جبهه قدرتمند بریکس در مقابل آمریکا

مهمانپرست
اگر بخواهیم مروری بر صحنه رقابت‌های بین‌المللی داشته باشیم، می‌بینیم پس از جنگ جهانی دوم، با جنگ سرد میان بلوک شرق و غرب روبه‌رو بودیم. این جنگ سرد برای مدت‌ها ادامه داشت و آمریکا و شوروی سابق رهبری این دو بلوک را بر‌عهده داشتند. 
کد خبر: ۱۵۶۶۵۷۴
نویسنده رامین مهمان‌پرست - سخنگوی پیشین وزارت خارجه

پس از مدتی، با فروپاشی شوروی سابق، شاهد شکل‌گیری یک نظام تک‌قطبی بودیم. آمریکا دنبال آن بود که به‌تنهایی جهان را اداره کند و تصور می‌کرد دیگر قدرتی نمی‌تواند مانع آن شود، اما مدتی بعد متوجه شد که با ظهور قدرت‌های جدید، نوعی چندجانبه‌گرایی در حال شکل‌گیری است و وضعیت کاملا کرده.
با توجه به اتفاقاتی که در صحنه بین‌الملل رخ داد، نقش همکاری‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و همچنین سازمان‌هایی که از کشور‌های مستقل و قدرت‌های نوظهور تشکیل شده‌اند، بسیار پررنگ شد. شاید ابتدا سازمان همکاری شانگهای را داشتیم که در حوزه‌های سیاسی، امنیتی و دفاعی می‌توانست نقش بسیار جدی ایفا کند و کشور‌هایی مانند روسیه و چین در آن حضور داشتند. 
پس از آن، بحث ایجاد سازمانی به نام «بریکس» مطرح شد. پنج کشور که قدرت‌های نوظهور بودند یعنی چین، روسیه، هند، برزیل و آفریقای جنوبی، هسته اولیه بریکس را تشکیل دادند. برخی از این کشور‌ها در عرصه جهانی رتبه‌های دوم و سوم اقتصادی را به خود اختصاص داده‌اند. این مسأله نشان‌دهنده شکل‌گیری وضعیت جدیدی در عرصه بین‌المللی بود. 
گرایش اولیه بریکس بیشتر اقتصادی بود و سازوکار‌هایی که اعضای این سازمان ایجاد کردند، مقابله با یکجانبه‌گرایی آمریکا و بهره‌گیری این کشور از اهرم دلار برای اعمال فشار اقتصادی بر کشور‌های مختلف و همچنین استفاده از تحریم را دنبال می‌کرد. این جبهه نوظهور اقتصادی با عضویت اعضای جدید، از‌جمله کشور ما، ارتقای جایگاه و نفوذ پیدا کرده و طبیعتا نقش آن از یک سازمان صرفا اقتصادی به یک پیمان سیاسی ــ اقتصادی تغییر کرده است.
اتفاقاتی که ظرف یکی‌دو سال گذشته رخ داده و حماقت‌هایی که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها انجام داده‌اند، از‌جمله جنایاتی که در حق ملت ما مرتکب شدند و تصور غلطی که داشتند مبنی بر این‌که می‌توانند جمهوری اسلامی را ساقط کنند یا به قول رئیس‌جمهور متوهم آمریکا، ایران را به عصر حجر برگردانند، باعث شد شرایط و حتی موضع‌گیری بسیاری از کشور‌ها نسبت به آمریکا تغییر جدی پیدا کند. حتی متحدان آمریکا در حال فاصله گرفتن از رفتار‌های غیرقابل توجیه این کشور هستند؛ به‌خصوص در دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ که با چین، کانادا، اروپا و دیگر کشور‌ها جنگ تعرفه‌ای راه انداخت و آنها نیز مقابله کردند. 
از سوی دیگر، کشور‌های مستقل و قدرت‌های نوظهور شاهد بودند که آمریکا با هجمه و تجاوز نظامی به ایران قصد کنترل بازار انرژی جهان را دارد. همچنین ورود آمریکا به مسأله ونزوئلا و تلاش برای حضور و مداخله در خلیج‌فارس و تنگه هرمز، این کشور‌ها را به این نتیجه رساند که اگر سریع‌تر اقدامی برای جلوگیری از این رفتار‌های آمریکا انجام ندهند، ممکن است وضعیت دشوارتر شود؛ بنابراین رقابت میان آمریکا و قدرت‌های اقتصادی جهان افزایش پیدا کرد. بریکس به یک جبهه جدی و قدرتمند در مقابله با یکجانبه‌گرایی آمریکا و متحدان اروپایی آن و همچنین برخی کشور‌هایی تبدیل شد که در سایه آمریکا، گاه از روی تمایل و گاه به اجبار، از این کشور پیروی می‌کردند. 
در واقع بریکس نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد توازن جدید در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی جهان پیدا کرده است. یکی از موضوعات مهم این مجموعه، حذف دلار از معاملات میان اعضاست. با توجه به این‌که حجم روابط تجاری میان این کشور‌ها بسیار بالاست، اگر دلار از معاملات حذف شود و این کشور‌ها با ارز‌های ملی خود با یکدیگر تعامل داشته باشند، ضربه بسیار جدی به اقتصاد آمریکا وارد خواهد شد. ضمن آن‌که این مسأله نشان می‌دهد موضع‌گیری قدرت‌های نوظهور در مقابل آمریکا شکل بسیار جدی‌تر و علنی‌تری پیدا کرده است. 
ایران نیز می‌تواند نقش بسیار مهمی در بریکس داشته باشد. همان‌طور که ایران برای بریکس از اهمیت بالایی برخوردار است، بریکس نیز برای ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. عضویت در این مجموعه می‌تواند بر منافع دو طرف تأثیر مثبتی بگذارد.
کشور‌های تولیدکننده و صادرکننده منابع عظیم انرژی در میان اعضای بریکس حضور دارند و از طرف دیگر، بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی نیز در همین مجموعه قرار گرفته‌اند. بنابراین، این کشور‌ها می‌توانند اقتصاد یکدیگر را تکمیل کنند و به کمک هم بیایند. 
موقعیت و اعتبار استراتژیک ایران و قدرت تأثیرگذاری آن در روابط سیاسی و بین‌المللی جهان، به‌خصوص پس از مقابله مؤثر با تجاوز نظامی آمریکا به طرز چشمگیری ارتقا پیدا کرده است. ایران بر تنگه هرمز امنیت و قدرت تأثیرگذاری زیادی دارد و نشان داده است که می‌تواند بازار و مسیر انرژی را تحت کنترل خود درآورد. از طرف دیگر، اتفاقاتی که رخ داد و نیرو‌های مقاومت، به‌ویژه در یمن، توانستند بر تنگه باب‌المندب تأثیرگذاری و کنترل خود را به نمایش بگذارند، وضعیت مقابله با جریان سلطه‌گر آمریکا و متحدانش را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. 
به همین دلیل، ایران برای اعضای بریکس می‌تواند یک بازوی بسیار قدرتمند برای ایجاد توازن جدید در عرصه‌های بین‌المللی، اقتصادی و سیاسی باشد. 
از طرف دیگر، برای ایران نیز بسیار اهمیت دارد که در کنار کشور‌های قدرتمند اقتصادی و سیاسی قرار بگیرد؛ کشور‌هایی مانند چین که اکنون دومین قدرت اقتصادی جهان است و به‌زودی به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل خواهد شد، و هند که اگر اکنون قدرت سوم اقتصادی جهان نباشد، به‌زودی به این جایگاه خواهد رسید. همچنین توانمندی‌های روسیه و ظرفیت‌های بسیار بزرگی که برزیل و آفریقای جنوبی در اختیار دارند و نیز توانمندی کشور‌هایی که بعد‌ها به این سازمان پیوستند، همگی می‌توانند فرصت‌های بزرگی برای ایران فراهم کنند.
قطعا توسعه روابط با این کشور‌ها می‌تواند تمام نقشه‌های آمریکایی‌ها برای محاصره اقتصادی ایران را نقش بر آب کند؛ به‌ویژه این‌که دو کشور دارای حق وتو در شورای امنیت، یعنی چین و روسیه، از قدرت‌های بزرگ اقتصادی و نظامی جهان نیز به شمار می‌روند.
پکن و مسکو معتقدند تحریم‌هایی که از طریق قطعنامه‌های سازمان ملل علیه ایران تصویب شده، براساس تفاهم برجام و با پایان مهلتی که در آن قید شده بود، دیگر لغو شده‌اند و اگر قرار باشد دوباره احیا شوند، غیرقانونی هستند. به همین دلیل نیز این دو کشور به‌شدت با هرگونه استناد به آن تحریم‌ها مقابله می‌کنند.
به همین جهت، چین و روسیه، هم در شورای حکام و هم در شورای امنیت موضع بسیار قاطعی به نفع ایران و در مخالفت با آمریکا اتخاذ کردند.
مجموعه این شرایط نشان‌دهنده آن است که دنیا دیگر این را نمی‌پذیرد که ایالات متحده، چه با کمک عوامل خود و چه به‌صورت مستقیم، بخواهد رفتار ناعادلانه و ظالمانه‌ای در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و دفاعی با کشور‌های مختلف داشته باشد و حقوق کشور‌های مستقل را زیر پا بگذارد.
در مقابل این رفتارها، یک جبهه بسیار قدرتمند شکل گرفته که ایران از محور‌های مؤثر و کارآمد آن است.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها