرستان و تلویزیون سه شبکه ای ، مرضیه برومند سریالی در شبکه دوم سیما دارد به نام «آرایشگاه زیبا» .
کد خبر: ۱۵۸۸۰
در یک قسمت از این سریال معلمی که نقش آن را حمید جبلی بازی می کند به آرایشگاه می آید و در حالی که منتظر نشسته تا نوبتش بشود، با یک شیشه خالی و درباز نوشابه بازی می کند. در این بین انگشتش در دهانه باریک شیشه نوشابه گیر می کند؛ اما او مدتها این مساله را پنهان می کند تا بالاخره اعضای ثابت آرایشگاه متوجه می شوند و انگشت او را با کمک هم از شیشه بیرون می کشند. اینجاست که معلم بخت برگشته زبان به درددل می گشاید که اگر دانش آموزان او متوجه این داستان شوند او دیگر روی خوشی را در زندگی اش نخواهد دید! و فردای نمایش این قسمت از مجموعه ، روی تخته سیاه کلاس تصویری از شیشه نوشابه ای با یک انگشت گیر کرده رسم می شود و معلم شوخ فیزیک که آن را می بیند خنده سر داده و از ما شکایت می کند که به جای درس خواندن شدید برای کنکور وقت خود را با تماشای سریال های تلویزیون دور می ریزیم ! اما آیا واقعا تماشای این مجموعه دور ریختن وقت است و اصلا مگر می شود از تماشای آن صرف نظر کرد و هر هفته منتظر تماشای قسمت جدید و متفاوتی از آن نبود؛ منابع غیرموثق می گفتند وزیر آموزش و پرورش وقت نامه گلایه آمیز بلند بالایی درباره این قسمت از سریال به ریاست صدا و سیما نوشته است که راست و دروغش به عهده راوی است ؛ اما غرض از بیان این داستان کوتاه این است که ببینیم از آن سریال تاثیرگذار در سال 73تا سریال بسیار کم اثرتر «کارآگاه شمسی »، چه بر سر خلاقیت و هوشمندی و حتی حوصله این کارگردان خلاق آمده است ؛ او کارگردانی بود که انتقادات کنایی اش تاثیرات عمیقی داشتند و موقعیت های طنزآمیز بکری که ایجاد می نمود غیرقابل مقایسه با موقعیت های مشابه در دیگر سریال های تلویزیونی به نظر می آید. سریال «کارآگاه شمسی » با تم موسیقی سریال «پوآرو» آغاز می شود در حالی که شمسی خانم بیشتر به «خانم مارپل » وطنی شبیه است که منتها همیشه اشتباه کرده و آدم های آبرودار را بی آبرو می کند! و تماشاگر هم از همان ابتدای هر قسمت می داند که شک شمسی خانم به این آدمها غیرمنطقی است ! سپس همین جا قسمت زیادی از بار روایتی توجه برانگیز مجموعه کاسته می شود؛ چون به هر حال در سریالی که حتی اگر به صورت طنزآمیز با معما سروکار داشته باشیم ، اسلوب روایت بر معما بنیان گذارده می شود و اگر بدانیم این معما خیالی و زاده تصورات غیرعقلانی یک پیرزن است که از فرط بیکاری در زندگی خصوصی افراد سرک می کشد، دیگر رازی باقی نمی ماند که بخواهیم آن را دنبال کنیم . وجه دیگر داستان های این سریال جنبه طنزآمیز آن است که بیشتر با دیالوگ نمود می یابد؛ اما از آن طنز ناب و صد درصد ایرانی «آرایشگاه زیبا» در اینجا اثر چندانی نمی بینیم : شوخی ها گرچه همچنان گهگاه لبخندی بر لب می نشانند؛ اما بیشتر تکراری هستند. در سایر مجموعه های طنز تلویزیون آنها را بارها شنیده ایم . به عنوان مثال در قسمتی که شمسی خانم به همسایه اش شک کرده که می خواهد مادر پیرش را بکشد و ظاهرا همین قاتل فرضی علاقه خاصی به کشتن پیرزن ها دارد، در تاکسی ، تلویزیون ، رادیو و خلاصه هرجا که شمسی خانم حضور دارد، درباره این «قاتل پیرزن خفه کن » می شنویم که این مورد بخصوص در طنزهای مهران مدیری و اسلافش بارها تکرار شده است و می دانیم که حتی بامزه ترین لطیفه نیز پس از چند بار تکرار دیگر خنده ای بر لب مخاطب نمی نشاند. علاوه بر این که بعضی از دیالوگ ها نیز چندان بدون در نظر گرفتن عنصر تکرار بامزه نیستند. مثل آن قسمت که شمسی خانم به در خانه سرهنگ می رود و سرهنگ به او می گوید، بفرمایید، اما شمسی خانم تشکر می کند و می گوید: همین جا دم در خوب است . در حالی که سرهنگ منظورش این است که شمسی خانم امرش را بفرماید! البته از حق نباید گذشت که بعضی از دیالوگ ها جالب توجه هستند. مثل قسمتی دیگر از این سریال که راننده تاکسی ای به شمسی خانم می گوید وقتی یک ماشین هم وجود نداشته او رانندگی می کرده است و شمسی خانم جواب می دهد، اگر ماشینی نبوده پس او چگونه رانندگی می کرده است ! از دیگر تکرارهای این سریال ایفای نقش کاراکتر «پیرزن بداخلاق » توسط پری امیرحمزه است که توسط خود برومند در «آرایشگاه زیبا» آفریده شد و درگذر سال ها و در سریال های مختلف بارها تکرار شد و حال خود مرضیه برومند دوباره به این کلیشه تن در داده است . مجموعه تلویزیونی «کارآگاه شمسی »، تاثیرپذیری خوب سریال های قبلی مرضیه برومند را ندارد؛ اما همچنان به عنوان سریالی مفرح و سرگرم کننده قابل قبول است .