راز میان دو امام و یک امت

صراط حکمرانی آینده یک انقلاب و نظام الهی 

میراحسان
کد خبر: ۱۵۵۹۹۳۴
نویسنده احمد میراحسان

صراط مستقیم حکمرانی اصیل و آینده یک انقلاب اسلامی بر رازی بزرگ بین مردم و امام مردم استوار است. این راز ارزش هستی شناختی و ساختاری محبت و مودت بین امام و امت _ ملت در انقلاب اسلامی است. 
به این جملات که دها بار و مکرر و مدام در سخن دو امام نورانی انقلاب اسلامی تکرار شد توجهی توحیدی و جدی و عقلی و نو کنیم:
خمینی که آخرین روز‌های عمرش را می‌گذراند همه امیدش (در اجرای فرامین خدا و استقامت علیه استکبار و ممانعت از نابودی انقلاب اسلامی) به شما مردم سلحشور ایران است به شما مردمی که به هیچ‌وجه تحت تأثیر اختلافات جزئی و کلی واقع نشده و نخواهید شد. آن چه همه چیز است، به دست آوردن رضای خداست. آن به این است که رضای مخلوق خدا را (با اجرای قسط) به دست آورید. خمینی را گردن بزنید تفاهم نخواهد کرد (با استکبار و نوکران داخلی شیطان بزرگ و تسلیم‌طلبان) به این مردم ستمدیده خدمت کنید. اینها (مسئولان) باید حال فکر این معنا باشند که مردم را دوست داشته باشند. جمعیت یا ملتی اگر بخواهد موفق باشد، علاوه بر این‌که اصلا برای خدا باید کارکند و از دیگران چشمداشتی نداشته باشد، باید با مردم باشند. بدون مردم نمی‌شود کار کرد. موفقیت حاصل نمی‌شود. دائما در نظرتان باشد ما بنده خدایی هستیم که این مردم ما را به این محل رسانده‌اند. ما برای آنها باید خدمت کنیم. پیروزی را مردم به دست آوردند. پیروزی را برای ما و شما مردم به دست آوردند. مردم ولی‌نعمت ما هستند. ما باید مردم را تقویت کنیم. مردمی که با قوت و ایمان و روح شجاعانه زن و مردشان به خیابان ریختند و این اساس را به هم زدند. اینها قدرت این را دارند که بسازند مملکت را (بدون تکیه به شیطان بزرگ) روزی که شما احساس کردید که می‌خواهید فشار بر مردم بیاورید، بدانید که دیکتاتور دارید می‌شوید. بدانید که معلوم شده مردم از شما رو برگردانده‌اند. در ایران اسلامی مردم تصمیم گیرندگان نهایی تمامی مسائلند.
 خمینی را گردن بزنند تفاهم نخواهد کرد. با سرنیزه نمی‌شود اصلاحات کرد. و.. ما شاهد بیان این عهد‌ها و هدایت تحصیلی‌ها در بستر تاریخی رویداد‌های زنده از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸ بودیم که در صحیفه نور به ثبت رسید و از ۱۳۶۸ تا ۱۴٠۴صد‌ها عبارت با همین مضمون ازسوی امام شهید تکرار گشت. امام در وصیت نامه الهی سیاسی خود همه صد‌ها گفتار مردم‌دوستانه و مردم‌سالارانه اش را فشرده کرد که هرگز یک بیان صرفا احساسی نبود بلکه حکمت و معرفت کشور‌داری ویژه، برای آینده و متکی بر ولایت الهی و وفادار به اصول مردمسالاری اسلامی دوران غیبت و امانت‌داری سترگ ولایت صاحب امر به‌وسیله ولایت فقیه بود؛ و تفاوت بزرگش را با اغوای شیطانی دموکراسی لفاظانه سرمایه سالاری مستکبر جهانی فریاد می‌زد و عیان می‌کرد. غرب‌پرستان از خود بیگانه برقلوب‌شان برای درک این حقیقت و راز بزرگ مهر زده شده و هرگز قادر به فهم راز این محبت و هستی‌شناسی این ولایت و اهمیت قرآنی و حیاتی جوشان آن از عالم غیب و ماجرای دوران غیبت و اصالت آن در انقلاب اسلامی نشدند. اینها مشتی از تصریحات مستند امام موحد و عبد ناب، بنیانگذار انقلاب و جمهوری اسلامی خمینی شکوهمند و مجلل و جمالین و زیباست، دال بر مودت و محبت وافر و اعتماد و اطمینان فراوان به مردم ایران که خود گفت: من این مردم را عمیقا شناختم و مردم هم خوب مرا شناختند! آیا عجیب نیست همین محبت سر‌ریز از قلب و لبریز، بی‌ذره‌ای اغراق در کنش و گویش امام شهید و حسینی ما، قتیل در راه اسلام و امت مسلمان و شرافت و صیانت و سیادت و کرامت و عزت و سعادت ملت در دو جهان و کیان ایران و جمهوری اسلامی خامنه‌ای بزرگ و منتظر تا ظهور سرورش ولی عصر، دقیقا بار‌ها تکرار شد و عالم ربانی و متقی آیت‌الله العظمی جوادی آملی به این مودت، در نماز بر جنازه اربا اربایش شهادت داد. آقای شهید پیش از شهادت با تاکید بر اعتماد و تمام کردن دادن کار به دست مردم و نه هیچکس دیگر، بعثت مردم در خیابان را با خون خود و این محبت و مودت و معرفت مردمسالارانه الهی را با شهود خود امضاکرد که تابشی از مودت اهل البیت علیهم‌السلام بود. راز گشایی محبت امام و امت، در تجربه حکمرانی انقلاب اسلامی یک معرفت ضروری در‌باره درک امر وجودی در نحوه حکومت کردن و حقیقت حکومت فراتر از ادعا و لفظ‌پردازی و نیز صراط مستقیم حکمرانی آینده ماست. نگاه مدرن این حقیقت هستی شناسانه و اجتماعی زندگی سیاسی را تحریف و محو می‌کند، اما در انقلاب اسلامی این ارتباط یک رابطه عاطفی گذرا نیست ارزش بنیادین سیاسی دارد. 
‌بر ساختار و قواعد و ارکان حکومت اثر می‌نهد و این امر تکالیف، رفتار‌ها و اصول و حقوقی دوسویه بین مردم و رهبر را مستقر می‌نماید که در جمهوری اسلامی اساسی است و ندیده گرفتنش نشانه عدم درک حقیقت نظام و سبب انحراف و نابودی اصالت آن و مایه استحاله آن خواهد شد و امانتی آخرالزمانی به باد می‌رود و عذاب این عدم امانت‌داری سترگ گریبانگیر همه می‌شود. در حکومت اسلامی، هر مسئول راستین از نور این حب راستین برخوردار بوده است، چنان که رؤسای راستین قوا یا فرماندهان بزرگ از این نور برخوردار بودند. چه شهید بهشتی و شهید رجایی و شهید باهنر و چه کسانی همچون سید‌حسن نصرالله و حاج قاسم و حاج رمضان و.. دیگران گواهانند. این نور ولایت و حب حسینی مرز نمی‌شناسد و از شقاقی تا مغنیه و ضیف، از عباس موسوی تا سنوار و طهرانچی و شهریاری و رئیسی و هنیه و کودک ۱۴ ماهه امام شهید و ... را در بر گرفت. آن رؤسا که غاصب بودند علیرغم همه هیاهو و تبلیغات و ستایش‌ها دیر یا زود جنس تاریک و مدرن‌شان افشا شد. مثل بنی‌صدر و رجوی و خیل اهل نفاق و غرب‌پرستان و احزاب ضد ولایت فقیه. فقدان حقیقت محبت به ملت و دروغ‌ها و بردگی شیطان و فریب دنیا و نشانه‌های تکاثر و حرام کاری و طوق بندگی ابلیس و نگرش متکبرانه و زراندوزی و افکار شیطانی و مرعوب استکبار و راه تسلیم خواهانه‌شان به ابالسه رسوا گشت. کسانی که مردم را در شناخت حقایق گمراه می‌کنند با روش فاطمی و علوی فرزند صالح رسول‌الله و رهروان امامان معصوم صلوات‌الله علیه و آله، یعنی امام خمینی _ امام شاهد _و امام خامنه‌ای_ امام شهید_ بیگانه‌اند. حقیقت دین تعارف بردار نیست و دور از اغراق و افراط و تفریط است. ارتباط مردم و امام خمینی و امام خامنه‌ای هم نباید تحریف شود، زیرا این امر حکمرانی اصیل اسلامی ادامه امامت نور معصوم در عصر غیبت معصوم است که باید سایه آن حکمرانی بر مبنای حب باشد. آنان که جاهلانه یا عمدا وانمود می‌کنند این ویژگی حکمرانی بر مبنای حب به معنای زدودن تمایز ولایت معصومان و حکمرانی فقیهان غیر معصوم در احاطه باطنی و شهود تک تک مردم است دچار خطای فهم هستند. معصوم در اسلام و دین خاتم ۱۴ تن و ماهوا وجودی دیگر و اشراف و احاطه‌ای و شهادتی دیگر دارند، اما انواع نور ارواح و قلوب‌شان و وجودشان به تناسب در مراتب وجودی مومنان بازتاب می‌یابد و مقام زعامت حقیقی مسلمانان به‌وسیله عالمان و فقیهان ربانی و صالح در عصر غیبت، برترین مقامی است که نور حب مردم از امام معصوم در قلب ولی فقیه در عصر غیبت لبریز می‌شود؛ و بهره‌ای از احاطه و شهود را حاصل می‌کند، چنان که در فتح خرمشهر و امداد‌های الهی به ولی فقیه عصر امام شاهد و موضوع رهبری مردم مبعوث پس از شهادت در قبل از شهادت امام شهید و انواع شهود‌ها، وجهی از احاطه و جاری شدن شهود از ولایت الهی امام زمان عج در ولایت فقیه را مشاهده کردیم. 
ارتباط میان مردم ایران و امام خمینی رازی در دل دارد که محک و میزان سنجش حقیقت پیوستاری یا گسست و دوری نظام در سیرش، از خدا، با خدا، یا جدایی از خدا و سیاست و حکمرانی بی‌خدا‌ست. آن راز همان محبت، باور، شناخت و ایمان و روشنایی عقلی امام و امت نسبت به یکدیگر است که انوارش تمام وجود امت و امام را و پیوندشان را تسخیر می‌کند. این نکته بدیع معرفتی را باید شناخت و پاس داشت و محک قرار داد. رفاقت امام با مردم و مردم با امام پدیده‌ای عجیب و باورنکردنی بود. این محبت دمادم از خدا می‌آید، قلب رسول اکرم (ص) را در نوردیده و در قلب معصومان و امام عصر مأوا گزیده است؛ و سپس زمان‌ها را پشت‌سر نهاد و هستی معجزه گرش درعصر رنجبار غیبت در وجود امام خمینی سر ریزکرد و لبریز و لبریخته‌های مکرر او شد. در میان همه عالمان عصر غیبت و در مرتبه انسان غیرمعصوم این رستاخیز حب الهی در مقام امام و امت در واقعیت حکمرانی امام خمینی و امام خامنه‌ای بی‌جایگزین است. راز این محبت را در زمین نمی‌توان جست‌و‌جو کرد بلکه موهبتی الهی برای مأموریتی ویژه است و هیچکس، چون امام شهید آن را کشف و درک نکرد و نشناخت و تابع این محبت و غرق آن نگشت و به آن اشاره عمیق نکرد. در این زمانه تا ظهور امام زمان هر ولی فقیهی محتاج درک این نور محبت و شناور شدن در کوثر آن است و کمترین بی‌توجهی و بدل شدن امر وجودی به کلام و اصوات گسسته از حال قلب، نشانه نزع شیطان و سرمای آغاز یک گسست است که جز استبداد و تبدیل مردم به ابزار قدرت و استحاله جمهوری اسلامی به چیزی شبیه دموکراسی‌های رایج غربی سراپا دروغین ثمری نخواهد داشت. نور حب امام به مردم، از مرحوم بازرگان و.. تا امروز جمهوری اسلامی را مهبط تجربه حیات این نور در جدال با ظلمات دنیوی کرد. این وضع ویژه هرگز به معنی تقدس ناس و به معنی یکی بودن همه مردم و مرتبه مومنان نیست. بلکه محبت آفریدگار و جان و علم آفرینش است به رستگاری همه ولو کافران. خطاب قرآن به کافران برای توبه چه معنای دیگری جز حب خدا به ناس دارد در مقام مخلوق و انسان و قرآن کتابی برای ولو کافران هم هست همچنان که امام معصوم در جهان برای دعوت و هدایت و توبه و رستگاری همگان از یهود و نصاری و صابئین و بت‌پرستان است که بت، خدا نیست و آن را نپرستید و دلشوره و محبت رسول‌الله هدایت آنان هم بود و احکام قتال با آنان هرگز نافی این محبت نبود. درعمل و گفتار دو امام محبت وافر به مردم، ار جنس شعر و ادبیات و احساسات معطوف به احساسات نیست. نقش ساختاری در نظام و ولی‌نعمتی مردم و نقش دو طرفه دارد. در جملات فراوان امام به رهبری مردم و حقوق سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آنان اشاره می‌کند. حتی خواهان کنار زدن مسئولانی می‌شود که این اصل را ندیده می‌گیرند که باید ببینند مردم انقلابی عاشق خدا چه می‌خواهند. هر عقل متعارفی تشخیص می‌دهد منظور امام خواست‌های نامشروع قشر‌های فاسد شده و ابزار دست اجنبی در جنگ با اسلام نیست و امام دستور سرکوب هر اغتشاش اهل فساد و نوکری شیاطین ولو افراد خانواده خود را می‌دهد. امام شهید با همین نگاه از حقیقت راز محبت امام به مردم پرده بر می‌دارد: «امام در سخت‌ترین مراحل به مردم اطمینان داشت. در یکی از پیام‌های خود به مردم فرمود: من شما را خوب می‌شناسم، شما هم مرا خوب می‌شناسید، واقعا این‌گونه بود. امام این مردم را خوب شناخته بود؛ و به صفا و وفا و غیرت و. شجاعت وصداقتشان واقف بود.» امام شهید جای دیگر باز به محبت بین امام و این مردم و اطمینان امام به مردم ایران تاکید می‌فرماید اعتماد و محبت امام و مردم براساس ستایش لفظی نبود بلکه یقین بر ایستادگی مردم برابرشیاطین و باور‌های بی‌دروغ مردم بود و نه قلوبی خاضع برابر شیطان و بی‌باور به انقلاب و با حرف‌هایی دروغین و عوام‌فریب‌: «در حال حاضر، که من به پشت‌سر نگاه می‌کنم و عملکرد این سال‌ها را می‌بینم حقیقتا حیرت می‌کنم که از چه راه‌هایی عبور کرده‌ایم با چه دره‌ها و پرتگاه‌های سختی مواجه بوده‌ایم؛ و چه قدر دست او (امام خمینی قدس سره) قوی و قلبش پرظرفیت بود و در سخت‌ترین مراحل او به مردم اطمینان فراوان داشت. امام از عمق دل به مردم محبت و اعتماد داشت فقدان نور محبت ولایت، نظامی سرکش علیه ولایت فقیه را بار‌ها به تجربه سیاه بدل کرده است. سرپرستی گسسته از تابش دوستی شدید، مودتی که از خدا تا اولیای معصوم جاری است در عصر غیبت به ولی فقیه حقیقی هبه می‌شود و همراهان صدیق و حسینی مجاهدان جان بر کف تحت لوای اصیل ولی فقیه در راه امام زمان (عج) آن را به نمایش می‌نهند و شهادت می‌دهند. دوستی ولی فقیه با مردم و وقتی امام شاهد و امام شهید از آن سخن می‌گویند و می‌گویند من شما را دوست دارم، از جنس سخنان انتخابانی و تصورات حزبی و گروهی نیست، سیاستمداران سالم‌تر، حتی وقتی، چون نامزد‌های سنا و کنگره و ریاست جمهوری آمریکا و اروپا و جهان دروغ نمی‌گویند در اصل دوست داشتن مردم در خدمت اجرای تصورات حزبی‌شان و پیاده کردن برنامه‌های حزبی‌شان است ربطی به شالوده ایمانی و قرآنی و غیبی ارتباط امام و امت از جنس رحمت و محبت پیامبرانه ندارد. مایلم در‌باره نشانه‌های تابش این نور در امام خمینی و جانشین عاشقش سخن بگویم که نور حب امام در او جاری گشت و او را غرق نور محبت و باور و اعتماد امت کرد تا آنجا که عالیترین تابش این محبت به صورت مردم مبعوث در خیابان در مقام رهبری ظهور کرد و تبدیل به پرچم استقامت بر صراط مستقیم توحید علیه بت و فرعون عصر شد و ایران را در برهه هولناک از چنگ تسلیم نجات داد. این راز نورانی را رمزگشایی کنیم. ببینیم امام شاهد در جزئیات و مؤلفه‌های مشخص آن را چگونه تعریف کرد و برای آنچه وجوه و مشخصات و جایگاهی در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی قائل شد. حقیقت آن است ابن نور روح‌الهی و مسیحایی و زنده کننده مردگان به امر خدا و اداره امام عصر در وجود و رهبری امام شهید بدل به یک رستاخیز حیات و خیزش و بعثت شد. قبلا مردم خیابان‌های ۵۷ تا تشییع امام شاهد، معجزه حیاتبخش دریای محبت را به نمایش نهاده بودند و حالا در معجزه دیگر همان حب حسینی جاری از دل امام زمان به بعثت خیابان‌ها تا تشییع امام شهید اقیانوسی را به تماشا نهاد که شیطان بزرگ تباهی و فساد اپستینی را به قعر جهنم سوق داد. عدم درک این نور از سوی نا‌اهلان و تقلیل معجزه به دردسری نامطلوب در مسیر صلح با ابلیس خود ماجرایی است که در رازگشایی حب حسینی عشق و ثمره انتقام منتقم و سایه آن در کنون ما را تأویل می‌نماید. 
 امام از این مردم خاص چگونه سخن می‌گوید و در کلامش آن معجزه محب این وضع ویژه هرگز به معنی تقدس ناس و به معنی یکی بودن همه مردم و مرتبه مومنان نیست. بلکه محبت آفریدگار و جان و علم آفرینش است به رستگاری همه ولو کافران. خطاب قرآن به کافران برای توبه چه معنای دیگری جز حب خدا به ناس دارد در مقام مخلوق و انسان و قرآن کتابی برای ولو کافران هم هست همچنان‌که امام معصوم در جهان برای دعوت و هدایت و توبه و رستگاری همگان از یهود و نصاری و صابئین و بت‌پرستان است که بت، خدا نیست و آن را نپرستید و دلشوره و محبت رسول‌الله هدایت آنان هم بود و احکام قتال با آنان هرگز نافی این محبت نبود. درعمل و گفتار دو امام محبت وافر به مردم، ار جنس شعر و ادبیات و احساسات معطوف به احساسات نیست. نقش ساختاری در نظام و ولینعمتی مردم و نقش دو طرفه دارد. در جملات فراوان امام به رهبری مردم و حقوق سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آنان اشاره می‌کند. حتی خواهان کنار زدن مسئولانی می‌شود که این اصل را ندیده می‌گیرند که باید ببینند مردم انقلابی عاشق خدا چه می‌خواهند. هر عقلی متعارفی تشخیص می‌دهد منظور امام خواست‌های نامشروع قشر‌های فاسدشده و ابزار دست اجنبی در جنگ با اسلام نیست امام دستور سرکوب هر اغتشاش اهل فساد و نوکری شیاطین ولو افراد خانواده خود را می‌دهد. امام شهید با همین نگاه از حقیقت راز محبت امام به مردم پرده بر می‌دارد: «امام در سخت‌ترین مراحل به مردم اطمینان داشت. در یکی از پیام‌های خود به مردم فرمود: من شما را خوب می‌شناسم، شما هم مرا خوب می‌شناسید، واقعا این‌گونه بود. امام ره این مردم را خوب شناخته بود؛ و به صفا و وفا و غیرت و. شجاعت و صداقتشان واقف بود.» امام شهید جای دیگر باز به محبت بین امام و این مردم و اطمینان امام به مردم ایران تاکید می‌فرماید اعتماد و محبت امام و مردم براساس ستایش لفظی نبود بلکه یقین بر ایستادگی مردم برابر شیاطین و باور‌های بی‌دروغ مردم بود و نه قلوبی خاضع برابر شیطان و بی‌باور به انقلاب و با حرف‌هایی دروغین و عوام‌فریب‌: «در حال حاضر، که به پشت‌سر نگاه می‌کنم و عملکرد این سال‌ها را می‌بینم حقیقتا حیرت می‌کنم که از چه راه‌هایی عبور کرده‌ایم با چه دره‌ها و پرتگاه‌های سختی مواجه بوده‌ایم. وچه قدر دست او (امام خمینی قدس سره) قوی و قلبش پرظرفیت بود و در سخت‌ترین مراحل او به مردم اطمینان فراوان داشت.» «امام از عمق دل به مردم محبت و اعتماد داشت.»

newsQrCode
برچسب ها: احمد میراحسان
ارسال نظرات

نیازمندی ها