چرا نیروهای غربگرا، صهیونیستهای نقابدار ایرانی، نفوذیهای ضد اصول امام خمینی (ره) و امام شهید (قدس) و امام حاضر دامت برکاته، که طرح فتح ارکان هستی انقلاب اسلامی و تنها کردن و محاصره ولی فقیه در سر دارند و نقشه تبدیل ولایت فقیه به یک نماد تشریفاتی فریبنده و محصور و یک شاه نمایشی که سلطنت بکند و نه حکومت، آرزویشان است، رؤیای نفوذ و فتح رسانهملی را در سر میپرورند؟
انقلاب اسلامی بنا به ماهیت نگاه توحیدی، نظامی را طراحی کرد و عصاره تجربیات ضد نفوذ و جمعبندی ابزارهای ممانعت از استکبار و نظام سلطه در استحاله انقلابها را بدل کرد به نظریه ولایت فقیه و در قانون اساسی ابزار نفوذ را از دشمن گرفت. از مهمترین این ابزارهای نفوذ، نفوذ در قوای نظامی، رسانهملی و نهادهای امنیتی است. دشمن براحتی در نهادهای انتخابی نفوذ میکند. به کشورهای دنیا، به انتخابات مدل غربی که متکی به پولپاشی و نفوذ و نفوذ در ساختار محاسباتی و نگرش سیاستمداران است، دقت کنید. درخود آمریکا با نفوذ در همین نهادهای ریاست جمهوری و کنگره و سنا و رسانه است که صهیونیسم مردم آمریکا را برده خود کرده است.
همه خشم صهیونیستها و نیز غربگرایان بسته ماندن راه این نفوذ بهوسیله نهادهای معتبری است که فقهای بزرگ در قانون اساسی جمهوری اسلامی پیشبینی کردهاند.
رسانهملی شاید تنها نهاد آگاهیبخش اصیل شنیداری - دیداری فراگیر ملی و وسیع تحت فرمان ولی فقیه است که از فعالیتهای فهمناپذیر، غیرمنطقی، مغایر روح انقلاب و مقاومت علیه استکبار خونخوار و مغایر تکالیف قانون اساسی حقوق مردم و کیان ایران و ولایت فقیه هر نهادی پرسش میکند و از حقوق مردم با نگاه مومن به ولایت فقیه دفاعی بیسازش مینماید و تا حد زیادی نفوذناپذیر است. البته مطلقا این سخن به معنی عدم ضعف حرفهای و تخصص، عدم نیاز به رشد و کمال نیست. موضوع بر سر نقش بنیادین و ساختار صداوسیماست. بمباران صهیونیستی و آمریکایی رسانهملی از خارج و تهاجم و تخریب مدام سیاست انقلابی رسانهملی از داخل، بیتردید سنخیت ماهوی دارند و گویای شکستشان در تصرف صداوسیماست. نیروی غربگرا نه از زاویه انقلابی، خواهان تحول و پیشروی صداوسیما و رفع نواقص آن است که برعکس خواهان بوروکراتیزه کردن، ضد انقلابی کردن و ضد مردمی کردن و ارتجاعی کردن و به مبلغ فریب غربگرایان بدل نمودن رسانهملی هستند همدستان داخلی شیطان بزرگ و خناس کودککش میکوشند با تصرف صداوسیما، بیانیه پیروزی و استحاله و حذف صدای انقلاب اسلامی و خط امام خمینی (ره) را صادر کنند و کودتای خزنده و نفوذ خط شیطان بزرگ را جشن بگیرند. نگاهی ساده به حضور هرشبه و هر روزه مردم مبعوث در قاب رسانهملی روشنگر علت خشم و هراس استحالهگران و حزب و دسته تجدیدنظرطلبهای ضد انقلاب و خواهان دوستی با ابلیس سلطه است. تلویزیون ملی مزاحم نفوذ کودتایی خرنده و استحاله ضدانقلابی است.
هر قدر که مردم مؤمن روز به روز بیشتر و بیشتر و عاشقانه به ولایت فقیه اعتماد پیدا کردند و به جریان غربگرا و نقابدار و پایگاههای نفوذ و گسترش جهل و ترویج محاسبات غلط و مسئولان غیر انقلابی و زاویه دار با ولایت فقیه بی اعتمادتر شدهاند، فشار و تلاش نفوذیها برای نابودی ماهیت فقاهتی رسانهملی و نفی اتکایش به قرآن و عترت در امر آگاه گری سیاسی شدیدتر شده است.
مشکل بزرگ جریان ضد ولایت فقیه و حاملان نفوذ ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی متکی به پایه الیگارشی و چپاول اقتصادی حق الناس با تورم و گرانی آن است که نمیتوانند در مهمترین نهاد ضروری برای کودتای نرم، یعنی رسانه فراگیر و تاثیرگذار شنیداری_دیداری ملی نفوذ کنند. مدعیان از نفوذی کارآمد در رسانهملی، جهت تحریف حقایق تصویر مقاومت مردم نومیدند. چرا؟ چون نفوذ در رسانهملی، رؤیایش استفاده کردن از امکانات این نهاد تحت فرماندهی ولی فقیه برای جراحی اذهان مردم، حذف قدرت تشخیص انقلاب وضد انقلاب، فراموشی اصول امام خمینی ره و هدایت امام شهید، فراموش کردن مفاهیم اصیل انقلاب، جازدن نگرشهای التقاطی و مشکوک و شبهه ناک بجای نگاه قرآنی و توحیدی بنیانگذار انقلاب، استفاده جاهلانه از قرآن و نهجالبلاغه در خدمت مفاهیم مدرنیزاسیون غریی، رواج نگاه لیبرالیستی توسعه و ضد عدالت اجتماعی و قسط قرآنی، فرایند فقیرترکردن اقشار فرودست و دزدیدن آخرین سکهها از ته جیب شان با سیاست غلط اقتصادی و تورم وگرانی وآزاد گذاشتن باندهای مافیایی در تخریب معیشت مردم بدون هر نظارت دولتی و بالاخره ترویج محاسبات غلط دلخواه قشر رانتخوار و الیگارشی نقابدار و ترویج نگرش فاسد آنان است.
ازنظر مدیریت نفوذ، رسانهملی باید دست از بستن هر تنگه نفوذ بردارد و صداوسیما را به آبراهه رفت و آمد آزاد کشتیهایی بدل سازد که بارشان انرژی اغوا ومحاسبات غلط و تحریف حقایق و ترویج بردگی غرب و اجرای خواستهای دشمن و پذیرش نگاه سازشکار وضدمقاومت است.
از نگاه آنان، تعیین کننده سیاست کلی صداوسیما نباید ولی فقیه باشد، باید جبهه بردگی و تخریب ارزشهای انقلاب اسلامی باشد. رسانهملی نباید افشاگر تعاملات ضد امنیت ملی با نهادهای غربی و حتی افشای اساتید مشکوک و غربگراها با سفارتخانهها و اشخاص طراح نفوذ و نهادهای صهیونی جهانی باشد.
رسانهملی وقتی جدا از جاسوسی، به مسائل نفوذ سیاسی و فرهنگی میپردازد و ضربههای این نفوذ ضد امنیت با سپر روشنفکری، دانشگاهی، حوزوی را در قلمرو اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، فاش مینماید البته که سبب در هچل افتادگی حضرات میشود و دست و بال شان را میبندد.
دوستی دارم که باور دارم موحد است. از نوجوانی بچه انقلاب بوده و سالهای بعد از دبستانش را شبها و روزها صرف ایست بازرسی و پاسداری از انقلاب و بعد هم جنگ در جبههها کرده. پس از هشت سال دفاع مقدس، در زمان پایان جنگ، تک نفره، روزنامه در آورده و به روزنامهنگاری روی آورده. روزنامههای در خط امامش علیه قشری که بعد از امام (ره) مانور اشرافیت را بنا نهادند دست به دست میشده. اذهان زنگ زده که قادر نبودند خدا را، چون امر مشخص، شخصیت حاضر و ناظر درک کنند و در طریق حق گام زنند و میاندیشیدند رژیمی سرنگون و شده و حال خود شاه شدهاند و هرچه دلشان بخواهد خود و دودمان و دارودستهشان میتوانند بزنند و ببرند و بخورند و حق مردم را بالا بکشند و محرومان مظلوم رامظلومتر کنند و کارخانهها را بفروشند و چاههای نفت را دودستی تقدیم شیطان بزرگ کنند و.. ناگهان با یک شاخ روبهرو شدند که زبانشان را نمیفهمید و نمیخواست بفهمد. او تنها زبان امام را میفهمید.
داستان آن روزنامهها نماد تن ندادن رسانه به استحاله انقلاب و حذف تدریجی نقش ولایت فقیه بود و ایستادگی برابر نفوذ بعد هم باز ماجرای دیگر کار رسانهای و داستان پر آب چشم سینمای ایران و رازهای رسانه پیشران نفوذ پیچیده اجتماعی و هزار بار گفتهام و نوشتهام سریالی که بخواهد تصویری مستندگونه از رسانه و انقلاب و رسانه انقلابی و تاریخ انقلاب اسلامی و چالشهای آن و ماهیت نیروهای گوناگون و استحالهکنندگان انقلاب بدهد، داستان این زندگی است.