به گزارش جام جم آنلاین؛ هرچند این اتفاق در رسانهها بیشتر از زوایای گوناگون مورد توجه قرار گرفت، اما در دل این رویداد، واقعیتی مهمتر درباره نوجوانان و نسل زد نهفته بود؛ نسلی که بیش از هر زمان دیگری خواهان دیدهشدن، فهمیدهشدن و بهرسمیتشناختهشدن است.
نوجوانان فقط مخاطب نیستند
آنچه در رویداد ایرانمال رخ داد، صرفاً یک تجمع هواداری برای دیدار با یک یوتیوبر نبود. حضور پرشمار نوجوانانی که از نقاط مختلف برای شرکت در این برنامه آمده بودند و تکمیل سریع ظرفیت بلیتهای رایگان، نشان داد که برای بخشی از نسل نوجوان، یک تولیدکننده محتوا فقط یک چهره سرگرمکننده نیست؛ بلکه میتواند به نماد همزبانی، نزدیکی و فهم متقابل تبدیل شود.
در همین نقطه است که شکاف میان رسانههای رسمی و جهان نوجوانان آشکار میشود. نوجوان امروز به دنبال صدایی است که با زبان، ریتم، حساسیتها و تجربه زیسته خودش با او سخن بگوید؛ نه صدایی که از بالا و صرفاً با منطق توصیه و هدایت، برای او نسخه بپیچد.
نسل زد و مسئله هویتیابی
درک نوجوانان، پیش از هر چیز، به معنای پذیرش این واقعیت است که آنان در مرحلهای از زندگی قرار دارند که هویتیابی، تعلق، استقلال و اعتبار اجتماعی در آن نقشی اساسی دارد. از این منظر، ارتباط نوجوان با یک یوتیوبر، اینفلوئنسر یا چهره محبوب شبکههای اجتماعی، الزاماً فقط از جنس سرگرمی نیست؛ بلکه نوعی جستوجو برای یافتن بازتابی از خود نیز به شمار میرود.
نوجوان در این چهرهها کسی را میبیند که زبان روزمرهاش را میفهمد، شوخیها و اضطرابهایش را بازتاب میدهد، تناقضهای درونیاش را انکار نمیکند و حس میکند به جهان ذهنی او نزدیک است. به همین دلیل، استقبال از نیما تکیدو را میتوان بیش از آنکه صرفاً نشانه محبوبیت یک فرد دانست، نشانه عطش نوجوانان برای دیدهشدن و فهمیدهشدن تلقی کرد.

به رسمیتشناختن نوجوانان، نه کنترل آنان
یکی از خطاهای رایج در مواجهه با نسل نوجوان این است که آنان نه بهعنوان کنشگرانی دارای سلیقه، قضاوت و حق انتخاب، بلکه بهعنوان نسلی مسئلهدار دیده میشوند که باید اصلاح، کنترل یا هدایت شود. این نگاه، فاصله میان نوجوانان و نهادهای رسمی را افزایش میدهد.
در حالیکه نوجوان امروز، بیش از هر چیز، نیاز دارد شنیده شود. اگر احساس کند تجربه زیستهاش درک میشود، احتمال بیشتری دارد که وارد گفتوگویی واقعی و سازنده شود. اما اگر با زبان دستوری، قضاوتگر و از بالا با او مواجه شویم، طبیعی است که برای یافتن هویت، مرجعیت و تعلق، به فضاهای غیررسمی و زیستبوم دیجیتال پناه ببرد.
اتفاق ایرانمال دقیقاً از همین زاویه قابلتأمل است؛ رخدادی که نشان داد اگر رسانهها، نهادهای آموزشی و ساختارهای فرهنگی نتوانند با نوجوانان ارتباط مؤثر برقرار کنند، این خلأ بهسرعت از سوی چهرههای غیررسمی و پلتفرمهای دیجیتال پر میشود.
چگونه میتوان وارد جهان نوجوانان شد؟
ورود به جهان نوجوانان، نه با نصیحتکردن ممکن است و نه با تقلید سطحی از زبان و سبک زیست آنان. این ورود، نیازمند سه اصل اساسی است: گوشدادن جدی، حضور واقعی، احترام به استقلال نوجوان. نوجوان بهسرعت تشخیص میدهد که آیا طرف مقابل واقعاً در پی فهم اوست یا صرفاً میخواهد او را مدیریت کند. زبان نسل نوجوان فقط در واژهها، اصطلاحات یا شوخیهای روزمره خلاصه نمیشود؛ بلکه در حساسیت آنان به صداقت، سرعت، تصویر، هویت جمعی و تجربه مشترک ریشه دارد. از این رو، هر تلاشی برای ارتباط مؤثر با نسل زد باید از قالبهای خشک، یکسویه و دستوری فاصله بگیرد و به سمت روایت، مشارکت، تجربه مشترک و اعتمادسازی حرکت کند.
رویداد ایرانمال؛ یک هشدار یک فرصت
ماجرای نیما تکیدو در ایرانمال را میتوان هم یک هشدار دانست و هم یک فرصت. هشدار از آن جهت که نشان داد بخش مهمی از نوجوانان امروز در قلمرویی فرهنگی زندگی میکنند که رسانههای رسمی هنوز شناخت دقیقی از آن ندارند؛ و فرصت از این جهت که این رویداد یادآور شد اگر نوجوانان جدی گرفته شوند، اگر زبان و نیازهایشان فهم شود و اگر به میل آنان برای دیدهشدن احترام گذاشته شود، امکان شکلگیری رابطهای انسانیتر، صادقانهتر و مؤثرتر با این نسل وجود خواهد داشت. در نهایت، نوجوانان بیش از آنکه به سخنرانی نیاز داشته باشند، به فهمیدهشدن نیاز دارند. هر رسانه، نهاد یا ساختاری که این واقعیت را زودتر درک کند، شانس بیشتری برای برقراری ارتباطی واقعی با جهان نسل زد خواهد داشت.
رئیس مرکز میراث ناملموس ایران در گفتوگو با جام جم آنلاین:
در گفتوگو با دکتر عنادی مطرح شد: