میدان‌داری ۲۰۰‌شبه مردم

ایمانی
برگزاری نزدیک به ۲۰۰ شب تجمعات، از منظر تاریخی و جامعه‌شناختی، شاید یک تحول مهم و حتی کم‌سابقه باشد. تا آنجا که مطالعه و بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد، در هیچ کشوری در جهان، نمونه‌ای با چنین ویژگی‌هایی مشاهده نشده و حتی مشخص نیست که در آینده نیز رویدادی با این مشخصات تکرار شود. این تجمعات ویژگی‌های خاصی داشت که توجه به آنها می‌تواند اهمیت این رخداد را روشن‌تر کند.
کد خبر: ۱۵۶۶۸۰۳
نویسنده ناصر ایمانی /تحلیلگر مسائل سیاسی

نخستین ویژگی، خودجوش بودن تجمعات بود. هنگامی که جنگ تحمیلی رمضان آغاز شد، حتی مسئولان با صدور اطلاعیه‌هایی از مردم خواستند تهران و شهر‌های بزرگ را ترک کنند. هیچ دعوت رسمی‌ای برای برگزاری این تجمعات وجود نداشت، اما مردم، به‌ویژه کسانی که در شهر‌ها باقی‌مانده بودند، نه‌تنها در خانه‌های خود نماندند، بلکه به خیابان‌ها و میدان‌ها آمدند و خود را در معرض خطر مستقیم قرار دادند. بنابراین، در این حرکت نه‌تنها سازمان‌دهی دولتی وجود نداشت، بلکه اساسا دولت مردم را به حضور در این تجمعات دعوت نکرده بود. 
ویژگی دوم این بود که این حرکت را نمی‌توان صرفا یک جنبش احساسی دانست. احساسات معمولا در مقطعی به اوج می‌رسند و سپس فروکش می‌کنند، در حالی که این تجمعات توانسته‌اند حدود ۲۰۰ شب ادامه پیدا کنند و همچنان با شور و حضور مردم برگزار شوند. استمرار چنین حرکتی نشان می‌دهد که عوامل عمیق‌تری در شکل‌گیری و تداوم آن دخیل بوده است. 
ویژگی دیگر، حضور پررنگ زنان در این تجمعات بود. زنان در تمامی این تجمعات اکثریت قابل توجهی را تشکیل می‌دادند و براساس آمار‌های مطرح‌شده، حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد شرکت‌کنندگان را زنان تشکیل می‌دادند. 
نکته قابل توجه‌تر این بود که بسیاری از این زنان، در شرایطی که شهر‌ها هدف حملات موشکی و بمباران قرار داشتند، همراه با فرزندان کوچک خود در تجمعات حاضر می‌شدند. آنها نه‌تنها خودشان در معرض خطر قرار می‌گرفتند، بلکه کودکان خردسال خود را نیز که طبیعتا امکان فرار و تصمیم‌گیری مستقل نداشتند، با خود به خیابان‌ها و میدان‌ها می‌آوردند. این مساله از منظر روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی، موضوعی بسیار قابل تأمل است. 
ویژگی دیگر این حرکت، فراگیر‌بودن آن از نظر گرایش‌های فکری و سیاسی بود. این تجمعات متعلق به یک سلیقه، یک گروه یا یک طرز فکر خاص نبود. به‌ویژه در دوران جنگ، افراد با دیدگاه‌های مختلف در این تجمعات حضور پیدا می‌کردند و همین ویژگی، آن را از یک حرکت محدود به یک جریان اجتماعی گسترده‌تر تبدیل می‌کرد. 
از سوی دیگر، میان شدت تهدیدات نظامی و میزان حضور مردم در این تجمعات نیز رابطه‌ای قابل توجه مشاهده می‌شد. هم در دوره جنگ ۴۰ روزه و هم در ۱۳ روز ادامه آن، هر زمان تهدیدات افزایش پیدا می‌کرد، میزان حضور مردم در تجمعات نیز افزایش می‌یافت. 
از این منظر، این حرکت نیازمند یک تحلیل جدی از نظر جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی و همچنین جامعه‌شناسی سیاسی است. تا آنجا که بررسی‌ها نشان می‌دهد، نمونه‌ای مشابه با مجموعه این ویژگی‌ها، یعنی شکل‌گیری یک حرکت گسترده مردمی در شرایط بحران و جنگ، آن هم در چنین مدت طولانی، به‌سادگی قابل مشاهده نیست. 
یکی از پرسش‌های مهم این است که انگیزه‌ها و علل شکل‌گیری این تجمعات چه بوده است که موجب شده این حرکت، با وجود گذشت نزدیک به ۲۰۰ شب، خاموش نشود. پرسش مهم دیگر، ارتباط میان حضور مردم در خیابان‌ها و تحولات میدان جنگ است؛ یعنی باید بررسی کرد که این تجمعات چه تاثیری بر روند تحولات جنگ و محاسبات طرف مقابل داشته‌اند. 
اگر این گزاره را بپذیریم ــ که به‌نظر نمی‌رسد کسی بتواند آن را به‌طور جدی رد کند ــ یکی از اهداف دشمن در جریان جنگ، ایجاد شورش و حرکت‌های اعتراضی در داخل کشور علیه ساختار‌های حاکمیتی بود تا بتواند بدون تحمل هزینه‌های سنگین نظامی به اهداف خود دست پیدا کند. 
این موضوع صرفا یک ادعا از سوی ایران نیست. رئیس‌جمهور آمریکا و رئیس‌جمهور رژیم‌صهیونیستی بار‌ها درباره تلاش برای ایجاد حرکت‌های داخلی در ایران سخن گفته‌اند و حتی درباره ارسال سلاح برای گروه‌های معارض در اطراف مرز‌های ایران و انتقال آنها به داخل کشور برای ایجاد شورش نیز مطالبی مطرح شده است. بنابراین، این‌که یکی از اهداف دشمن ایجاد ناآرامی و شورش در داخل ایران بوده، صرفا یک تحلیل نیست، بلکه موضوعی است که خود طرف مقابل نیز درباره آن سخن گفته است. 
بر این اساس، حتی اگر نیرو‌های نظامی کشور در میدان جنگ از توان و برتری نظامی برخوردار باشند، تحقق همزمان پروژه ایجاد شورش داخلی می‌توانست معادله را تغییر دهد. در چنین شرایطی، همان‌گونه که نیرو‌های نظامی در میدان جنگ در برابر حملات دشمن ایستادگی کردند، مردم نیز در خیابان‌ها و میدان‌ها در برابر این بخش از طرح دشمن ایستادند. 
از این منظر، تأثیر تجمعات مردمی در خیابان‌ها را نمی‌توان صرفاً در روحیه دادن به نیرو‌های نظامی خلاصه کرد. مسأله فراتر از آن بود. دشمن دو طرح را همزمان دنبال می‌کرد: نخست، شکست نظامی نیرو‌های مسلح ایران و دوم، ایجاد شورش‌های داخلی. در برابر طرح نخست، نیرو‌های نظامی کشور ایستادگی کردند و در برابر طرح دوم، حضور مردم در خیابان‌ها و میدان‌ها مانع تحقق آن شد. 
بنابراین، بدون اغراق می‌توان گفت تأثیر این تجمعات مردمی، از نظر مقابله با یکی از اهداف اصلی دشمن، شاید کمتر از دفاع جانانه نیرو‌های نظامی کشور نبوده باشد؛ همان‌گونه که نقش نیرو‌های نظامی در میدان جنگ، نقش مردم در خیابان‌ها و میدان‌ها را تکمیل کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها