حادثه‌های کوچک سرنوشت‌های بزرگ

محمدجعفر محمدزاده - نویسنده و پژوهشگر
جهان، جهان تاثیر و تاثر کنش و واکنش است. هیچ رخدادی هرچند کوچک و ناچیز به‌نظر برسد بی‌اثر نیست؛ چه‌ بسا حادثه‌ای کوچک، سرآغاز رویدادی بزرگ و سرنوشت‌ساز شود.  
کد خبر: ۱۵۶۱۷۵۳
نویسنده محمدجعفر محمدزاده - نویسنده و پژوهشگر
 
شاهنامه فردوسی سرشار از داستان‌هایی است که در آنها رخدادی به‌ظاهر ساده، منشاء حوادثی بزرگ می‌شود. البته این ویژگی تنها به شاهنامه اختصاص ندارد. شاهنامه را از آن رو مثال می‌زنم که آئینه تجربه هزاران ساله ایرانیان است. در فرهنگ دینی ما نیز همین حقیقت بارها یادآوری شده است.  حضرت موسی(ع) آنگاه که همراه خانواده خود از صحرای سینا می‌گذشت، با دیدن شعله‌ای از آتش به همراهانش گفت اندکی درنگ کنید. شاید قبسی از آن آتش بیاورم یا راه را از کسی بپرسم. اما همین واقعه ساده، آغاز بزرگ‌ترین تحول زندگی و زمانه او شد. چون به کوه طور رسید، ندای الهی را شنید: «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ» و اندکی بعد مامور شد: «اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى». سفری عادی و خانوادگی، به رسالتی الهی و ماموریتی بزرگ انجامید.  در شاهنامه نیز چنین پیوندهایی فراوان است. اگر رستم در مرز سمنگان به خواب نمی‌رفت و رخش در مرغزار گم نمی‌شد، شاید هرگز به سمنگان راه نمی‌یافت، تهمینه را نمی‌دید و داستان جانسوز رستم و سهراب رقم نمی‌خورد.:
بخفت و برآسود از روزگار 
چمان و چران رخش در مرغزار 
اگر ژنده‌رزم (دایی سهراب) در تاریکی شب به دست رستم کشته نمی‌شد، شاید زنده می‌ماند و پیش از آن نبرد سرنوشت‌ساز، پدر و پسر را به یکدیگر می‌شناساند. 
اگر سودابه گرفتار هوس ناپاک نمی‌شد، سوگ سیاووش پدید نمی‌آمد و آتش کینه‌ای که از کشته شدن ایرج میان ایران و توران افروخته شده بود، بار دیگر زبانه نمی‌کشید. 
اگر هوشنگ در شکارگاه با ماری رویارو نمی‌شد و سنگی به‌سوی او نمی‌افکند و آن سنگ بر سنگی دیگر نمی‌خورد، در روایت اساطیری ایران آتش کشف نمی‌شد و یکی از بزرگ‌ترین نمادهای تمدن انسانی پدید نمی‌آمد:
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ 
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ 
همه این نمونه‌ها یک حقیقت را به یاد ما می‌آورند: در جهان هیچ رخدادی بی‌اثر نیست. اگر هم از «اتفاق» سخن می‌گوییم، هیچ اتفاقی بی‌اهمیت نیست. چنان‌که پروین اعتصامی گفته:
قطره‌ای کز جویباری می‌رود 
از پی انجام کاری می‌رود 
شاهنامه، حاصل تجربه هزاران ساله ایرانیان است؛ کتابی آکنده از شادی‌ها و اندوه‌ها، پیروزی‌ها و شکست‌ها و سرشار از درس و اندرز؛ چه در حوادث بزرگ و چه در رویدادهای کوچک. 
زندگی امروز ما نیز از همین قاعده پیروی می‌کند. گاه لبخندی نابجا به دشمن، حادثه‌ای تلخ می‌آفریند. بی‌اعتنایی به دوستی، کینه‌ای دیرپا بر جای می‌گذارد. شکستن دل انسان ممکن است بنیان زندگی او را فرو ریزد. گاه نیز سرنوشت یک کشور و یک ملت با نابخردی کارگزاری دون‌پایه گره می‌خورد. گاه نگاه مهرآمیز فرمانروایی به مردمی ستمدیده نجاتی بزرگ در پی دارد:
جهان سربه‌سر حکمت و عبرت است 
چرا بهره ما همه غفلت است 
فردوسی بارها در تار و پود روایت‌های شاهنامه این حقیقت را به ما یادآوری می‌کند که هیچ سخن، هیچ رفتار و هیچ تصمیمی را نباید ناچیز شمرد. زیرا جهان، شبکه‌ای از پیوندهای آشکار و پنهان است و سرنوشت‌های بزرگ، اغلب از حادثه‌ای کوچک آغاز می‌شوند.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها