
یافته اصلی آن است که در این منظومه، عدالت صرفا «خروجی» دستگاه قضایی نیست بلکه «زیرساخت» همهجانبه حکمرانی است. بر این اساس، هدف کلان «افزایش سرمایه اجتماعی» از طریق گسترش عدالت و تأمین حقوق عامه تعریف میشود و مسیر تحقق آن از پنج حلقه بههمپیوسته میگذرد: مبارزه ساختاری با فساد و گلوگاههای آن؛ کارآمدی بازدارنده قضایی (سرعت، دقت، قاطعیت و اجرای بهموقع)؛ توانمندسازی نظارتی با فناوریهای نوین؛ مسئولیتپذیری نهادی و رسیدگی به ترک فعلهای منتهی به جرم؛ و کنشگری حقوقی فراملی در استیفای حقوق ملت. در پایان، شش راهبرد تجویزی و سه لایه سازوکار تضمین اجرا ارائه میشود تا از فروکاست تحول قضایی به سطح اسناد و شعار جلوگیری شود.
واژگان کلیدی: سرمایه اجتماعی، عدالت قضایی، مبارزه ساختاری با فساد، ترک فعل، نظارت هوشمند، عدالت ترمیمی، دیپلماسی قضایی، حکمرانی علوی.
مقدمه
دستگاه قضایی در منظومه حکمرانی اسلامی، نهادی حاشیهای و صرفا خدماتی نیست؛ ستونی مشروعیتساز و امنیتآفرین است که کارآمدی آن با اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی پیوندی مستقیم دارد. از همینرو، بازخوانی راهبردی تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس قوه قضاییه، فراتر از یک گزارش خبری، تحلیل یک «نقشه راه» است. در این نقشه راه، عدالت از یک آرمان اخلاقی به زیرساخت عملی حکمرانی ارتقا مییابد و دستگاه قضایی از «مرجع رسیدگی به شکایات» به «معمار زیرساخت عدالت» در کل بدنه حکمرانی تبدیل میشود.
یادداشت حاضر بر محورهای محتوایی مندرج در خبر استوار است و تلاش میکند میان سه سطح تحلیل، پیوند برقرار کند: نخست؛ سطح «مبانی دینی» که مشروعیت و جهتگیری راهبردها را تعیین میکند. دوم؛ سطح «راهبردهای نهادی» که صورتبندی اجرایی محورها را نشان میدهد و سوم؛ سطح «سازوکارهای تضمین اجرا» که خطر توقف در سطح اسناد را کاهش میدهد. ساختار یادداشت بر همین منطق سامان یافته است: ابتدا چارچوب کلان، سپس ستونهای اجرایی، آنگاه لایه کمتر آشکار «ترک فعل»، بعد بُعد فراملی، و درنهایت تجویزات، مدیریت مخاطرات و جمعبندی.
1. چارچوب کلان: عدالت بهمثابه «سرمایه اجتماعی» و «امنیت راهبردی»
نخستین و مهمترین نکته در این مجموعه تأکیدات، جایگاه محوری «سرمایه اجتماعی» است. در متن خبر، افزایش سرمایه اجتماعی نظام، نه بهعنوان یک هدف فرعی یا تبلیغاتی بلکه بهعنوان هدف نهایی و نقطه تلاقی همه راهبردهای اعلامشده، معرفی شده است: «افزایش سرمایه اجتماعی نظام از طریق گسترش عدالت، تأمین حقوق عامه، مبارزه اثرگذار با فساد...».
این چارچوببندی، دستگاه قضایی را از یک نهاد صرفا خدماتی به یک نهاد امنیتساز و مشروعیتآفرین ارتقا میدهد. در منظومه فکری رهبری، اعتماد عمومی به دستگاه قضا عنصری است که «در مرحله گذر از بحرانهای موجود» نقشی تعیینکننده دارد و «بیاعتمادی به دادگستری میتواند زمینه ایجاد سایر بحرانهای اجتماعی را فراهم کند». بنابراین، هر اقدام دستگاه قضایی باید با معیار «اثر بر سرمایه اجتماعی» سنجیده شود، نه صرفا با معیار «کارایی بوروکراتیک».
این چارچوب، ریشه دینی روشنی دارد. قرآن کریم در آیه ۵۸ سوره نساء، ادای امانت و حکم به عدل را فرمان الهی میداند: «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُکمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَکمْتُم بَینَ النَّاسِ أَن تَحْکمُوا بِالْعَدْلِ». آیه ۹۰ سوره نحل نیز امر به عدل و احسان و نهی از فحشا و منکر و بغی را بهعنوان ضرورت دینی تثبیت کرده است. در نهجالبلاغه، عدالت اجتماعی بنیان اصلی حکمرانی و مقدمه تقویت اعتماد عمومی دانسته شده است. بنابراین، هدف «سرمایه اجتماعی» در این یادداشت، یک مفهوم صرفا جامعهشناختی نیست؛ امتداد همان اصل قرآنی عدالت و امانت است.
2. ستونهای اجرایی راهبرد
۲.۱. مبارزه با فساد بهمثابه «نظمبخشی ساختاری»
تأکید بر «مبارزه اثرگذار با فساد و گلوگاههای آن» از یک درخواست اخلاقی فراتر میرود و به یک راهبرد ساختاری اشاره دارد. «گلوگاه» در ادبیات راهبردی رهبری، به نقاطی اشاره دارد که «به طور طبیعی فساد ایجاد میکنند» و «آن ساختارها باید» اصلاح شوند. این بدان معناست که مبارزه مؤثر با فساد، پیش از آنکه پروندهمحور باشد، باید ساختارمحور باشد: شناسایی نقاط تجمع قدرت و اطلاعات که امکان رانت، سوءاستفاده و نفوذ را فراهم میکنند. سند تحول قضایی نیز «اصلاح بسترهای فسادزا» را بهعنوان یکی از محورهای اصلی خود تعریف کرده است. این ستون، مبارزه با فساد را از واکنش به تخلفات گذشته، به پیشگیری ساختاری از تخلفات آینده ارتقا میدهد.
مستند دینی این راهبرد، مجموعه آیات و روایات مبارزه با فساد است: نهی از افساد فیالارض (بقره/۶۰)، نکوهش کنز و احتکار که مال را از چرخه خدمت به جامعه خارج میکند (توبه/۳۴–۳۵) و تحریم ربا بهعنوان سازوکار تولید فساد مالی (بقره/۲۷۵). در سنت نبوی، حدیث «مَنِ اسْتَعْمَلْنَاهُ مِنْکمْ عَلَى عَمَلٍ فَکتَمَنَا مَخِیطًا فَمَا فَوْقَهُ کانَ غُلُولًا» — که در صحیح مسلم، کتاب الإماره نقل شده — و حدیث «چرا در خانه پدر و مادرش ننشست تا ببیند آیا به او هدیه میدهند یا نه؟» مرز میان هدیه و رشوه را براساس موقعیت اداری فرد تعیین میکنند. امام علی (ع) نیز ریشه فساد را در ضعف نظارت و ضعف بنیادهای اخلاقی جستوجو میکند. جمع این مستندات نشان میدهد مبارزه با فساد، مسئولیت همگانی و ساختاری است، نه یک امر فردی و موردی.
۲.۲. کارآمدی قضایی بهمثابه «قدرت بازدارنده»
مجموعه «رسیدگی سریع و توأم با دقت و قاطعیت و اجرای بهموقع و بازدارنده احکام» را نباید صرفاً مجموعهای از توصیههای مدیریتی برای کاهش اطاله دادرسی دانست. این عبارات یک زنجیره راهبردی را شکل میدهند: سرعت (کاهش زمان بیمجازات ماندن)، دقت (کاهش خطای قضایی و بیاعتمادی ناشی از آن)، قاطعیت (بازدارندگی عمومی) و اجرای بهموقع (تحقق عینی حکم و جلوگیری از بیاثر شدن آن). کارآمدی قضایی در این چارچوب، خود یک ابزار بازدارندگی است: اگر مجرم بداند که مجازات قطعی، سریع و اجراشدنی است، محاسبه عقلانی او تغییر میکند. این ستون با ستون نخست پیوند مستقیم دارد، زیرا فساد در گلوگاهها تنها زمانی مهار میشود که هزینه قطعی و سریع آن از منفعت آن پیشی بگیرد.
۲.۳. فناوری و نظارت بهمثابه «ابزار تحققبخشی»
تأکید بر «استفاده حداکثری از فناوریهای نوین» و بهطور مشخص «نظارت بر حسن اجرای قوانین و انجام بازرسیهای مستمر»، فناوری را از یک هدف نمایشی به زیرساخت نظارتی تبدیل میکند. هوشمندسازی در این نگاه، دو کارکرد راهبردی دارد: نخست، کاهش خطای انسانی و فساد اداری در فرآیندهای قضایی (که رئیس قوه قضاییه نیز آن را با اهداف «اتقان احکام و ارتقای سلامت کارکنان» پیوند زده است)؛ دوم، توانمندسازی نهاد قضایی برای نظارت بر سایر نهادها. دستگاه قضایی با فناوری میتواند از یک نهاد منفعلِ منتظرِ شکایت، به یک نهاد فعالِ نظارتکننده بر «حسن اجرای قوانین» در کل بدنه حکمرانی تبدیل شود. این ستون، ظرفیت نهادی لازم برای اجرای دو ستون پیشین را فراهم میکند.
مستند دینی این بخش، اصل شفافیت و پرهیز از پنهانکاری است. نکوهش کنز و تأکید بر کتابت و ثبت معاملات (بقره/۲۸۲) نشاندهنده اهمیت شفافیت اطلاعاتی در جلوگیری از فساد است. فناوریهای نوین در این چارچوب، ابزاری برای تحقق همان شفافیت و نظارتی هستند که متون دینی بر آن تأکید کردهاند.
۳. لایه کمتر آشکار: «ترک فعل» و مسئولیتپذیری نهادی
یکی از نکات راهبردی که ممکن است در سایه سایر تأکیدات کمتر دیده شود، تصریح به «رسیدگی به ترک فعلهای منتهی به جرم» است. این بند، دایره مسئولیت را از «ارتکاب جرم» به «عدم انجام وظیفه» گسترش میدهد. در نظام حکمرانی، بسیاری از آسیبها نه از اقدام خطا، بلکه از سکوت، تأخیر و رهاکردن مسئولیت ناشی میشوند. ورود دستگاه قضایی به این حوزه، بهمعنای نهادینهسازی مسئولیتپذیری در کل ساختار اجرایی است: مقام مسئول نمیتواند با «کاری نکردن» از پاسخگویی بگریزد. این بند، پیوند عملی میان «تأمین حقوق عامه» و «مبارزه با جرم» برقرار میکند.
مستند دینی این راهبرد، حدیث «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَکُلُّکُمْ مسئول عَنْ رَعِیتِهِ» است که در صحیح بخاری (کتاب الجمعه، ج۱، ص۱۶۰)، صحیح مسلم (کتاب الاماره، ج۳، ص۱۴۵۹، حدیث ۱۸۲۹) و بحارالانوار (ج۷۲، ص۳۸) نقل شده و مسئولیتپذیری نهادی را به یک اصل فراگیر تبدیل میکند. پیامبر (ص) به ابوذر فرمود: «إِنَّهَا أَمَانَةٌ وَ إِنَّهَا یوْمَ الْقِیامَةِ خِزْىٌ وَ نَدَامَةٌ إِلَّا مَنْ أَخَذَهَا بِحَقِّهَا وَ أَدَّى الَّذِی عَلَیهِ فِیهَا» (حکومت امانت است؛ و در روز قیامت مایه خواری و پشیمانی است، مگر برای کسی که حق آن را ادا کند). قرآن نیز ترک وظیفه را توبیخ کرده است: «وَ لَا یأْبَ الشُّهَدَاءُ» و «وَ لَا یأْبَ کاتِبٌ» (بقره/۲۸۲). در ماجرای غیبت هدهد نیز حضرت سلیمان او را به دلیل ترک مسئولیت مورد بازخواست قرار داد: «مَا لِی لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کانَ مِنَ الْغَائِبِینَ» (نمل/۲۰). بنابراین، همانگونه که ارتکاب جرم مسئولیتآور است، عدم انجام وظیفه نیز در پیشگاه الهی و در نظام حقوقی اسلامی قابل مؤاخذه است.
۴. بُعد فراملی: «عدالتخواهی مقاومتمحور»
تأکید بر «جدیت در استیفای حقوق و خسارات مادی و معنوی ناشی از جنایات مجرمان آمریکایی–صهیونی» را باید در امتداد راهبردی جداگانهای تحلیل کرد. این بند، دستگاه قضایی را از حوزه داخلی به عرصه بینالمللی میکشاند و نقش آن را بهعنوان کنشگر حقوقی فعال در برابر نظم حقوقی غربمحور تعریف میکند. تحلیلها نشان میدهد که این تأکید «نه تنها بعد عدالتخواهی فراملی قوه قضاییه را برجسته میسازد، بلکه جایگاه ایران را بهعنوان کنشگری فعال در حوزه حقوق بینالملل ارتقا میدهد». این بُعد، پیوندی راهبردی با هدف کلان سرمایه اجتماعی دارد: افکار عمومی داخلی، وقتی شاهد پیگیری جدی حقوق ملت در مجامع بینالمللی باشد، احساس عزت و عدالتخواهی را تجربه میکند که خود مؤلفهای از سرمایه اجتماعی است.
مستند قرآنی این راهبرد، آیه ۸ سوره مائده است: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ». همچنین یاری مظلوم در برابر ظالم، یک وظیفه دینی است. گزارشهای رسمی نشان میدهد که شعبه ۵۵ دادگستری تهران رسیدگی به شکایت جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی را آغاز کرده و «برای اولین بار از محل اموال توقیفشده آمریکا، حقوق این عزیزان استیفا شد»؛ همچنین حدود ۸ میلیون وکالت برای پیگیری حقوقی این جنایات اخذ شده است.
۵. تجویزات و راهبردهای پیشنهادی
راهبرد ۱: نهادینهسازی «مسئولیت امانتی» در گزینش و ارزیابی قضات
بر اساس آیه ادای امانت و حدیث «حکومت امانت است»، شرایط تصدی مناصب قضایی باید فراتر از صلاحیت فنی، شامل صلاحیت اخلاقی و توانایی عملی باشد. پیشنهاد میشود نظام ارزیابی دورهای امانتداری برای قضات و مدیران قضایی طراحی شود که در آن، نهتنها عملکرد کمی (آمار پروندهها)، بلکه کیفیت اجرای عدالت، رضایت متداعیان و سلامت مالی سنجیده شود. این ارزیابی باید پیامدهای مشخصی (از تذکر تا ارجاع به دادسرای انتظامی) داشته باشد تا «امانت» به مفهومی تشریفاتی تبدیل نشود.
راهبرد ۲: ایجاد «نظام هشداردهی ساختاری» برای گلوگاههای فساد
بر اساس تحلیل علوی که ریشه فساد را در ضعف نظارت و گلوگاههای ساختاری میداند، پیشنهاد میشود قوه قضاییه با همکاری نهادهای نظارتی، نقشه ملی گلوگاههای فساد را تدوین کند: نقاطی که در آنها تمرکز قدرت، اطلاعات و منابع مالی وجود دارد. این نقشه باید به سامانه هشدار زودهنگام متصل شود که ناهنجاریهای مالی و اداری را پیش از تبدیل شدن به پرونده فساد شناسایی و گزارش کند. رویکرد، پیشگیری ساختاری است، نه واکنش پسینی.
راهبرد ۳: عملیاتیسازی «نظارت هوشمند» بهمثابه امر به معروف نهادی
بر اساس اصل قرآنی امر به معروف و نهی از منکر (آلعمران/۱۰۴) و حدیث نبوی «هر کس از شما منکری را ببیند، باید با دست خود آن را تغییر دهد؛ اگر نتوانست، با زبانش؛ و اگر نتوانست، در قلبش آن را دشمن بدارد» و تمثیل کشتی — که در صحیح بخاری و منابع روایی دیگر نقل شده — نظارت نباید به شکایات مردمی محدود شود. پیشنهاد میشود قوه قضاییه سامانه نظارت بر حسن اجرای قوانین را با استفاده از دادهکاوی و هوش مصنوعی توسعه دهد تا الگوهای ترک فعل و تخلف در دستگاههای اجرایی را فعالانه شناسایی کند. این سامانه باید خروجی قابل تعقیب قضایی داشته باشد و صرفاً به گزارشدهی آماری بسنده نکند.
راهبرد ۴: تثبیت «دکترین ترک فعل» در رویه قضایی
مستند به آیات و روایات یادشده، پیشنهاد میشود شعبههای تخصصی رسیدگی به ترک فعل در دادسراها و دادگاهها تشکیل شود و دستورالعمل جامع احصاء مصادیق ترک فعل منتهی به جرم تدوین گردد. این دستورالعمل باید مشخص کند که چه نوع سکوت، تأخیر یا رهاکردن مسئولیت در چه شرایطی مسئولیت کیفری یا مدنی ایجاد میکند، تا از تفسیرهای سلیقهای و سیاسیسازی این مفهوم جلوگیری شود.
راهبرد ۵: «دیپلماسی قضایی فعال» برای استیفای حقوق فراملی
بر اساس اصل قرآنی قیام به قسط و یاری مظلوم، پیشنهاد میشود قوه قضاییه واحد دیپلماسی قضایی را در چارچوب معاونت امور بینالملل و ستاد حقوق بشر تقویت کند تا وظیفه پیگیری نظاممند پروندههای نقض حقوق ملت ایران در مجامع بینالمللی، دادگاههای خارجی و نهادهای حقوق بشری را انجام دهد. این واحد باید پروندهسازی مستند انجام دهد، ائتلافهای حقوقی با کشورهای همموضع تشکیل دهد و افکار عمومی جهانی را نسبت به جنایات آمریکایی–صهیونیستی حساس کند. خروجی این راهبرد، صرفاً اعلام موضع نیست، بلکه تحمیل هزینه حقوقی و اعتباری به مرتکبان است.
راهبرد ۶: پیوند «سرمایه اجتماعی» با «عدالت ترمیمی»
بر اساس تأکید نهجالبلاغه بر اعتماد متقابل میان مردم و حاکم بهعنوان هسته سرمایه اجتماعی، پیشنهاد میشود قوه قضاییه برنامه عدالت ترمیمی را گسترش دهد: فرآیندی که در آن، جبران خسارت مادی و معنوی زیاندیدگان، جلب رضایت واقعی آنان و اصلاح رابطه بین بزهکار و بزهدیده در اولویت قرار گیرد. این رویکرد، برخلاف عدالت تنبیهی صرف، اعتماد عمومی به دستگاه قضا را تقویت میکند و هزینه اجتماعی جرم را کاهش میدهد. اجرای موفق این برنامه، مستلزم آموزش قضات در مهارتهای میانجیگری و همکاری با نهادهای مدنی است.
۶. سازوکارهای تضمین اجرا: از «تجویز» تا «تحقق»
تجویزات ششگانه بخش پیشین، بدون یک نظام اجرایی و نظارتی منسجم، در معرض خطر «تصویبنامهای شدن» و توقف در سطح اسناد قرار میگیرند. تجربه اجرای سند تحول و تعالی قوه قضاییه — که ۲۸۷ گزاره و راهکار دارد — نشان میدهد که در دو سال نخست، حدود ۶۰ درصد از مفاد آن اجرایی شده است. این آمار، هم ظرفیت اجرایی موجود را تأیید میکند و هم ضرورت نظارت مستمر و ارزیابی دقیق را برجسته میسازد.
تحقق تجویزات پیشنهادی نیازمند سه لایه سازوکاری است:
لایه نخست: شاخصگذاری قابل سنجش. هر یک از شش راهبرد باید به شاخصهای کمی و کیفی مشخص متصل شود؛ مثلاً «نسبت پروندههای ترک فعل شناساییشده از طریق سامانه به کل پروندههای ترک فعل» یا «نرخ صلح و سازش در پروندههای قابل ارجاع».
لایه دوم: اتصال ارزیابی به پاسخگویی نهادی. پیشنهاد میشود گزارش سالانه تحقق تجویزات ششگانه بهصورت علنی منتشر شود، نه صرفاً در چرخه درونسازمانی. انتشار عمومی، خود یک سازوکار نظارتی است و با اصل «امر به معروف» بهمثابه نظارت همگانی همراستاست.
لایه سوم: پیوند با برنامه هفتم پیشرفت. هر شش راهبرد باید در ذیل نظام پایش واحد تعریف شوند تا از تکرار، تعارض و اتلاف منابع جلوگیری شود.
۷. مدیریت مخاطرات و ملاحظات اجرایی
ملاحظه نخست: خطر «تقلیلگرایی حقوقی» در قبال ترک فعل. رئیس قوه قضاییه بهصراحت هشدار داده است که «برخی تصور میکنند هر ترک فعلی جرم است؛ در قانون فعلی اینطور نیست». ترک فعل ممکن است در سطح تخلف اداری باقی بماند و تنها زمانی که قانون برای آن مجازات تعیین کرده باشد، جرم تلقی میشود. بنابراین، راهبرد چهارم نباید به گسترش بیضابطه مسئولیت کیفری به هر سکوت یا تأخیر اداری بینجامد. تفکیک دقیق تخلف اداری از جرم، شرط مشروعیت این راهبرد است.
ملاحظه دوم: خطر «الگوریتمزدگی» نظارت هوشمند. فناوری نظارتی در نبود چارچوب قانونی شفاف میتواند به ابزاری برای کنترل نرم و غیرشفاف تبدیل شود. پیشنهاد میشود پیش از گسترش سامانه نظارتی، قانون نظارت الکترونیک قضایی با تعریف دقیق دامنه شمول، حقوق نظارتشوندگان و سازوکار اعتراض تدوین شود.
ملاحظه سوم: خطر «شکلگرایی» در عدالت ترمیمی. اگر سازوکارهای عدالت ترمیمی به صرفاً «کاهش آمار پرونده» فروکاسته شوند و جبران واقعی خسارت و بازسازی رابطه محور نباشد، به رویهای تشریفاتی تبدیل میشوند. معیار موفقیت، نه تعداد پروندههای مختومه، بلکه کیفیت بازسازی رابطه بین بزهکار و بزهدیده است.
ملاحظه چهارم: خطر «موازیکاری» در دیپلماسی قضایی. راهبرد پنجم نباید ساختاری موازی با معاونت امور بینالملل ایجاد کند، بلکه باید همافزایی با ساختار موجود را دنبال کند.
۸. جمعبندی: عدالت بهمثابه «زیرساخت» نه «خروجی»
مجموعه این تأکیدات را میتوان بهمثابه یک نقشه راه با منطق درونی منسجم تفسیر کرد:
هدف: افزایش سرمایه اجتماعی از طریق عدالت و حقوق عامه.
مسیر: مبارزه ساختاری با فساد (گلوگاهها) ← کارآمدی بازدارنده قضایی (سرعت، دقت، قاطعیت، اجرا) ← توانمندسازی نظارتی با فناوری ← مسئولیتپذیری نهادی (ترک فعل) ← کنشگری حقوقی فراملی.
پشتوانه: آیات عدل و امانت، روایات مبارزه با فساد، احادیث مسئولیتپذیری، اصل امر به معروف و نهی از منکر، و اصل قرآنی قیام به قسط.
نقطه افتراق این تحلیل با خوانشهای رایج در یک جابهجایی مفهومی نهفته است: عدالت در این منظومه، خروجی نهایی دستگاه قضایی نیست، بلکه زیرساخت همهجانبه حکمرانی است. اگر عدالت خروجی باشد، دستگاه قضایی تنها زمانی ارزیابی میشود که پروندهای به آن ارجاع شده باشد. اما اگر عدالت زیرساخت باشد، دستگاه قضایی موظف است پیش از وقوع جرم، گلوگاههای فساد را شناسایی کند؛ پیش از ترک فعل، مسئولیتپذیری نهادی را نهادینه کند؛ و پیش از بیاعتمادی عمومی، شفافیت و نظارت را درونی سازد. این همان تفاوت میان عدالت واکنشی و عدالت پیشرو است.
بر این اساس، «تحول همهجانبه و ملموس» که در متن خبر آمده، نه یک شعار، بلکه شرط بقای اثربخشی این مجموعه بههمپیوسته است. دستگاه قضایی در این نگاه، نه صرفاً یک دستگاه خدماتی، بلکه ستون مشروعیتساز و امنیتآفرین نظام تلقی میشود که کارآمدی آن، بهطور مستقیم با اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی پیوند خورده است.
«جامجم» در گفتوگو با رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوای سازمان هواشناسی، آخرین پیشبینیها از وضعیت بارش کشور و پیامدهای النینو را بررسی میکند
کمال تبریزی در گفتگوی اختصاصی با «جامجم»:
ابراهیم قاسمپور در گفتوگو با روزنامه «جامجم»: