در بستر معارف دینی، ما باید محقق و در گستره برنامهسازی طبعا باید مولف باشیم. گاهی مناسبتها در یک شبانهروز خلاصه میشوند، میآیند و میروند که به طور قطع برنامههای ویژه این مناسبتها تک قسمتی و گذراست،یعنی تکبرنامههایی که کلی و عمومی ساخته میشود. در مناسبتهای سوگواری با قطع موسیقی باز همان برنامهها را پخش میکنیم و در بیشتر جشنها هم با پخش موسیقیهای معمولی، برنامهها سرنوشتی مشخص دارند، در حالی که ما میتوانیم برای همه سنین و مخاطبان، متناسب با همان مناسبت برنامهسازی کنیم.
میتوانیم به جای این که سخنان ائمه اطهار(ع) را پشت سر هم و بیوقفه بخوانیم یا بر صفحه تلویزیون حک کنیم، وزن و اندازه واقعی فرمایشات ایشان را با دستاوردهای روانشناسی و جامعهشناسی ضمن معرفی به مخاطب، تحلیلی برای درک بیشتر داشته باشیم.
میتوانیم برای مخاطب جوان، شواهد علمی و عینی این فرمایشات را مطرح کنیم که همه اینها بدون تحقیق میسر نیست. تحقیق در برنامههای مناسبتی بازوان قوی برنامهساز است؛ اما نکتهای را نباید فراموش کرد و آن این که گاهی برنامههای ما فقط تحقیق ارائه میکنند و از قالب کتابخوانی پا را فراتر نمیگذارند.
ضروری است ما محققانی مولف باشیم تا بتوانیم متناسب با نیاز مخاطب و ذائقه او، برنامه بسازیم.
مخاطب را فراموش نکنیم
گاه ما چنان غرق برنامه میشویم که مخاطب را فراموش میکنیم. مخاطب با برنامهای که آن را نمیبیند و فراموش میکند، ارتباط برقرار نمیکند.
در بسیاری از ویژهبرنامههای مناسبتهای مذهبی مخاطب فراموش میشود. طبعا مشارکت مخاطبان و تعامل با آنها میتواند صمیمیت لازم و نزدیکی میان برنامهساز و مخاطبان را ایجاد کند. در حال حاضر عمدهترین شکل حضور مخاطب در برنامهها، شرکت در مسابقه تلفنی و حضوری یا طرح پرسش است. بد نیست در مناسبتهای مذهبی فارغ از فرم تلویزیونی به میان مردم برویم و از آنها در تدارک جشنها یا سوگواریها کمک بگیریم. به جای گفتن برای آنها، از آنها بشنویم مثلا در اعیاد، جشنهای خیابانی و کاروانهای فرهنگی پرانرژی و شاد راه بیندازیم. مردم را تشویق به برگزاری جشنها یا سوگواری محلهای کنیم و بعد خودمان مهمان آنها باشیم. طبعا این اتفاقات مردمی رسانهای، اگر هدفمند طراحی و اجرا شوند، میتوانند تاثیر مناسبی بر مخاطب بگذارند و هویت ویژه و استقلال معنایی و مفهومی خود را حفظ کنند.