مرگ زمین‌‌؛ سرعت فرسایش خاک در ایران ۴ برابر میانگین جهانی

زلزله خاموش

خاک
خاک، این بستر حیاتی و تجدیدناپذیر تمدن، در سکوت در حال ناپدید شدن از جغرافیای ایران است.
کد خبر: ۱۵۶۵۰۵۶
 
در هیاهوی بحران‌های آشکاری چون خشکی تالاب‌ها، فرونشست دشت‌ها و کاهش ذخایر سدها، زوال آرام خاک اغلب از کانون توجه عمومی مغفول می‌ماند. آمارهای رسمی که اخیرا از سوی وزارت جهاد کشاورزی منتشر شده، تصویری تکان‌دهنده از وضعیت اراضی کشور ترسیم می‌کند: سالانه ۱۶.۵ تن خاک در هر هکتار از اراضی ایران فرسایش می‌یابد. مقایسه این رقم با میانگین ۳ تا ۵ تن در هکتار در کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که سرعت تخریب خاک در ایران بیش از سه‌برابر و در برخی حوزه‌ها حتی تا چهاربرابر استانداردهای جهانی است‌‌؛ عددی هولناک که امنیت غذایی، پایداری زیست‌محیطی و آینده نسل‌های بعد را با تهدیدی جدی روبه‌رو ساخته است. 
   
زنگ خطری به وسعت فلات ایران
فرسایش ۱۶.۵ تن در هکتار صرفا یک شاخص آماری نیست‌‌؛ این رقم به معنای شسته شدن و بادبردگی سالانه بیش از دو میلیارد تن از حاصلخیزترین لایه‌های خاک ایران است. براساس برآوردهای خاک‌شناسی، برای تشکیل تنها «یک سانتی‌متر» خاک زراعی غنی، در اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشکی مانند ایران دست‌کم چندصد سال زمان لازم است. آنچه طی میلیون‌ها سال بستر رویش و امنیت غذایی این سرزمین را پدید آورده، اکنون ظرف چند دهه با سرعتی باورنکردنی در حال تبدیل شدن به گردوغبار یا رسوب سدهاست. 
خاک فرسایش‌یافته نه‌تنها باروری زمین‌های کشاورزی را به نقطه صفر نزدیک می‌کند، بلکه با انباشت در مخازن سدها ظرفیت ذخیره‌سازی آب شیرین را به‌شدت کاهش می‌دهد و با برخاستن ریزگردها، شهرها و روستاها را در گرداب بحران‌های تنفسی و اقتصادی فرو می‌برد؛ اما چه شد که ثروت زیر پای این سرزمین با چنین شتابی رو به نابودی گذاشت؟
   
چرای مفرط و نابودی سپر پوشش گیاهی
یکی از ریشه‌ای‌ترین عوامل فرسایش خاک در ایران، تخریب بی‌امان پوشش گیاهی در مراتع و دامنه‌هاست. میلیون‌ها رأس دام خارج از ظرفیت برد اکولوژیک در مراتع کشور چرا می‌کنند. پوشش گیاهی مانند زرهی طبیعی عمل می‌کند‌‌؛ ریشه‌های گیاهان ذرات خاک را منسجم نگه می‌دارند و شاخ‌وبرگ‌ها شدت ضربات قطرات باران را مهار می‌سازند. با حذف این لایه محافظتی 
بر اثر چرای بی‌رویه و بوته‌کنی، زمین عریان مانده و حتی باران‌های ملایم نیز به جریان‌های فرساینده سطحی و سیلاب‌های ویرانگر بدل می‌شوند. 
علاوه بر مراتع، عقب‌نشینی جنگل‌های هیرکانی در شمال و جنگل‌های بلوط زاگرس در غرب به دلیل قاچاق چوب، توسعه غیرکارشناسی راه‌ها و آتش‌سوزی‌های مکرر، دامنه‌های کوهستانی را بی‌دفاع گذاشته و حجم فرسایش آبی را به اوج رسانده است. 
   
کشاورزی سنتی و شخم در جهت شیب
بخش کشاورزی با وجود آن‌که نخستین قربانی فرسایش خاک است، خود از متهمان ردیف اول این وضعیت هم به‌شمار می‌رود. ساختار سنتی و بهره‌وری پایین در نظام زراعی ایران، فشار مضاعفی بر اراضی تحمیل کرده است. یکی از نمونه‌های بارز این آسیب، شخم زدن زمین‌ها در جهت شیب کوهپایه‌هاست‌‌؛ اقدامی فاجعه‌بار که در هنگام بارش باران، شیارها را به کانال‌های هدایت سریع آب تبدیل کرده و حجم عظیمی از خاک زراعی را با خود می‌شوید. 
از سوی دیگر، کشت تک‌محصولی مداوم، سوزاندن بقایای گیاهی پس از برداشت (کاه و کلش) و مصرف نامتعادل کودهای شیمیایی، ماده آلی خاک را تخلیه کرده است. خاک فاقد هوموس و مواد آلی، ساختار اسفنجی خود را از دست می‌دهد، سخت و پودری ‌شده و به‌راحتی طعمه باد و باران می‌شود. 
   
تخلیه آبخوان‌ها و پیشروی بیابان‌زایی
ارتباط تنگاتنگی میان بحران آب و مرگ خاک وجود دارد. برداشت بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی که به افت شدید سطح ایستابی انجامیده، رطوبت لایه‌های عمقی خاک را از بین برده است. زمین‌هایی که پیش‌تر به لطف آبخوان‌های پایدار رطوبت کافی داشتند، اکنون به بسترهای خشک و سست تبدیل شده‌اند. با فرونشست زمین، تخلخل طبیعی خاک برای همیشه از بین می‌رود و خاک دچار مرگ فیزیولوژیکی می‌شود‌‌؛ حالتی که در آن خاک توانایی جذب و نگهداری آب را حتی در صورت بارش‌های سنگین از دست می‌دهد. این فرآیند بیابان‌زایی پرشتاب، مناطق مستعد فرسایش بادی را در فلات مرکزی و شرق کشور به‌شدت گسترش داده است. 
   
توسعه نامتوازن و تغییر کاربری اراضی
ردپای توسعه شتاب‌زده و بدون آمایش سرزمین در سراسر حوزه‌های آبخیز کشور به چشم می‌خورد. ساخت‌وسازهای ویلایی و گسترش قارچ‌گونه شهرها به بهای تغییر کاربری مرغوب‌ترین اراضی کشاورزی و باغی انجام شده است. راه‌سازی‌های غیراصولی در دامنه‌ها، خاک‌برداری‌های گسترده و استخراج معادن روباز بدون برنامه‌ریزی برای بازسازی و تثبیت اراضی، حجم بالایی از سنگریزه‌ها و خاک‌های دست‌خورده را مستعد لغزش و فرسایش کرده است. وقتی بافت ژئومورفولوژیک یک منطقه دستکاری شود، تعادل هیدرولوژیکی آن برهم می‌خورد و جریان‌های سطحی آب با تخریب مضاعف به حرکت درمی‌آیند. 
   
راهکارهایی که دیگر نمی‌توان به تعویق انداخت
شکاف عمیق میان رقم ۱۶.۵ تن در هکتار ایران و میانگین ۳ تا ۵ تنی کشورهای توسعه‌یافته، نشانه روشنی است از غفلت دهه‌ها سیاست‌گذاری از مبانی آبخیزداری و حفاظت خاک. کشورهایی که موفق به مهار فرسایش شده‌اند، با اجرای دقیق طرح‌های آبخیزداری مکانیکی و بیولوژیک، کشاورزی حفاظتی (کم‌خاک‌ورزی یا بی‌خاک‌ورزی)، مدیریت سفت‌وسخت ظرفیت چراگاه‌ها و بازگرداندن پوشش گیاهی بومی توانسته‌اند نرخ هدررفت خاک را کنترل کنند. 
خاک، منبعی است که بازتولید آن فراتر از مقیاس عمر بشر است. اگر روند سالانه فرسایش ۱۶.۵ تن در هکتار مهار نشود، دشت‌های حاصلخیز ایران در آینده‌ای نه‌چندان دور به بیابان‌های عقیم تبدیل خواهند شد‌‌؛ فاجعه‌ای خاموش که پیامد آن مهاجرت‌های زیست‌محیطی گسترده، سقوط تولیدات زراعی و به مخاطره افتادن زیست‌پذیری فلات ایران خواهد بود. زمان برای نجات این بستر حیات به‌سرعت در حال اتمام است. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها