انقلاب اسلامی از ابتدا این پیامها را در عرصه جهانی برای جهان اسلام و مستضعفان ترویج کرد و توانست نیروهای مردمی بسیاری را در سراسر دنیا جذب کند. غربیها برای کاهش این جذابیت و محدود کردن گوشهای شنوای پیام انقلاب، نقاطضعفی را در جمهوری اسلامی برجسته کردند و فیلمسازان را به سمت ساخت آثاری سوق دادند که عقبماندگی، فاصله از فرهنگ دینی و تصویر منفی از ایران را تبلیغ کنند.
در جشنوارههایی مانند کن، ونیز، مونیخ و اسکار، فیلمهایی ساخته شد که مثلا زندگی سخت زنان روستایی ایرانی را نشان میداد؛ زنانی که کیلومترها با کوزه برای آوردن آب به چشمه میرفتند، در همان چشمه ظرف و لباس میشستند و آب برمیداشتند. این تصاویر برای مخاطب غربی پیام روشنی داشت: سرمایهداری غربی هرچند فشار و تضییع حقوق میآورد اما امکانات اولیه زندگی مانند آب و برق را فراهم کرده است؛ پس باید قدر آن را دانست. در مقابل، نظامی که دم از حقوق مردم و مبارزه میزند، زنانش را در مشقت نشان میداد. این کار هم اعتراضات داخلی غرب به نظام سرمایهداری را کاهش میداد و هم انقلاب اسلامی را عقبافتاده، ضدآزادی و ضددموکراسی جلوه میداد.
امروز اما شرایط تغییر کرده است. انقلاب با شعار ظلمستیزی در عرصه بینالمللی گوش شنوا یافته و قلبهای بسیاری را در غرب و دیگر سرزمینها تسخیر کرده است. ایستادگی در برابر آمریکا و اسرائیل و مطرح شدن ایران بهعنوان یکی از قدرتهای تأثیرگذار جهانی، دشمن را واداشته تا بار دیگر نقاطضعف ادعایی را بزرگنمایی کند؛ نبود آزادی، محدودیتهای فراوان، عقبماندگی زنان و شهروند درجه دوم بودن آنان. با اینحال، مردم دنیا دیگر گول این تبلیغات را نمیخورند. اسلام در غرب پیشرفت کرده و بسیاری از کسانی که به آن گرایش یافتهاند، حجاب اسلامی را با آغوش باز پذیرفتهاند. پیشبینیها حاکی از آن است که تا سال ۲۰۵۰ اسلام جایگاه مهمی در دنیای غرب پیدا خواهد کرد، از همینرو اسلامهراسی را راه انداختهاند تا منبع اسلام ناب محمدی ــ یعنی ایران ــ را تضعیف کنند و نشان دهند که اسلام مورد تبلیغ ایران، حقوق زنان را تضییع میکند اما مردم بیدار شدهاند.
نمونههای ریاکاری غرب روشن است: انگلیس و فرانسه که خود را مُبلغ آزادی معرفی میکنند، کسانی را که درباره مضرات صهیونیسم سخن میگویند محدود میکنند. در فرانسه، خانم اسفندیاری، استاد دانشگاه، بهخاطر مقالهای به نفع مردم فلسطین زندانی شد و حتی حق ارتباط با خانوادهاش را نداشت. امروز میلیونها نفر در غرب علیه هیأتهای حاکمه اعتراض میکنند و تظاهرات کیلومتری در فرانسه، انگلیس و آلمان برگزار میشود اما حکومتها وقعی به این اعتراضات نمینهند. مردم ایران نیز گول این حرفها را نمیخورند؛ آن بانویی که نزدیک به 200 شب در تجمعات شرکت کرده، هرگز فریب تبلیغات دشمن را نخواهد خورد.
در شرایطی که جبهه مقاومت در یمن پیشرفتهای چشمگیری داشته و انتظار توفیقات مشابه در لبنان و فلسطین میرود، دشمن انگیزه بیشتری برای تخریب یافته است. بهخاطر دارم که در جشنواره فیلم فجر فردی مراجعه کرد و گفت در ایران نتوانسته برای فیلمسازی وام بگیرد اما اماراتیها پیشنهاد دادهاند که برای آنان فیلم بسازد و پیامهایشان را منتقل کند تا وام دریافت کند. اینگونه اقدامات تبلیغاتی ادامه دارد اما ما گول آنها را نخواهیم خورد.
باید در داخل نیز هوشیار بود. سفارتخانههایی مانند ایتالیا و آلمان نیازمند مراقبتند. سفیر ایتالیا در خیابان دیباجی سینمای خصوصی راه انداخته و به فیلمسازان خط میدهد که علیه ایران فیلم بسازند. سفارتخانههای فرانسه و انگلیس نیز انگیزه بیشتری برای تشویق فیلمسازان به ساخت آثار ضدانقلاب و ضد سیاستهای آن دارند، زیرا جبهه مقاومت گسترش یافته است. سیستم امنیتی و اطلاعاتی باید مواظب این رفتارها باشد. وزارت اطلاعات با هوشیاری دو نفوذی فرانسوی را که در حال شبکهسازی بودند شناسایی و اخراج کرد. این هوشیاری باید تداوم یابد.
از سوی دیگر مردم نباید فریب تبلیغات فریبنده را بخورند و باید به اهداف انقلاب بپردازند و مُبلغ جبهه مقاومت باشند. آینده از آن ماست.