البته همچنان ظرفیتهای دیگری برای توسعه و گسترش همکاریها و فعالیتهای مشترک میان ایران و چین وجود دارد که امیدواریم با تداوم همکاریهای دو کشور، این ظرفیتها در آینده بیش از پیش محقق شود.
با این حال، یکی از نکات حائز اهمیت در روابط ایران و چین، مسائل بینالمللی و پیچیدگیهای خاص این حوزه است. به همین دلیل، ایران در بسیاری از زمینههای بینالمللی تلاش کرده است مذاکرات، رفتوآمدها و گفتوگوهای مکرری با چین داشته باشد. در بسیاری از این موارد، دو کشور به نتایج موفقی دست یافتهاند و در برخی موارد نیز، بنا به دلایلی ازجمله شرایط موجود یا ملاحظات مربوط به منافع ملی، نتوانستهاند به توافق کامل برسند.
در تحولات اخیر، دولت چین وارد فضای فعالتری برای ایفای نقش در این زمینه شده است. به نظر میرسد چین احساس کرده که دولتهای دیگر نهتنها در این زمینه موفق عمل نکردهاند، بلکه شاید تا حدودی در پیچیدهتر شدن شرایط و دشوارتر شدن حل مسائل نیز نقش داشتهاند.
از چند روز پیش، پس از نشست بریکس در دهلی، دولت چین اعلام کرده است که آمادگی دارد نقش پررنگتری ایفا کند. در همین چارچوب، مذاکرات نسبتا طولانی میان آقای عراقچی و وزیر امور خارجه چین در حاشیه این نشست صورت گرفت و مقدمات لازم برای ادامه رایزنیها فراهم شده است. قرار است آقای عراقچی به پکن سفر کند و دستاورد گفتوگوهای روزهای اخیر در تهران را با طرف چینی در میان بگذارد.
البته نباید انتظار داشت که این مذاکرات به سرعت به نتیجه برسد، اما در هر حال انجام این گفتوگوها ضروری است.
از سوی دیگر، چین با توجه به ظرفیتهایی که دارد، علاقهمند است در غرب آسیا فعالتر از گذشته باشد و بهویژه در فضای امنیتی و سیاسی این منطقه، نقش پررنگتری ایفا کند. به همین دلیل، به نظر میرسد اگر چین بتواند در شرایط کنونی به موفقیتی دست پیدا کند، این دستاورد میتواند برای آینده نقشآفرینی این کشور در منطقه منافع قابلملاحظهای داشته باشد. البته در صورت دستیابی به نتایج مثبت، این موفقیت میتواند برای دولتهای منطقه نیز در حد خود مفید واقع شود.
در شرایط فعلی که آمریکا تلاش میکند ایران را منزوی کند، روابط و همکاریهای ایران با چین از اهمیت ویژهای برخوردار است. سیاست منزوی کردن ایران در شرایط کنونی عملا نمیتواند به نتیجه مطلوب آمریکا منجر شود؛ چراکه ایران، از یک سو، عضو سازمان همکاری شانگهای و بریکس است و این نهادها نیز اعضای شاخص و کشورهای دارای ظرفیتهای بالایی دارند.
از سوی دیگر، آمریکا در حال حاضر با دولتهای مختلف دنیا، به مناسبتها و دلایل گوناگون، با چالشهای متعددی مواجه است. بنابراین، میکوشد نفوذ خود را حفظ کند، اما به نظر میرسد نسبت به گذشته با محدودیتهای بیشتری روبهروست و تلاشهای آن الزاما به نتیجه نمیرسد.
ضمن اینکه دلیلی وجود ندارد دولتهای مختلف جهان برای پذیرش انزوای ایران، صرفا به خواست آمریکا، نظر موافق داشته باشند. دولتها بهطور دقیق تحولات اخیر را دنبال میکنند و میدانند آغازکننده جنگ چه طرفی بوده، چه اقداماتی و جرائمی انجام شده و گستردگی عملیات در منطقه چه خسارتهایی حتی به دولتهای عادی دنیا وارد کرده است.
با توجه به عضویت ایران و چین در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، رایزنی و همکاری دو کشور در چارچوب این نهادها از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.
چین بهعنوان یک قدرت بزرگ در سطح جهانی، از توان قابل توجهی برای تأثیرگذاری بر تحولات بینالمللی برخوردار است و میتواند نقش مؤثری در تغییر وضعیت موجود به سمت شرایط مناسبتر ایفا کند.
از این منظر، تداوم رایزنیهای ایران و چین، چه در سطح دوجانبه و چه در چارچوب نهادهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای، میتواند زمینه را برای استفاده بیشتر از ظرفیتهای سیاسی و بینالمللی دو کشور فراهم کند.