او در پنجاه سالگی، هنوز همان شور و حرارت دانش آموز دهه شصت را دارد که برای دیدن اولین خبر چاپ شده اش در روزنامه کیهان، روزها دلخوش و سرشار از ذوق بود.
مجید رضایی اکنون با کوله باری از تجربه، همچنان در میدان است. او نه به دنبال شهرت است و نه خستگی را میشناسد. او تنها یک دغدغه دارد: اینکه روایتگر دردهایی باشد که به درمان منتهی میشود. این است داستان زندگی مردی که خبرنگاری را نه در دانشگاه، بلکه در متن مردم آبپخش و دشتستان آموخت.
همه ماجرای من از قهرمانی سازمان آب در کیهان شروع شد
مجید رضایی که متولد سال ۱۳۵۶ در آبپخش دشتستان است، فعالیت خود را از همان دهه شصت آغاز کرد. آن زمان که در دوره راهنمایی و دبیرستان بود، اخبار آبپخش را برای استاد فقید، علی پیرمرادی میفرستاد. آن مرحوم نیز با گشادهرویی، این اخبار را برای صفحات شهرستان های روزنامه کیهان و اطلاعات ارسال میکرد. رضایی میگوید: اولین خبری که منتشر شد، گزارشی از قهرمانی تیم فوتبال سازمان آب آبپخش بود. دیدن نام شهر و تیم محبوبم در یک روزنامه سراسری، آنقدر لذت داشت که تا چند روز در پوست خود نمیگنجیدم. این همان نقطه شروعی بود که چراغ عشق به خبر را در دلم روشن کرد. در دهه هفتاد، با ظهور هفته نامه اتحاد جنوب، او وارد مرحله جدیدی از کار شد. هر شماره هفته نامه، یک صفحه اختصاصی برای آبپخش داشت که با همکاری اساتیدی چون فتح الله قاسمی و اکبر رضایی بسته میشد. آن روزها رقابت شدیدی میان خبرنگاران آبپخش، سعداباد و شبانکاره برای درخشش در صفحه شهرها وجود داشت و این شور و رقابت، مشتریان زیادی برای هفته نامه دست و پا کرده بود. او همزمان با نشریات پیغام و آیینه جنوب نیز همکاری داشت تا اینکه در دهه هشتاد، با ظهور خبرگزاری ها، مسیر او به سمت فعالیت حرفه ای هموار شد.
12 سال دروازه بانی در خبرگزاری فارس
با آغاز فعالیت خبرگزاری فارس در بوشهر تحت سرپرستی ایمان ندومی، رضایی به صورت جدی وارد حوزه خبرگزاری شد. او سرپرستی دفتر عسلویه را که شامل شهرستان های جنوبی استان و دشتستان بود بر عهده گرفت. دوازده سال فعالیت مداوم در این خبرگزاری، از او یک خبرنگار تمام عیار ساخت. تولید میانگین روزانه بیست خبر، عددی نیست که بتوان به راحتی از کنارش گذشت؛ بیش از هفتاد هزار خبر تولیدی، کارنامه ای است که درآرشیو خبرگزاری فارس باقی مانده است. اما مشغله زیاد باعث شد تا در سال 96، از فارس استعفا دهد و به عنوان سردبیر خبر استانداری بوشهر انتخاب شود. در این سمت نیز طی ده سال اخیر، روزانه دوازده خبر به طور متوسط تولید کرده است که مجموع این فعالیت ها نشان میدهد او هیچگاه به استراحت فکر نکرده است. رضایی میگوید: اکنون در پنجاه سالگی، با اینکه آثار پیری و خستگی در وجودم هویداست، اما همچنان برای تولید خبر انرژی دارم و قصد ایستادن ندارم.
سانحه و تهدید؛ روزی که خطر از بیخ گوش گذشت
اما میان این هزاران خبر، برخی خاطرات هرگز از یاد نمیروند. یکی از پراسترس ترین لحظات کاری رضایی، در زمان سفر شهید دکتر لاریجانی، رئیس وقت مجلس، به بوشهر رخ داد. خودروی حامل استاندار وقت دکتر سالاری و شهید لاریجانی، دچار سانحه و انحراف از جاده شد. رضایی به عنوان سرتیم خبرنگاران سفر، بی درنگ خبر سانحه را با تیتر «سانحه برای خودروی دکتر لاریجانی» منتشر کرد؛ خبری که بلافاصله به تیتر یک فارس کشوری بدل شد. این کار باعث شد تیم رسانه ای لاریجانی به شدت خشمگین شوند. تماس ها و تهدیدها آغاز شد. از او خواستند خبر را حذف کند، اما او به سردبیرش تاکید کرد که این خبر دقیق است و نباید حذف شود. این مقاومت، او را در کارش دلگرم تر میکرد.
در جلسه شورای اداری سالن کوثر، شخصی با هیکلی تنومند به میان خبرنگاران آمد و پرسید: «رضایی خبرگزاری فارس کدومه؟». رضایی میگوید: «دیدم اوضاع خراب است. گفتم چند دقیقه پیش اینجا بود و الان رفت بیرون! خبرنگاران دیگر هم مرا لو ندادند. اگر میدانست که من همان هستم، یقین دارم قورتم میداد. هنوز هم شماره ای در گوشی ام دارم که با نام لاریجانی تهدید ذخیره شده است». البته او معتقد است «دکتر شهید لاریجانی» شخصیتی بسیار متشخص و خوش اخلاق داشت و بعید است از این تهدیدها مطلع بوده باشد.
کوچکترین مدرسه و بلندترین بازتاب
از نظر رضایی، بهترین خبری که منتشر کرده، مربوط به کوچکترین مدرسه جهان در روستای کالو شهرستان دیر است. مصاحبه او با آقای شعرانی معلم مدرسه چنان بازتابی داشت که بالاترین بازدید ماهانه خبرگزاری فارس را کسب کرد و حتی به یونسکو و مجامع جهانی کشیده شد. خبر دیگر، مصاحبه با «نازبس فروتن»، مسن ترین زن جهان در روستای سوک بخش ارم بود که با یاری «کیوان هاشم زاده» تهیه شد. این خبر هم جزو پربازدیدترین های سال بود. البته شوخی اقوام پیرزن بعد از فوتش که میگفتند «تو مادربزرگمان را کُشتی»، بخشی از خاطرات تلخ و شیرین اوست. او میگوید: «اخبار سفارشی را دوست ندارم، اخباری را دوست دارم که دردی از مردم رفع کند. مثلا پیگیری هایم برای تخصیص اعتبارات مسئولیت اجتماعی صنعت نفت که امروز به رقم بالایی رسیده است و سالانه به استان تخصیص مییابد، از کارهایی است که به آن افتخار میکنم.
آرزوی بزرگ؛ وقتی قلم به خدمت معیشت در میآید
وقتی از رضایی پرسیدم مهم ترین خبری که دوست داری بنویسی چیست، پاسخ او بازتابی از دردهای امروز جامعه است. او میگوید: مردم زجر میکشند. جوانان برای ازدواج مشکل دارند و بسیاری در تأمین هزینههای درمان درمانده اند. آرزوی قلبی ام این است که روزی خبری بزنم با این تیتر: قیمت تمام کالاهای اساسی هزار درصد کاهش یافت و درمان کاملا رایگان شد. این یعنی روزی که خبر به خدمت رفاه واقعی مردم درآمده است.
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد