رد پای امام موعود در دل تاریخ

امام زمان
ادعا شده شیعیان هنگام شهادت امام حسن عسکری(ع) در مسأله امام پس از ایشان سرگردان بودند؛ ادعایی که از سوی شبکه‌های وهابی تکرار می‌شود. تا آنجا که برخلاف واقع مدعی ‌شده‌اند امام زمان(عج) ساخته شیعیان آن دوره بوده.
کد خبر: ۱۵۶۳۷۱۶
نویسنده حجت‌الاسلام رضا محمدی شاهرودی - کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام
نکته نخست آن‌که هر علمی متد خاص خود را دارد. این ادعا از جنبه تاریخی باید با روش علم تاریخ بررسی شود. نقل‌های معتبر درباره وجود و حیات امام زمان(عج) تنها یکی دو روایت نیست که بتوان آنها را ساخته شیعیان دانست و منابع این گزارش‌ها نیز محدود به یکی دو منبع نمی‌شود. حتی ابن‌ عربی و... در تایید وجود امام زمان مطالبی نقل کرده‌اند. 

اگر کسی بخواهد عالمانه و خردمندانه به مسأله بنگرد، باید تاریخ را با متد دانش تاریخ بررسی کند، اسناد را ببیند و اعتبار آنها را بسنجد که آیا این اسناد معتبرند یا نه و براساس مبانی اسنادی این ادعا که امام زمان(عج) وجود دارد و زنده است واقعیت دارد یا خیر. راه بررسی تاریخی همین است. 

نکته دوم آن‌که این سرگردانی پراکنده و جزئی اگر بعضا گزارش شده، به‌خاطر خفقانی بوده که از سوی حکام، از مدت‌ها قبل بر خاندان پیامبر(ص) حاکم بود و اختصاص به دوران امام عسکری(ع) و بعد از ایشان نداشت. 
پس از شهادت امام صادق(ع) چنین وضعی وجود داشت؛ تا آنجا که حتی نزدیک‌ترین شاگردان آن حضرت نمی‌دانستند پس از شهادت ایشان امام‌شان چه کسی است. 

برای نمونه مؤمن الطاق و هشام بن حکم از برجسته‌ترین شاگردان امام صادق(ع) به مدینه آمدند و شنیدند عبدالله افطح امام شماست. نزد او رفتند و سوالی درباره زکات پرسیدند اما دیدند چیزی نمی‌داند. در کوچه‌های مدینه سرگردان بودند و می‌گفتند چه کنیم؟ سراغ یهودیان برویم یا مرجئه، اشاعره یا معتزله؟ در کوچه‌های مدینه سرگردان بودند تا این‌که پیرمردی از دور به آنها اشاره کرد. گمان کردند مامور منصور دوانیقی است و می‌خواهد آنها را اعدام کند. یکی از آن دو به‌سوی پیرمرد رفت تا هر دو کشته نشوند اما پیرمرد آنها را به خانه امام کاظم(ع) برد. امام از پشت در، بی‌مقدمه فرمود: نه سراغ مرجئه بروید نه دیگران. باید فقط به اینجا بیایید. 

تازه اینها اصحاب خاص امام صادق(ع) بودند. بنابراین چنین خفقان و محدودیتی تنها در دوران امام عسکری(ع) وجود نداشته. البته امام رضا(ع) در این میان وضع متفاوتی داشتند و در دوره خودشان با صراحت می‌فرمودند من امامم. به ایشان هشدار دادند از شمشیر هارون خون می‌چکد. امام فرمود: مگر ابوجهل توانست با پیامبر کاری کند؟ هارون نیز در برابر من هیچ کاری نمی‌تواند بکند. 

بنابراین محدودیت، خفقان، تحت ‌نظر بودن و سلب امنیت مسأله‌ای مختص امام عسکری(ع) نبود که به سبب آن شیعیان پس از ایشان دچار سرگردانی شده باشند. مطلب بعدی این است که بایستی تاریخ را بررسی کنیم؛ اسناد مربوط به کیفیت تولد امام زمان(عج) و کسانی که ایشان را دیده‌اند. از خود شهر قم افرادی بودند که امام عسکری، امام زمان را به آنان نشان داده بود مانند احمد بن اسحاق قمی و دیگران. همچنین عمه امام (حکیمه خاتون) و افراد دیگر. اینها اسناد تاریخی است و باید مسأله را با روش علم تاریخ سنجید. 

هرگز بزرگان شیعه سرگردان نبودند. همان روش ارتباطی که در زمان امام صادق(ع) وجود داشت، در زمان امام عسکری(ع) نیز ادامه داشته؛ البته این ارتباط به‌صورت عام‌، گسترده و آشکار در جریان نبود. 

همان کسی که نایب خاص امام عسکری(ع) بود، یعنی عثمان بن سعید عمروی از مطمئن‌ترین و خالص‌ترین یاران امام یازدهم شیعیان و نماینده و نایب خاص ایشان، اتفاقا نخستین نماینده و نایب خاص امام زمان(عج) نیز بود. بنابراین عین همان روش دوران پیشین ادامه داشت و تفاوتی در اصل این ارتباط نبود. 

اصحاب خاص سرگردان نبودند. زیرا امام زمان(عج) را دیده بودند. اگر احساس سرگردانی در میان عامه مردم وجود داشت، از آن رو بود که از این امر اطلاع نداشتند و امکان نداشت خبر به‌صورت گسترده در جهان اسلام مطرح ‌شود. 
امام عسکری(ع) در پادگان نظامی محاصره و تحت ‌نظر بود و طبیعی بود که ارتباطات نیز با محدودیت‌های جدی همراه باشد اما این استدلال که چون برخی شیعیان سرگردان بودند، پس امام مهدی(عج) وجود نداشته، استدلالی سست و موهوم است. وجود یا عدم وجود ایشان باید با روش‌ها و راه‌های معتبر تحقیق شود. 

علاوه بر تاریخ و نقل باید دید عقل چه حکمی می‌کند. آیا خداوند حکمتش فقط تا زمان امام عسکری فیاض بود و پس از ایشان دیگر خدا حکیم نیست؟ آیا لطف خدا تا زمان امام یازدهم بود و با شهادت ایشان قطع شد؟ آیا رحمت خدا تا زمان امام عسکری جاری بود و پس از آن، برخلاف این ۲۵۰ سال به پایان رسید؟ خیر، رحمت خدا همیشگی است و لطف خدا نیز همیشگی است و این لطف تنها از مجرای امام تجلی می‌یابد و از راه دیگری محقق نخواهد شد. 

پس باید دید عقل چه می‌گوید. اگر خدا خداست و اگر حکیم، لطیف، رحمان و رحیم است، پس حتما باید امامی وجود داشته باشد که از سوی امام پیشین معرفی شده باشد. دلایل عقلی در این زمینه فراوان است همان‌گونه که دلایل قرآنی بسیاری نیز وجود دارد. 
در آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الله وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» سوره مبارکه نساء سخن از اطاعت از اولی‌الامر است. اگر این اطاعت مطلق باشد، پس اولی‌الامر باید معصوم باشند. زیرا اطاعت مطلق از فرد غیرمعصوم با مفاد آیه سازگار نیست. 

حال آیا این آیه فقط تا زمان امام عسکری(ع) باید اجرا شود؟ آیا پس از ایشان دیگر اولی‌الامری وجود نداشته که مردم از او اطاعت کنند؟ در این صورت آیا باید سر خود بگوییم این آیه پس از امام عسکری(ع) نسخ شده و دیگر موضوعیت ندارد؟ 

همین مسأله درباره آیه «کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» مطرح است. اگر فرمان الهی به همراهی با صادقین اختصاص به دوره‌ای خاص داشته باشد، پس از آنچه کسی مصداق صادقین خواهد بود؟ 

خود فخر رازی تاکید دارد که در هر دوره باید صادقی مصداق این فرمان الهی باشد. البته صادق نمی‌تواند و نباید غیرمعصوم باشد. زیرا اطاعت و همراهی‌ای که قرآن بر آن تاکید دارد، با چنین فرضی سازگار نیست.  

افزون بر شواهد قرآنی، روایات فراوانی درباره تولد امام زمان(عج)، امامت ایشان و غیبت آن حضرت وجود دارد که در منابع معتبر و با اسناد استوار و اطمینان بخش نقل شده‌اند. در کتاب‌هایی همچون «اکمال‌الدین و اتمام النعمه» شیخ صدوق، «الغیبه» شیخ طوسی، «الغیبه» نعمانی، «ارشاد» شیخ مفید و نیز مجلدات مربوط به امام زمان(عج) در «بحارالانوار» مجموعه قابل توجهی از این روایات گرد آمده. بنابراین برای بررسی این مسأله باید این منابع و روایات آنها را از نظر سند و محتوا بررسی تخصصی کرد اما شواهد به تاریخ و نقل محدود نمی‌شود. اگر تحقیق میدانی و شواهد تجربی را معتبر بدانیم، باید درباره گزارش‌های فراوان کسانی تأمل کنیم که از دیدار امام زمان(عج) و ارتباط با آن حضرت سخن گفته‌اند. 

درباره افرادی که به دیدار آن حضرت رسیده‌اند، مجموعه گزارش‌ها بسیار گسترده است به‌گونه‌ای که گردآوری صرفِ فهرست این گزارش‌ها به چندین جلد کتاب بالغ می‌شود بسیاری از این افراد نیز در زمان حیات خود تمایلی به اظهار دیدارشان نداشته‌اند و در مواردی گزارش دیدار آنان پس از وفات‌شان آشکار شده. مگر می‌توان همه این افراد را یکسره دروغگو دانست؟ اگر کسانی را صرفا بی‌دلیل دروغگو بدانیم که در سراسر زندگی به راستی و درستی شناخته شده‌اند، از روش تحقیق فاصله گرفته‌ایم.  

‌بنابراین اگر از مسیر تحقیق میدانی و شواهد موجود نیز مسأله را بررسی کنیم، بار دیگر با مجموعه‌ای از شواهد و قرائن مواجه خواهیم شد که وجود امام زمان(عج) را تایید می‌کند. 

در نهایت می‌توان به فطرت انسان رجوع کرد. انسان در صورت سلامت فطرت ‌دنبال انسان کامل است؛ انسانی که دوستش بدارد و در او هیچ نقصی نبیند. این انسان کامل باید معصوم، عالم و تجلی اسماء خدا باشد. این مطالبه‌ای برخاسته از فطرت انسانی است و اگر فطرت و دل انسان سالم باشد، به‌وضوح به‌سوی امام زمان(عج) راهنمایی می‌کند و وجود او را می‌پذیرد. 

از این رو وجود امام زمان(عج) را می‌توان از راه‌های مختلف بررسی و اثبات کرد؛ از تاریخ و اسناد گرفته تا عقل، قرآن، روایت، شواهد میدانی و فطرت اما مسأله آنجاست که اگر کسی خود را به خواب زده باشد نمی‌توان او را بیدار کرد. 
newsQrCode
ارسال نظرات
کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیس‌جمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاه‌ها هرچه‌سریع‌تر تسویه شود

کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

نیازمندی ها