حمله به تحریم‌ها از بیشکک
علی‌رغم تقلای ترامپ برای جلوگیری از همکاری اقتصادی دیگر کشور‌ها با ایران اجلاس شانگهای به صحنه استقبال قدرت‌های جهانی از تعامل با کشورمان تبدیل شد

حمله به تحریم‌ها از بیشکک

تنها ۳ ساعت پس از تجاوز دشمن به لارک، ایران پایگاه‌های آمریکا در اردن و امارات را درهم کوبید 

گوشمالی متجاوز 

حمله
حمله شامگاه یکشنبه آمریکا به جزیره لارک خیلی زودتر از آنچه واشنگتن محاسبه کرده بود پاسخ گرفت؛ حمله‌ای که مقامات آمریکایی آن را اقدامی «محدود و دقیق» برای جلوگیری از مین‌ریزی در تنگه هرمز توصیف کردند، در تهران تجاوز به خاک ایران تلقی شد و پاسخ به آن نه با چند ساعت یا چند روز تأخیر بلکه در همان نخستین ساعات پس از حمله کلید خورد. براساس گزارش‌های رسمی ایران، در این حمله سه نفر به شهادت رسیدند و شماری نیز مجروح شدند. 
کد خبر: ۱۵۶۴۸۸۸
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه سیاسی

سپاه پاسداران در نخستین واکنش اعلام کرد: «این اقدام توسط فرزندان ایران اسلامی پاسخ داده خواهد شد و تنبیه متجاوز را به‌دنبال خواهد داشت». چند ساعت بعد، وعده به اقدام تبدیل شد. نیروی هوافضای سپاه در عملیاتی که «تنبیه متجاوز» نام گرفت، دو پایگاه مورد استفاده آمریکا در اردن یعنی «ملک حسین» و «الازرق» را با موشک‌های بالستیک و پهپاد هدف قرار داد؛ پایگاه‌هایی که تهران آنها را از مراکز مبدا و پشتیبان حمله به لارک معرفی کرد. وزارت امور خارجه نیز در بیانیه‌ای صریح اعلام کرد که ایران در اعمال حق ذاتی دفاع مشروع، پایگاه‌های نظامی آمریکا در اردن را هدف قرار داده؛ اقدامی که از نگاه تهران مستقیما در پاسخ به نقض حاکمیت ملی ایران صورت گرفت. اما پاسخ ایران به اردن محدود نماند. صبح دوشنبه ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد محل استقرار نیرو‌ها و بالگرد‌های آمریکایی در پایگاه المنهاد امارات را با شلیک ده‌ها پهپاد انهدامی هدف قرار داده است. گزارش‌های منتشرشده درباره این حمله با روایت متفاوت ابوظبی همراه شد. در همین فاصله، سپاه از سرنگونی یک فروند پهپاد دوربرد MQ-۹ آمریکایی بر فراز تنگه هرمز خبر داد و نیروی دریایی سپاه نیز اعلام کرد یک سوپرنفتکش متخلف که قصد عبور از مسیر غیرقانونی جنوب تنگه را داشته، پس از برخورد با دو مین دریایی متوقف شده است. این سلسله حوادث، تصویری روشن از آنچه در فاصله چند ساعت میان لارک تا اردن و امارات رخ داد ارائه می‌کند. واشنگتن حمله‌ای را با هدف اعمال فشار بر ایران و نمایش کنترل خود بر تنگه هرمز آغاز کرد، اما تهران اجازه نداد ابتکار عمل این بحران در دست طرف مقابل باشد. 
اکنون سوال اصلی این است که چرا آمریکا پس از هفته‌ها توقف درگیری نظامی دوباره دست به چنین اقدامی زد و چرا پاسخ ایران محاسبات واشنگتن را پیچیده‌تر کرد؟ 
 راهبرد آمریکایی 
آنچه در روز‌های گذشته از رفتار آمریکا دیده می‌شود بیش از آن‌که نشانه تصمیم واشنگتن برای ورود به یک جنگ تمام‌عیار جدید باشد، بیانگر تلاش برای نگه‌داشتن ایران در یک وضعیت فشار دائمی است. تحلیل منتشرشده در نشریه ریسپانسیبل استیت گرافت نیز دقیقا بر همین نقطه دست می‌گذارد و استدلال می‌کند که ترامپ در مقطع کنونی بیشتر دنبال نوعی «جنگ منجمد» است، نه توافق دیپلماتیک و نه ورود به جنگی که کنترل آن از دست واشنگتن خارج شود. واشنگتن می‌خواهد هزینه فشار بر ایران را افزایش دهد بدون آن‌که مجبور به پرداخت هزینه یک جنگ بزرگ شود. تحریم‌های جدید، فشار بر تجارت و تلاش برای عادی‌سازی عبور نفت از تنگه هرمز، در کنار تهدید نظامی، اجزای همین راهبرد هستند اما حمله به لارک نشان داد این محاسبه یک نقطه آسیب‌پذیر دارد: اگر آمریکا تصور کند می‌تواند هر زمان که بخواهد یک ضربه محدود به ایران وارد کند و سپس بحران را در سطحی که خودش تعیین می‌کند نگه‌دارد، اما مدل و حجم پاسخ ایران همین فرض را کاملا بر هم زد. اهمیت پاسخ تهران دقیقا در همین‌جاست. ایران به‌جای آن‌که اجازه دهد حمله لارک به یک اقدام محدود آمریکایی تبدیل شود، هزینه آن را به مراکز حضور نظامی آمریکا در منطقه منتقل کرد. حمله به دو پایگاه در اردن و اعلام حمله به مواضع نیرو‌های آمریکایی در امارات این پیام را منتقل می‌کند که فاصله جغرافیایی، برای نیرو‌های آمریکایی مصونیت ایجاد نمی‌کند. این موضوع از نظر نظامی نیز برای واشنگتن اهمیت دارد. رویترز پیشتر گزارش داده بود که ارتش آمریکا در جریان جنگ طولانی با ایران بخش بزرگی از ذخایر جهانی موشک‌های دوربرد دقیق خود را مصرف کرده و همین مسأله نگرانی‌هایی درباره آمادگی آمریکا برای بحران‌های دیگر ایجاد کرده است. همزمان گزارش‌های تازه درباره فشار بر ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا در اروپا نشان می‌دهد ادامه یک جنگ فرسایشی فقط برای ایران هزینه ایجاد نمی‌کند. از این منظر، پاسخ ایران به لارک را باید بخشی از یک محاسبه بزرگ‌تر دانست. اگر واشنگتن می‌خواهد فشار نظامی را به ابزار فشار اقتصادی اضافه کند باید بداند هر اقدام نظامی آن می‌تواند هزینه‌ای در نقاط مختلف شبکه حضور نظامی آمریکا در منطقه ایجاد کند. 
 لارک؛ جایی که محاسبه واشنگتن بر هم خورد 
آمریکا برای حمله به لارک یک بهانه مشخص ارائه کرده است: جلوگیری از مین‌گذاری در تنگه هرمز. واشنگتن مدعی است نیرو‌های ایرانی در حال آماده شدن برای استفاده از مین‌های دریایی بوده‌اند و به همین دلیل دو سکوی پرتاب را هدف قرار داده است. اما حمله به لارک در شرایطی صورت گرفت که آمریکا از یک‌سو ادعای کنترل و بازگشایی تنگه هرمز را مطرح می‌کند و از سوی دیگر پس از هفته‌ها توقف عملیات مستقیم، دوباره به خاک ایران حمله کرده است؛ بنابراین اگر ایران این اقدام را بدون پاسخ می‌گذاشت عملا به واشنگتن اجازه می‌داد سطح جدیدی از فشار نظامی را با هزینه‌ای محدود آزمایش کند. پاسخ سریع تهران درواقع برای جلوگیری از همین وضعیت طراحی شد. اهمیت تحولات فقط در آنچه در لارک، اردن یا المنهاد اتفاق افتاد خلاصه نمی‌شود. پیام مهم‌تر این است که فشار نظامی محدود علیه ایران لزوما به‌معنای هزینه محدود برای آمریکا نخواهد بود. واشنگتن می‌تواند تحریم وضع کند، ناو و هواپیما جابه‌جا نماید و حتی حمله‌ای محدود را طراحی کند، اما اگر هر اقدام جدید با هزینه‌ای در شبکه نظامی آمریکا، فشار بر مسیر‌های انرژی و افزایش نااطمینانی در تنگه هرمز همراه شود، محاسبه هزینه/فایده برای کاخ سفید تغییر خواهد کرد. 
در نهایت آنچه در این ساعات اهمیت دارد آن است که آمریکا بار دیگر به ایران شلیک کرد تا ابتکار عمل را به‌دست بگیرد، اما ایران با پاسخ سریع و هدفمند نشان داد امنیت و منافع ملی ایران قابل آزمون با اقدامات محدود و کم‌هزینه نیست.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها