مذاکره؛ ابزاری برای آشکار شدن ماهیت آمریکا

نمین
آنچه در ماه‌های اخیر رخ داده، حقیقت تازه‌ای درباره آمریکا برای ملت ایران آشکار نکرده است. مقصود از «ما» کسانی هستند که سال‌ها تجربه رویارویی با سلطه‌طلبی آمریکا را داشته‌اند و از نزدیک با شیوه رفتار این کشور آشنا شده‌اند، اما باید توجه داشت هنوز ملت‌ها و افکار عمومی بسیاری در جهان چنین تجربه‌ای ندارند و شناخت آنان از آمریکا کامل نیست.
کد خبر: ۱۵۵۹۸۴۴
نویسنده عباس سلیمی نمین - تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی

شناخت واقعی بیش از هر چیز، از دل تجربه به‌دست می‌آید. ملت‌هایی که تاکنون مستقیما با سیاست‌های سلطه‌جویانه آمریکا مواجه نبوده‌اند، طبیعتا درک دقیقی از ماهیت رفتار این کشور ندارند. در مقابل، ملت ایران و رهبران انقلاب اسلامی که دهه‌ها با فشارها، تحریم‌ها، تهدید‌ها و دخالت‌های آمریکا روبه‌رو بوده‌اند، به این جمع‌بندی قطعی رسیده‌اند که آمریکا قابل اعتماد نیست؛ موضوعی که رهبر معظم انقلاب بار‌ها بر آن تاکید کرده‌اند. 
با این حال، در مقاطع مختلف با انجام مذاکرات نیز موافقت شده است. این مسأله هیچ تناقضی با تاکید بر غیرقابل اعتماد بودن آمریکا ندارد. اجازه مذاکره هرگز به‌معنای اعتماد به آمریکا یا امید به پایبندی آن کشور به تعهداتش نبوده است. واقعیت آن است که ساختار قدرت در آمریکا و رژیم صهیونیستی بر استمرار تنش و بحران استوار است و بخش مهمی از اقتصاد و نفوذ جهانی آنان از طریق جنگ‌افروزی و فروش تسلیحات تامین می‌شود؛ بنابراین انتظار صلح‌طلبی از چنین ساختاری، انتظاری واقع‌بینانه نیست. 
هدف از مذاکره بیش از آن‌که تغییر رفتار آمریکا باشد، آشکار شدن ماهیت واقعی این کشور برای افکار عمومی جهان است. هنوز در داخل کشور و نیز در سطح بین‌المللی افرادی وجود دارند که تصور می‌کنند مشکلات را می‌توان صرفا از مسیر گفت‌و‌گو با آمریکا حل کرد. تجربه مذاکرات فرصتی فراهم می‌کند تا این واقعیت برای‌شان روشن شود که آمریکا حتی در صورت امضای توافق هرگاه منافع خود را در خطر ببیند، به‌سادگی آن را نقض خواهد کرد. 
این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که جمهوری اسلامی ایران در برابر یک قدرت رسانه‌ای و اقتصادی گسترده قرار دارد؛ قدرتی که بر بسیاری از نهاد‌ها و سازمان‌های بین‌المللی نفوذ دارد و در موارد متعدد توانسته اراده خود را بر آنها تحمیل کند. نمونه‌هایی از این رفتار را حتی در عرصه‌های غیرسیاسی، از جمله رویداد‌های ورزشی نیز می‌توان مشاهده کرد؛ جایی که فشار سیاسی آمریکا گاه بر روند تصمیم‌گیری نهاد‌های بین‌المللی سایه انداخته است؛ بنابراین یکی از اهداف مهم مذاکره این است که ملت‌های بیشتری در جهان با واقعیت رفتار آمریکا آشنا شوند و در برابر سیاست‌های سلطه‌طلبانه آن موضع بگیرند. جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند صرفا بر تجربه تاریخی خود تکیه کند بلکه باید این تجربه را به سرمایه‌ای برای اقناع افکار عمومی جهان تبدیل کند. 
تجربه تاریخی نیز این واقعیت را تایید می‌کند. از کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ گرفته تا ده‌ها نمونه دیگر، آمریکا بار‌ها در حالی که از همکاری و حسن نیت سخن گفته، در عمل مسیر دیگری را پیموده است. حتی در آستانه کودتای ۲۸مرداد، در حالی که سفیر آمریکا به دکتر محمد مصدق اطمینان می‌داد واشنگتن در کودتا دخالتی نخواهد داشت، همکاری گسترده آمریکا و انگلیس برای سرنگونی دولت ملی ایران در جریان بود. 
از این رو هر ملتی که تجربه عملی مواجهه با آمریکا را داشته باشد، به دشواری می‌تواند به وعده‌ها و تعهدات این کشور اعتماد کند. با این حال جمهوری اسلامی ایران همواره تلاش کرده است آغازگر تنش و جنگ نباشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با وجود همه دشمنی‌ها و فشارها، سیاست رسمی ایران بر تعامل مبتنی بر استقلال و منافع ملی استوار بوده است نه جنگ‌طلبی. 
در عین حال، اجتناب از تنش به‌معنای چشم‌پوشی از دفاع نیست. هرگاه طرف مقابل از ابزار نظامی و زور استفاده کند، ایجاد بازدارندگی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. هدف از تقویت قدرت دفاعی آغاز جنگ نیست بلکه جلوگیری از جنگ و جلوگیری از پیشروی و زیاده‌خواهی دشمن است. تجربه نشان داده هرجا بازدارندگی تضعیف شود، طرف مقابل دامنه فشار و تجاوز خود را گسترش خواهد داد. از همین رو حفظ اقتدار دفاعی لازمه صیانت از استقلال، امنیت و منافع ملی کشور است.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها