عقده‌ «قدرت افراطی»؛ چرا آمریکا با نقشه‌ جدید خاورمیانه، جهان را به لبه‌ جنگ می‌برد؟

آنچه در منطقه تحت عنوان درگیری ژئوپلیتیک با نقاب‌های نظامی رخ می‌دهد، پرده از عقده «قدرت افراطی» برمی‌دارد که آمریکا در ذهن خود می‌پروراند و می‌کوشد آن را از طریق تهدید و تحریم، یا با تحمیل جنگ به‌عنوان قماری بر سر آن قدرت، بر دیگران تحمیل کند.
کد خبر: ۱۵۶۱۱۵۷
نویسنده فاضل علی - فعال رسانه‌ای عراقی
 
ساده‌لوحانه است اگر باور کنیم که بحران منطقه صرفا در گرو سخن از نقض «تفاهم‌نامه» و حتی «حمله به کشتی‌های تجاری» است، زیرا آنچه رخ می‌دهد فراتر از اینهاست: نخست، بحران اعتماد؛ دوم، ماهیت افسارگسیخته‌ زبان خشونت در سیاست‌های آمریکا و سوم، وجود «عامل صهیونیستی» به‌مثابه یکی از عوامل بحران‌آفرین.
تشدید اخیر بمباران‌های آمریکایی، درگیری را در برابر چالش‌های دشواری قرار می‌دهد که نادیده‌گرفتن آنها و نیز فرضیه‌هایی که ایالات متحده مطرح می‌کند، آسان نیست؛ زیرا هدف از این اقدامات، تحمیل قواعد درگیری و ترسیم نقشه‌های جدید در منطقه است، آن هم زیر پوشش‌های مبهمی که در آنها امنیت و ایدئولوژی درهم می‌آمیزند، به‌گونه‌ای‌که جغرافیا، بازارهای انرژی و آبراه‌ها به بخشی از این نقشه‌ها و از راهبردهای درگیری بین‌المللی‌ای بدل می‌شوند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ذهن خود می‌پروراند.
آنچه در روزهای اخیر از تشدید نظامی رخ داده، بازتاب‌دهنده‌ شکست آمریکا در سیاست مهار و در تغییر برون‌دادهای تفاهم‌نامه از چارچوب و زمان‌بندی آن با هدف خارج‌ساختن اوضاع از کنترل و به‌هم‌ریختن کشورهای منطقه است. همین امر سخن از واقع‌گرایی در اجرای سیاسی تفاهم‌نامه را منوط به وجود اعتماد واقعی و تضمین‌های بین‌المللی می‌کند، به‌دور از فشارهایی که بندهای تفاهم‌نامه را به اقداماتی پیوند می‌زنند که به پیچیده‌ترشدن پرونده‌ هسته‌ای ایران و روند بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌انجامد.
تشدید بحران نظامی و اصرار ایالات متحده بر تفسیر یک‌جانبه از تفاهم‌نامه، در کنار تهدید به نابودی زیرساخت‌ها، نشان می‌دهد یافتن راه‌حلی واقع‌بینانه که طرفین آن را بپذیرند و در عمل نیز قابل اجرا باشد، تا چه اندازه دشوار است؛ چرا که در توییت‌ها و اظهارات رئیس‌جمهور ترامپ چیزی جز «دمیدن در خاکستر» و برانگیختن افکار عمومی و گستراندن دامنه‌ آتش‌ها و جست‌وجوی «امتیاز» اینجا و آنجا نمی‌یابیم؛ امری که به معنای بازگرداندن اوضاع به نقطه‌ صفر و بستن راه بر تلاش‌های کشورهای ضامن و بر هر کوششی است که هدفش کاهش پیامدهای این درگیری بر جهان و بر بازارهای انرژی، غذا و کود است؛ به‌ویژه با تبدیل‌شدن آن به دروازه‌ای به جهنم جنگ‌های محلی با نقاب‌های مذهبی و سیاسی؛ جنگ‌هایی که می‌توانند تمام جغرافیای خاورمیانه را از تنگه‌ هرمز تا باب‌المندب دربرگیرند و بزرگ‌ترین تهدید را شکل دهند؛ تهدیدی که می‌تواند تجارت جهانی را فلج کند و همگان را در برابر چرخه‌ای غریب از مسابقه‌ تسلیحاتی و گشوده‌شدن انبارهای اورانیوم غنی‌شده‌ سطح بالا قرار دهد.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها