هوش مصنوعی، زبان تازه «وعده صادق در آینه هنر»

وعده صادق در آینه هنر
مهلت ارسال آثار به دومین رویداد بین‌المللی «وعده صادق در آینه هنر»، برنامه‌ای فرهنگی ــ ‌هنری که سازمان بسیج هنرمندان آن را برگزار می‌کند، تا دهم آبان‌ماه تمدید شد.
کد خبر: ۱۵۶۷۳۷۴
نویسنده نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر

 در همین راستا، آشنایی با فلسفه شکل‌گیری این رویداد از زبان محمد نجاری، دبیر آن، خالی از لطف نیست.

این برنامه در واقع ادامه‌دهنده اولین دوره (سال ۱۴۰۳، پس از عملیات وعده صادق ۱) است و با رویکرد بین‌المللی و با هدف روایت عملیات‌های «وعده صادق»، جنگ‌های اخیر و نقش مردم و رهبری از راه هنر برگزار می‌شود.

هوش مصنوعی، زبان تازه «وعده صادق در آینه هنر»

به گفته محمد نجاری، وعده صادق در آینه هنر در دومین دوره خود، تلاش می‌کند فقط رویدادی برای بازتاب یک عملیات نظامی نباشد. این بار دبیرخانه می‌خواهد مجموعه‌ای از رخدادهای معاصر، از عملیات وعده صادق تا جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، در قالب روایت‌های هنری ثبت و ماندگار شود. هدف اصلی این دوره، عبور از روایت‌های شعاری و رسیدن به آثاری با کیفیت هنری است که ظرفیت ماندگاری داشته باشند. نجاری در این گفت‌وگو تأکید دارد که هنر می‌تواند تجربه یک دوره تاریخی را به حافظه جمعی نسل‌های بعد منتقل کند.

در این نگاه، فقط فرماندهان و چهره‌های رسمی موضوع روایت نیستند و زندگی و تجربه مردم عادی نیز اهمیت دارد. از سوی دیگر، حضور نسل جوان، فناوری، هوش مصنوعی، هنرهای تعاملی و قالب‌هایی مانند بازی و انیمیشن بخشی از مسیر تازه این رویداد تعریف شده‌اند. دبیرخانه وعده صادق در آینه هنر، همچنین به‌دنبال ایجاد یک پایگاه روایی، کتاب‌شناسی، کتابخانه و موزه دائمی است تا آثار تولیدشده به نقطه پایان جشنواره محدود نمانند و در سال‌های آینده، منبعی برای خلق فیلم، رمان، نمایش و دیگر آثار هنری باشند.

مهم‌ترین تفاوت رویکردی دومین رویداد وعده صادق در آینه هنر با دوره اول چیست؟
دوره نخست سال ۱۴۰۳ و پس از عملیات وعده صادق و در واکنش به حمله به کنسولگری ایران در دمشق برگزار شد. در آن مقطع، سازمان بسیج هنرمندان بلافاصله فراخوان رویداد را در سطح ملی منتشر کرد و حدود ۸۰۰ اثر به دبیرخانه رسید و در نهایت اختتامیه نیز برگزار شد. اما در فاصله میان دوره نخست و دوم، مجموعه‌ای از رخدادهای تازه در کشور ازجمله جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان که از آنها به‌عنوان جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم یاد می‌کنیم، اتفاق افتاد. بنابراین، دوره دوم صرفا ادامه دوره نخست نیست و به روایت و حماسه‌پردازی جدید و نگاه هنرمندانه‌تر به مجموعه این رخدادها نیاز دارد. در این میان، پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب به مناسبت بزرگداشت حکیم فردوسی منتشر شد که برای ما اهمیت ویژه‌ای داشت. ایشان در پیام خود با اشاره به حماسه حضور، دفاع و پیروزی، وظیفه سنگینی برای هنرمندان در امتداد بعثت مردم قائل شده‌اند. در آن پیام تأکید شده که نقش فکر، قلم و زبان در ماندگار کردن خیزش و حماسه مردم بسیار ویژه است. این نگاه برای دبیرخانه دومین رویداد بین‌المللی وعده صادق در آینه هنر به یک جهت‌گیری تبدیل شده است؛ این‌که هنرمندان امروز نیز مانند فردوسی بتوانند حماسه‌های معاصر را در قاب هنر ماندگار کنند. به همین دلیل، اولویت‌های دوره دوم نیز گسترده‌تر شده است. اولین رویکرد ما همچنان روایت عملیات‌های وعده صادق است؛ دوم، پرداختن به نقش، سبک زندگی، شیوه حکومت و نحوه شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی؛ سوم، ترسیم ابعاد جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان و تبیین اقتدار، شجاعت و دست برتر نظام در این نبردها و چهارم، توجه به حماسه حضور مردم ایران به‌عنوان یکی از عناصر اصلی این رخدادهاست. 

در این دوره، وعده صادق چطور قرار است از یک واقعه نظامی به روایت هنری تبدیل شود؟
هدف ما فقط بازسازی وقایع یا برگزاری جشنواره صرف نیست. تا همین لحظه هم 7000 اثر به دبیرخانه ارسال شده و ما تمام آثار ارسالی را در هفت بخش فیلم، ادبیات داستانی، شعر، تئاتر، هنرهای تجسمی و موسیقی طبقه‌بندی کردیم. ما برخلاف جشنواره‌های دیگر، محدودیتی در تعداد شرکت‌کنندگان نداریم؛ اما هر هنرمندی می‌تواند حداکثر پنج اثر ارسال کند.

در انتخاب آثار برای حمایت و تولید، چه معیاری برای شما تعیین‌کننده‌تر است؟
من هم هنرمند بوده‌ام و هم در دانشگاه فعالیت کرده‌ام و معتقدم قرار نیست صرفا کارهای شعاری را انتخاب کنیم و از آنها تقدیر شود، بلکه کیفیت آثار، هدف اصلی این رویداد است. به همین دلیل، ترکیب شورای سیاست‌گذاری، مشاوران و داورانی که انتخاب می‌شوند نیز بر همین اساس شکل گرفته است. تلاش کرده‌ایم از افراد شاخصی استفاده کنیم که هم در تولید اثر و هم در ارتباط با مخاطب تجربه موفق داشته‌اند. هرچه کیفیت آثار بالاتر باشد، امکان ارائه آنها به مخاطب، ورود به بازارهای جهانی و حضور گسترده‌تر در عرصه بین‌المللی نیز بیشتر خواهد شد. بنابراین، کیفیت، برای ما شرط اصلی ماندگاری و اثرگذاری آثار است.

اگر بخواهیم این رویداد در همین اندازه محدود نشود و روی جریان فرهنگی کشور تأثیر بگذارد، به نظرتان چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟
معتقدم بنیان‌های هویتی هر ملتی بر ستون‌های رخدادها و حماسه‌های ماندگار استوار است. اگر به تاریخ و مراحل هویتی ایرانیان نگاهی بیندازیم، پس از ورود اسلام به ایران و بعد از آن سیطره غزنویان، فردوسی شاهنامه را به وجود می‌آورد. در عصر صفوی که حکومت شیعی بر ایران مستولی می‌شود ایرانیان هویت ملی خود را در هویت دینی می‌یابند. سومین مقطع، عصر مشروطه است که پس از جنگ‌های جهانی اول و دوم یأس عمیقی بر ایران حاکم شد، اما ایرانیان با رجوع به هویت فرهنگی به رباعیات خیام روی آوردند. دوره چهارم هویتی نیز انقلاب اسلامی است که جمهوری اسلامی در این مسیر با آزمون‌های سترگی روبه‌رو بوده و هرکدام از آنها ظرفیتی برای خلق حماسه‌های جاودانه ایجاد کرده است. پس از آن نیز جنگ هشت‌ساله دفاع‌مقدس پیش می‌آید که نتیجه آن سینما و شعرهای قوی در زمینه دفاع‌مقدس بود. به همین دلیل معتقدم دفاع‌مقدس دوم برای ما یک اتفاق مبارک است و بر همین اساس، معتقدم جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم نیز می‌توانند زمینه خلق آثار ماندگاری را فراهم کنند؛ البته مشروط به این‌که هنرمندان بتوانند روایت‌هایی عمیق، متنوع و ماندگار از آنها ارائه دهند. ما برای رسیدن به جریان فرهنگی باید از رویداد به نوعی زیست‌بوم جهانی روایت ایرانی برسیم. در جهان معاصر قدرت اقتصادی کشورها در میزان برخورداری از قدرت نظامی و اقتصادی صرف نیست. بخش مهمی از قدرت یک ملت در توانایی روایت، معنا دادن به تجربه تاریخی و تبدیل آن به حافظه تاریخی در نسل‌های بعد است. از این منظر هنر دیگر عرصه‌ای برای بازنمایی رخدادها نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین میدان‌های شکل‌دهی به ادراک، هویت و حافظه جمعی و آینده فرهنگی جوامع است. 

این زنجیره‌ای که از آن صحبت می‌کنید، در عمل چه مراحلی دارد؟
در مدل مورد نظر ما، اختتامیه باید آغاز مرحله بعدی چرخه تولید باشد. به همین دلیل، شورای سیاست‌گذاری این رویداد را با حضور همزمان هنرمندان، فیلمسازان، تهیه‌کنندگان، شاعران و پژوهشگران هنر در کنار مدیران فرهنگی، دانشگاهیان، پژوهشگاه‌ها، مدیران شهری، مدیران رسانه‌ای، مدیران اقتصادی و مجموعه‌های نظامی و حاکمیتی برگزار می‌کند. این ترکیب می‌تواند یک زنجیره ارزش فرهنگی چندلایه به وجود آورد؛ یعنی رخداد تاریخی به پژوهش تبدیل شود، پژوهش به نظریه، نظریه به ایده، ایده به آموزش و آموزش به تولید اثر برسد. پس از آن نیز تأمین مالی، انتشار، اکران، ترجمه، توزیع بین‌المللی، مخاطب‌سازی، صادرات فرهنگی و تولید ثانویه دنبال شود. در مدل‌های سنتی، معمولا جشنواره‌ها با فراخوان، نقطه شروع تولید اثر را رقم می‌زنند و با برگزاری اختتامیه به پایان می‌رسند؛ اما در مدل آینده‌نگر، اختتامیه آغاز چرخه تولید اثر است.
از این منظر، دبیرخانه رویداد وعده صادق در وعده هنر فقط نباید یک ساختار اداری داشته باشد؛ بلکه باید به مرکز فرماندهی و رصد زیست‌بوم روایت هنری وعده صادق تبدیل شود. به همین دلیل ما درباره این محورها فکر کردیم و هدف ما صرفا بازسازی وقایع نیست، بلکه قصد داریم به پرسش‌های عمیق‌تر پاسخ دهیم؛ مانند این‌که این رخداد برای ایرانیان چه معنایی داشت؛ چه تغییری در تصور جامعه از قدرت، امنیت و بازدارندگی ایجاد کرد و چگونگی روایت آن برای نسل‌های آینده است. آینده‌پژوهی حکم می‌کند که شخصیت‌های تاریخی فقط به‌عنوان یک قهرمان مطرح نشوند، بلکه انسانی و چندوجهی باشند. به‌عنوان‌مثال، امام شهید همان اندازه که با شاعران می‌نشستند و بحث می‌کردند، با مسئولان نظامی هم به گفت‌وگو می‌پرداختند و حرفی برای ارائه داشتند. 

برای این‌که روایت وعده صادق در آینه هنر در سال‌های آینده هم قابل استفاده باشد، چه زیرساختی در نظر گرفته‌اید؟
جنگ تحمیلی دوم و سوم در چند میدان جریان دارد؛ از میدان نظامی و رسانه‌ای گرفته تا اطلاعاتی، روایی، اقتصادی، فناوری و معنا. از این منظرها دبیرخانه رویداد وعده صادق در آینه هنر باید بتواند لایه‌های پنهان جنگ‌ها را روایت کند که ظرفیت سینما، هنرهای تجسمی و تعاملی در آن بسیار بالاست. اما هدف نهایی ما تولید انبوه آثار نیست، بلکه ایجاد یک پایگاه و کتابخانه بزرگ روایی از جنگ‌های معاصر است. یکی از نخستین اقدامات در این راستا، تهیه «کتاب‌شناسی وعده صادق» در قالب یک طرح پژوهشی است. همچنین قرار است دبیرخانه دائمی به محلی برای ارائه و نمایش مستمر آثار مرتبط با محورهای رویداد تبدیل شود و براساس این چهار محور، کتابخانه و موزه دائمی «وعده صادق» نیز شکل بگیرد. هدف این است که این مجموعه صرفاً محل نگهداری آثار نباشد و در سال‌ها و حتی دهه‌های آینده، به منبع و زمینه‌ای برای تولید فیلمنامه، رمان، نمایش و دیگر آثار هنری تبدیل شود. ما به یک حافظه زنده و قابل استفاده از این رخداد نیاز داریم؛ حافظه‌ای که هر نسل بتواند به آن مراجعه و از زاویه‌ای تازه به این وقایع نگاه کند.
 
در روایت این رخداد، جایگاه مردم و تجربه روزمره آنها کجاست؟
یکی از مهم‌ترین تغییرات مورد نظر ما، تغییر کانون روایت از قدرت به جامعه است. در بسیاری از آثار تاریخی، ساختار قدرت، فرماندهان و شخصیت‌های بزرگ در مرکز قرار دارند و انسان عادی و تجربه روزمره او کمتر دیده می‌شود. اما ماندگاری یک رخداد، به‌ویژه در جنگ معاصر، فقط به قهرمانان رسمی وابسته نیست؛ میلیون‌ها روایت کوچک و خرده‌روایت نیز می‌توانند بخشی از حافظه تاریخی را بسازند. پدران و مادران، هنرمندان، نیروهای خدماتی، مردمی که در خیابان‌ها و روی پل‌ها برای بمباران‌نشدن آنها حضور داشته‌اند و کسانی که تجربه‌ای مستقیم از این روزها داشته‌اند، هرکدام بخشی از روایت هستند. دبیرخانه باید بتواند این روایت‌های پراکنده را جمع‌آوری و به ماده اولیه تولیدات فرهنگی تبدیل کند. این نگاه می‌تواند یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های روایت آینده با روایت‌های کلیشه‌ای باشد؛ این‌که جامعه را صرفا تماشاگر یک رخداد نبینیم، بلکه خود مردم را یکی از راویان اصلی آن بدانیم.

در شرایطی که بخشی از نسل جوان با ادبیات رسمی فاصله دارد، چگونه می‌توان او را با این روایت همراه کرد؟
من بعد از جنگ رمضان پای این کار آمدم و به نظرم زبان این نسل باید خلاقیت باشد. مسائل فرهنگی را نمی‌توان به شکل فرمایشی و دستوری پیش‌ برد. تجربه تولیدات فضای مجازی و انیمیشن‌های لگویی که کودکان و نوجوانان تولید کردند، قالب‌های تازه‌ای را نشان می‌دهد و ثابت می‌کند این نسل هم می‌تواند تولیدکننده روایت باشد و نه صرفا مخاطب آن. باید بتوانیم با نسل جدید گفت‌وگو کنیم. یکی از موضوعات مهمی که در این جنگ برجسته شد، مسأله ملیت بود. باید برنامه‌هایی طراحی کنیم که حس مشارکت جوانان در آن بیشتر شود. در تجربه‌های جهانی هم می‌توان نمونه‌هایی دید که کشوری مانند کره‌جنوبی در حوزه موسیقی توانسته قصه‌های اساطیری و هویتی خود را با تصویر، موسیقی و جلوه‌های بصری جذاب برای نسل جدید بازآفرینی کند. ما نیز باید بتوانیم از ظرفیت فرهنگ و هنر خودمان برای برقراری ارتباط استفاده کنیم. در حوزه کودک و نوجوان نیز تلاش کردیم از افراد متخصص این حوزه استفاده کنیم تا ارتباط بهتر و مستقیمی با این گروه برقرار شود. معتقدم اگر این نسل را صرفا مخاطب بدانیم، موفق نمی‌شویم و باید او را در فرآیند تولید روایت نیز شریک کنیم.

با توجه به توسعه فناوری، هوش مصنوعی و هنرهای دیجیتال، این ظرفیت‌ها چه جایگاهی در رویداد دارند؟
ما محدودیتی برای تولید آثار با استفاده از هوش مصنوعی ایجاد نکرده‌ایم و از آن استقبال می‌کنیم. وقتی از دبیرخانه دائمی صحبت می‌کنیم، باید نوآوری و فناوری را نیز جدی بگیریم. شاخص‌های چندرسانه‌ای، آثار تعاملی، قالب‌های جدید مانند بازی و دیگر شیوه‌های نوین روایت می‌توانند بخشی از آینده این رویداد باشند. تجربه برگزاری نمایشگاه‌های چندرسانه‌ای و تولید آثاری مبتنی بر هوش مصنوعی و فناوری‌های جدید نشان داده است که میان دانشجویان و هنرمندان جوان، ظرفیت‌هایی برای تجاری‌سازی نیز وجود دارد. برخی از این آثار در حوزه بازی‌سازی و محصولات چندرسانه‌ای قابلیت تبدیل‌شدن به محصول فرهنگی را دارند. اگر نهادهای فرهنگی در این مسیر جدی وارد شوند، می‌توان در کمتر از پنج سال به تولید بازی‌ها و محصولات فرهنگی‌ای رسید که قابلیت حضور در بازارهای جهانی را داشته باشند. این موضوع برای ما فقط یک بحث فنی نیست؛ فناوری می‌تواند زبان تازه‌ای برای روایت وعده صادق و ارتباط با مخاطب جهانی ایجاد کند.

وجه بین‌المللی رویداد در این مسیر چه جایگاهی دارد؟
روایت ایرانی اگر قرار است ماندگار شود، نباید فقط در مرزهای ایران باقی بماند. ترجمه آثار، توزیع بین‌المللی، مخاطب‌سازی و صادرات فرهنگی، ازجمله موضوعاتی است که در طراحی آینده رویداد دیده‌ایم. البته رسیدن به مخاطب جهانی فقط با تولید اثر ممکن نیست. کیفیت هنری، شناخت مخاطب، ترجمه مناسب و مدل عرضه نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرند. هدف ما این است که بتوانیم روایت‌های شکل‌گرفته درباره وعده صادق را به زبان‌های مختلف و برای مخاطبان متنوع عرضه کنیم. 

فلسفه نام‌گذاری «وعده صادق» 

محمد نجاری درباره علت نام‌گذاری رویداد «وعده صادق» به جام‌جم گفت: «فرماندهان قبل از عملیات وعده صادق به قرآن رجوع کردند و آیه ۵۴ سوره مریم از اسماعیل حزقیل به‌عنوان پیامبر قوم بنی‌اسرائیل «صادق‌الوعد» یاد شده است. در روایتی از امام‌رضا(ع) نیز درباره دلیل این نام‌گذاری آمده است که اسماعیل با مردی وعده داشت و برای وفای به عهد، مدت طولانی در انتظار او ماند. این مفهوم برای ما فقط یک نام نیست، بلکه بار معنایی و هویتی دارد؛ یعنی وفاداری به عهد. به همین دلیل، دبیرخانه تلاش کرده است در کنار برگزاری رویداد، به ریشه‌های فرهنگی و هنری این مفهوم نیز توجه کند. برای نمونه، یک نسخه تعزیه با عنوان «اسماعیل صادق‌الوعد» مربوط به دوره قاجار شناسایی و تصحیح شده که قرار است منتشر شود. ما این نسخه را نیز بخشی از اسناد هویتی مرتبط با عنوان «وعده صادق» می‌دانیم. در نهایت، هدف ما این است که وعده صادق فقط یک عنوان یا یک جشنواره نباشد؛ بلکه به یک جریان روایی و فرهنگی تبدیل شود که بتواند به ثبت رخدادهای معاصر بپردازد، برای آنها زبان هنری پیدا کند، حافظه جمعی بسازد و زمینه تولید آثار ماندگار در سال‌های آینده را فراهم آورد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها