این سریال نهتنها بخشی از رشادتها و فداکاریهای شهید بابایی را بهتصویر کشید بلکه با تمرکز بر ابعاد انسانی، خانوادگی، اخلاقی و مدیریتی او، امکان همذاتپنداری مخاطب را با این شخصیت فراهم کرد. همین نگاه انسانی موجب شد «شوق پرواز» از یک روایت صرفا حماسی و نظامی فراتر برود و برای مخاطبانی که شاید پیش از آن شناختی از شهید بابایی نداشتند، دریچهای به زندگی و شخصیت او باز کند.
تلاش رسانهملی برای ساخت آثاری درباره قهرمانان دفاع مقدس، زمانی به نتیجه میرسد که این شخصیتها نه در قالب چهرههایی دستنیافتنی و شعاری بلکه بهعنوان انسانهایی با دغدغهها، روابط، انتخابها و چالشهای واقعی روایت شوند. شوق پرواز در همین مسیر حرکت کرد و توانست میان واقعیت زندگی شهید بابایی و ضرورتهای درام تلویزیونی تعادل برقرار کند. مجموعهای که پس از گذشت سالها از نخستین پخش، همچنان در بازپخشها دیده میشود و جذابیت خود را برای مخاطبان حفظ کرده است؛ ماندگاریای که نشان میدهد اثر توانسته از مرز یک تولید مناسبتی عبور کند و در حافظه مخاطبان جای بگیرد. سالگرد شهید بابایی بهانهای شد دوباره سراغی از این مجموعه تلویزیونی بگیریم و با حسین ترابنژاد از نویسندگان مجموعه فوق همکلام شویم.
چالش یک اعتماد
یکی از نکات قابل توجه در ساخت این اثر وفاداری به واقعیت در عین دراماتیکشدن آن است. ترابنژاد درباره چالش میان وفاداری به واقعیت و ضرورتهای دراماتیک به جامجم میگوید: نگارش فیلمنامه شوق پرواز از نخستین تجربههای فیلمنامهنویسی من بود. پیش از آن، دو سریال نهچندان جدی نوشته بودم و اثر بسیار ویژهای در کارنامه نداشتم و لطف آقای توحیدی شامل حالم شد که به من اعتماد کردند و در تیم نگارش این سریال حضور پیدا کردم. همین مساله، چالش کار را برای من بیشتر میکرد. بهگفته او، گروه نویسندگان در همان ابتدای کار به این نتیجه رسیدند که با شخصیتی معاصر مواجهند؛ شخصیتی که بسیاری از مردم او را از نزدیک میشناختند و همرزمان و خانوادهاش نیز خوشبختانه همچنان در قید حیات بودند. بنابراین، امکان دخلوتصرف آزادانه در زندگی شهید وجود نداشت. با آقای توحیدی که سرپرستی نویسندگان را برعهده داشت، به این جمعبندی رسیدیم که عباس بابایی یک کاراکتر معاصر است. ترابنژاد راهحل تیم نویسندگان برای ایجاد درام را استفاده از شخصیتهای فرعی و پیرامونی دانست؛ شخصیتهایی که امکان بیشتری برای تخیل و داستانپردازی در اختیار نویسندگان قرار میدادند، بدون آنکه به واقعیت زندگی شهید آسیب برسد. او میگوید: تلاش کردیم تخیل و درام را روی کاراکترهای حاشیهای شهید بابایی سوار کنیم. برای نمونه، شخصیت سعید خجستهفر با بازی آقای حقیقتدوست، کاراکتری بود که ویژگیها و درام آن، عمدتا حاصل تخیل ما بود. این شخصیت و دیگر کاراکترهای حاشیهای را طراحی و قصههایشان را با زندگی واقعی شهید بابایی تلفیق کردیم. ترابنژاد توضیح میدهد: آقای خجستهفر در دنیای واقعی از دوران کودکی با شهید بابایی همراه نبود، اما در سریال اینگونه طراحی کردیم که آنها از کودکی با یکدیگر آشنا بودهاند. چالشهایی را که این شخصیتها در دوران خلبانی و فرماندهی شهید با آن مواجه میشدند، با قصههای آدمهایی که در کنار او بودند تلفیق کردیم. تلاش کردیم درام اصلی بر دوش شخصیتهای فرعی باشد تا واقعیت درباره شخصیت شهید تحریف نشود.
زندگی شهید، سرشار از درام بود
با وجود استفاده از شخصیتهای فرعی، ترابنژاد تاکید کرد که زندگی خود شهید عباس بابایی نیز فاقد موقعیتهای دراماتیک نبود. بهاندازه خودش جذابیت داشت و برای تبدیلشدن به یک اثر نمایشی، الزاما به داستانپردازی گسترده نیاز نداشت.
او میگوید: زندگی خود شهید بابایی هم بیفرازوفرود نبود. ماجرای ازدواج او با دختر داییاش (خانم ملیحه حکمت) یکی از همین موقعیتهاست. شهید برای چند سال به آمریکا رفت و بازگشت. همین ماجرای عاطفی، در زندگی او وجود داشت و نیازی نبود چیزی به آن اضافه کنیم. این نویسنده، تفاوت سطح مالی شهید بابایی با خانواده همسرش را نیز یکی دیگر از ظرفیتهای دراماتیک زندگی او میداند و میگوید: خانواده همسر شهید تا حدودی متمول بودند، اما خود شهید بابایی زندگی بسیار ساده و زاهدانهای داشت. همین تفاوت میان سبک زندگی شهید و خانواده همسرش، بهطور طبیعی کنتراست ایجاد میکرد و میتوانست درام بسازد. او درباره شیوه کلی گروه نویسندگان میگوید: فرمول ما این بود که قصههای فرعی را روی کاراکترهای حاشیهای سوار کنیم بهگونهای که هم تکنیکهای دراماتیک در اثر حضور داشته باشند و هم واقعیت مربوط به شخصیت اصلی دچار تغییر و تحریف نشود.
انتقاد از روایت دوزمانه سریال
ترابنژاد در پاسخ به آنکه اگر امروز بخواهید این فیلمنامه را دوباره بنویسید چه تغییراتی در آن میدهید، چنین میگوید: ساختار دوزمانه سریال را نمیپسندم. اگر سریال در یک زمان روایت شود یا روایت زمان حال بر روایت گذشته سایه نیندازد، بهنظرم کار بهتر میشود. او معتقد است رفتوآمد میان زمان حال و گذشته، در بخشهایی به انسجام روایت لطمه زده است.
ترابنژاد توضیح میدهد که ساختار اولیه فیلمنامه با آنچه در اجرا دیده شد، تفاوتهایی داشت: فیلمنامه ما به این شکل نوشته شده بود که از قسمت سوم به بعد، در ابتدای هر قسمت یک سکانس از زمان حال ببینیم و در پایان نیز به زمان حال بازگردیم، اما بدنه اصلی هر قسمت درباره زندگی خود شهید باشد.
او ادامه میدهد: در اجرا، این ساختار تغییر یافت و زمان حال شکل متفاوتی پیدا کرد. اگر امروز بخواهم فیلمنامه را دوباره بنویسم، یا قصه را در یک زمان روایت میکنم یا تلاش میکنم با کارگردان به توافق برسم که همان ساختار نوشتهشده، دقیقتر در اجرا حفظ شود. بهگفته این نویسنده، این مشکل در بسیاری از آثاری که از ساختار دوزمانه استفاده میکنند نیز دیده میشود: در برخی آثار، قصه زمان حال آنقدر جذاب نیست که مخاطب را با خود همراه کند و فقط بهانهای برای بازگشت به گذشته و روایت داستان اصلی است.
همکاری سه نویسنده در نگارش فیلمنامه
ترابنژاد درباره نحوه همکاری با فرهاد توحیدی و مهدی محمدنژادیان میگوید: آقای توحیدی بهعنوان سرپرست نویسندگان حضور داشتند و کلیت کار را برای ما مشخص میکردند. من سیناپس را طراحی میکردم و مهدی محمدنژادیان دیالوگنویسی میکرد. چارچوب کلی، مسیر داستان و اهداف هر بخش مشخص میشد و سپس نگارش جزئیات و دیالوگها براساس همان طرحها پیش میرفت؛ بنابراین متن حاصل یک کار گروهی بود و هرکدام از نویسندگان در پیشبرد فیلمنامه نقش داشتند. یکی از دشواریهای نگارش فیلمنامه شوق پرواز، محدود بودن منابع مکتوب درباره شهید بابایی بود. ترابنژاد در اینباره میگوید: در آن زمان، کتابهای زیادی درباره شهید بابایی وجود نداشت. بیشتر با خردهخاطرات، مجلات و مطالبی مواجه بودیم که بنیاد شهید درباره زندگی او منتشر کرده بود. این منابع را مطالعه کردیم، اما بخش مهمی از پژوهش ما از طریق گفتوگو با خانواده و همرزمان شهید انجام شد.
او همراهی خانواده شهید را در این مسیر بسیار مؤثر دانست و افزود: خانواده شهید بابایی بسیار همراه بودند. خانم ملیحه حکمت همکاری زیادی با گروه داشتند و اطلاعات و خاطرات ارزشمندی در اختیار ما گذاشتند.
بهگفته ترابنژاد، محبوبیت شهید بابایی در میان نیروهای ارتش نیز موجب شد روند گفتوگو با همرزمان او بهخوبی پیش برود: شهید بابایی در ارتش شخصیتی بسیار محبوب بود. به همین دلیل، هر زمان که درخواست میکردیم با یکی از همرزمان او گفتوگو کنیم، دوستانش همراهی میکردند و برای مصاحبه میآمدند. این گفتوگوها به ما کمک کرد شخصیت شهید را از زاویههای مختلف بشناسیم.
پژوهش تاریخی و درامنویسی در کنار یکدیگر
این فیلمنامهنویس، نگارش درباره یک شهید را ترکیبی از پژوهش تاریخی و درامنویسی میداند و میگوید: نمیتوان میان این دو حوزه مرز مشخصی تعیین کرد. ابتدا باید تحقیقات کتابخانهای و میدانی را تا جای ممکن کامل انجام داد و پس از شناخت دقیق شخصیت، تصمیم گرفت کار به چهمیزان تخیل و داستانپردازی نیاز دارد. ممکن است زندگی یک شخصیت بهقدری دراماتیک باشد که به تخیل زیادی نیاز نداشته باشد. برای مثال، چند سال پیش نسخهای درباره شهید بروجردی نوشتم که تولید نشد. زندگی او، از کودکی روستایی، یتیم و فقیر که حتی لباس مناسبی برای رفتن به مدرسه نداشت تا تبدیلشدن به یکی از بزرگترین فرماندهان کشور، خود بهتنهایی یک داستان دراماتیک است.
ترابنژاد همچنین میگوید: در چنین مواردی، کار نویسنده بیشتر مهندسی اطلاعات است. یعنی باید اطلاعات فراوان را درست انتخاب و بهشکلی مناسب روایت کند. فرمول مشخصی برای نگارش زندگی شهدا وجود ندارد. همهچیز به نتیجه پژوهش و ویژگیهای خود شخصیت بستگی دارد.
بازی کنترلشده، مانع شعارزدگی شد
ترابنژاد، پرهیز از شعارزدگی را حاصل همکاری درست نویسنده، کارگردان و بازیگران میداند و عنوان میکند: بخش زیادی از این مسأله به زندهیاد یدالله صمدی و شهاب حسینی برمیگردد. آقای صمدی روی این موضوع بسیار حساس بودند و بازیها را کنترل میکردند.
او برای توضیح این موضوع به سریال خانه سبز اشاره میکند و میگوید: در سریال «خانه سبز»، مرحوم خسرو شکیبایی دیالوگهایی را بیان میکرد که اگر با اجرای دیگری گفته میشد، ممکن بود شعاری بهنظر برسد، اما نوع بازی، لحن و حسی که او به دیالوگها میداد، مانع از چنین اتفاقی میشد. شهاب حسینی نیز در شوق پرواز همین ویژگی را داشت و دیالوگها را بهشکلی بیان میکرد که باورپذیر باشند. بهگفته ترابنژاد، استفاده از موقعیتهای طنز و روزمره به کاستن از فضای شعاری سریال کمک کرد: تلاش کردیم بخشهایی از کار، لحن بامزه داشته باشد. این لحن، بهطور طبیعی از میزان شعارزدگی کم میکرد.
او بیان میکند که گروه نویسندگان ابتدا تصمیم گرفت بهجای تمرکز مستقیم بر عملیاتها و پروازهای جنگی، شخصیت شهید را از خلال روابط انسانیاش معرفی کند: اولین تصوری که درباره این پروژه وجود داشت، این بود که قرار است عملیاتها، هواپیماها و پروازهای شهید بابایی را نشان بدهیم، اما این جنس کار، نه جنس ما بهعنوان نویسنده بود، نه با نگاه آقای صمدی بهعنوان کارگردان هماهنگ بود و نه با رویکرد آقای مجید مجیدی که مشاور پروژه بودند، تناسب داشت.
ترابنژاد ادامه میدهد: به همین دلیل، ابتدا پروازها و عملیات را کنار گذاشتیم و سراغ روابط شهید بابایی رفتیم؛ روابط او با همدورهایها و فرماندهانش در آمریکا، همسر و همرزمانش در ایران. تلاش کردیم این روابط را به شکلی جذاب و دراماتیک شکل بدهیم. پس از آنکه این لایه تکمیل شد، درباره طراحی سکانسهای جنگی، پرواز و بخشهای اکشن فکر کردیم. درواقع، لایه نخست کار روابط انسانی بود و همین موضوع به نظر من باعث شد سریال بتواند با مخاطب عام ارتباط برقرار کند.
یک تغییر و نقش آن در موفقیت سریال
ترابنژاد در بخش دیگری از سخنان خود به تغییر کارگردان در روند تولید اشاره میکند و میگوید: کار ابتدا با کارگردان دیگری پیش میرفت، اما در دقیقه ۹۰ تصمیم گرفته شد آقای صمدی به پروژه اضافه شوند. به نظرم این جابهجایی اتفاق بسیار خوبی بود و واقعا میتوان گفت آمدن آقای صمدی برای این کار، کار خدا بود. او اضافه میکند: این پروژه، کار دلی بود. آقای صمدی حسوحال مناسبی به آن دادند و شهاب حسینی نیز فراتر از یک بازیگر ظاهر شد. او درباره متن با ما گفتوگو میکرد، با آقای صمدی درباره کارگردانی صحبت میکرد و نسبت به کیفیت نهایی اثر دغدغهمند بود. ترابنژاد همچنین موسیقی سریال را یکی از عوامل ماندگاری آن میداند: موسیقی خوبی که آقای محمدرضا علیقلی ساختند، تاثیر زیادی در ماندگاری کار داشت. بهنظر من، این موسیقی از عواملی بود که به حس و حال سریال کمک کرد. این نویسنده، ادامهدار بودن بازخوردهای مخاطبان را نشانه اثرگذاری شوق پرواز میداند و میگوید: بعد از ۱۵ سال هنوز از این کار بازخورد میگیرم. چند روز پیش، در یکی از تجمعهای خیابانی، دختر خردسالی مرا شناخت و گفت سریال را بسیار دوست داشته و بهواسطه سریال، بهسراغ کتابهای مربوط به شهید بابایی رفته و آنها را مطالعه کرده است. بعد از سالها از پخش این مجموعه نمایشی، چنین بازخوردی حال آدم را خوب میکند. اینکه یک اثر هنوز دیده میشود و میتواند یک مخاطب نوجوان را به مطالعه درباره شخصیت اصلی ترغیب کند، نشان میدهد تلاش گروه سازنده بینتیجه نبوده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد