عاشورا اگرچه یک واقعه تاریخی است اما ویژگیهایی دارد که آن را از بسیاری از رخدادهای مشابه در طول تاریخ متمایز میکند. حضور امام معصوم(ع)، انسجام و روحیه شهادتطلبی یاران سیدالشهدا(ع)، مظلومیت شهدای کربلا و تجلی ارزشهای والای انسانی همچون فداکاری، دفاع از حق، جوانمردی و مبارزه با ظلم، از جمله عواملی است که به این حادثه تاریخی، جایگاهی بیبدیل بخشیده است.
همچنین ابعاد مختلف معنایی و سیاسی و اجتماعی و انسانی و... این واقعه موجب شده عاشورا در طول تاریخ مورد توجه مسلمانان و آزادگان جهان قرار گیرد و تاثیرگذاری خود را حفظ کند.
نهضت عاشورا عموما از دو دیدگاه ارزیابی شده؛ یک دیدگاه معتقد است عاشورا تکلیف ویژه امام حسین(ع) بوده و اساسا قابلیت تعمیم به دیگران را ندارد. براساس این نگاه، شهادت امام حسین(ع) امری مقدر و از اسرار الهی بوده و نمیتوان آن را بهعنوان یک الگوی عملی برای دیگر افراد در نظر گرفت.
در این چارچوب، برخی از اندیشمندان معتقدند که هر یک از ائمه(ع) ماموریت خاص خود را داشتهاند و نهضت عاشورا نیز در زمره همان ماموریتهای ویژه قرار میگیرد. بر این اساس، عاشورا بیشتر یک واقعه مقدس برای تکریم و تعظیم است تا الگویی برای کنش سیاسی و اجتماعی.
دیدگاهی که در اندیشه امام خمینی(ره)، شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح است، عاشورا را یک الگوی عام و قابل تعمیم برای مبارزه میداند. در این نگاه، امام حسین(ع) براساس تحلیل شرایط جامعه و واقعیتهای زمانه خود اقدام کرد و راهبردهایی را در پیش گرفت که میتواند برای همه دورانها الهامبخش باشد. امام خمینی(ره) عاشورا را محدود به یک مقطع تاریخی نمیدانست؛ برپایه برداشت امام راحل، همه زمانها میتوانند صحنه تقابل حق و باطل باشند و همه سرزمینها ظرفیت تبدیلشدن به کربلا را دارند. بر همین اساس، امام خمینی(ره) نهضت حسینی را الگویی برای مبارزه با ظلم، استبداد و انحراف میدانست و معتقد بود مسلمانان در هر عصر و زمانی میتوانند از این تجربه تاریخی برای اصلاح جامعه بهره بگیرند.
امام حسین(ع) براساس تحلیل خود به این نتیجه رسیده بود که جامعه اسلامی از مسیر اصلی خود منحرف شده است. این انحراف هم در ساختار سیاسی حکومت و هم در محتوای آن قابل مشاهده بود. از منظر امام حسین(ع)، پس از کنارگذاشتهشدن الگوی مشروعیت الهی حکومت، مدلهای دیگری همچون انتخابهای قبیلهای، شوراهای محدود، استخلاف و در نهایت استیلا و وراثت جایگزین شدند. همچنین اصل بیعت آزادانه مردم نیز بهتدریج تضعیف شد و جای خود را به اجبار و تحمیل داد. در کنار این تغییرات ساختاری، ارزشهای محوری حکومت اسلامی نیز دستخوش تحول شده بود؛ عدالت تضعیف شده، تبعیض گسترش یافته، استبداد جایگزین آزادی شده و بسیاری از ارزشهای دینی به حاشیه رانده شده بودند. امام حسین(ع) این وضعیت را انحراف از میراث پیامبر اکرم(ص) میدانست و بههمیندلیل احساس تکلیف کرد که برای اصلاح آن اقدام کند.
امام حسین(ع) مرحله جدیدی از مبارزه را پس از روی کار آمدن یزید و تغییر شرایط آغازکرد. خروج از مدینه و عزیمت به مکه در همین چارچوب قابل تحلیل است. نخستین راهبرد امام، اعتراض به وضع موجود و ایجاد نوعی مقاومت اجتماعی در برابر انحرافات حاکم بود. از مهمترین اقدامات امام حسین(ع) در مکه آگاهیبخشی اجتماعی بود؛ ایشان در موسم حج، در اجتماعات مختلف با صحابه، تابعین و همچنین نخبگان جامعه دیدار و گفتوگو میکرد و آنان را نسبت به وضعیت جامعه اسلامی آگاه میساخت.
امام تلاش داشت نخبگان جامعه را از حالت انفعال خارج کرده و آنان را نسبت به مسئولیت تاریخی خود متوجه سازد. این اقدامات در نهایت زمینهساز شکلگیری موج حمایت از امام در کوفه شد. برخلاف برخی برداشتها، امام حسین(ع) صرفا برای شهادت حرکت نکرده بود. ایشان در چارچوب وظیفه دینی خود بهدنبال تشکیل حکومت حق و بازگرداندن خلافت به مسیر اصلی آن بود.
با مواجهه امام با سپاه حر و سپس استقرار در کربلا، شرایط بهتدریج تغییر کرد. امام همچنان از ابزار گفتوگو، اقناع و آگاهیبخشی استفاده میکرد و تلاش داشت نیروهای مقابل را متوجه حقیقت ماجرا کند.
سخنرانیهای متعدد امام در مسیر حرکت و در کربلا، یادآوری جایگاه اهل بیت(ع)، استناد به آموزههای دینی و تلاش برای ایجاد شکاف در سپاه دشمن، همگی در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
امام با توجه به تجربه کوفه و سرنوشت مسلم بن عقیل بهخوبی میدانست که تسلیمشدن نیز امنیتی برای او ایجاد نخواهد کرد.
ازاینرو راهبرد نهایی امام، مقاومت و شهادت آگاهانه بود. این تصمیم نه از سر احساسات، بلکه مبتنی بر یک محاسبه عقلانی، شرعی و تاریخی اتخاذ شد.
امام حسین(ع) با انتخاب شهادت، زمینه رسوایی حکومت اموی و پیروزی تاریخی جبهه حق را فراهم کرد و پس از آن نیز حضرت زینب(س) و اهل بیت(ع) با تبیین پیام عاشورا، این نهضت را به یک جریان ماندگار در تاریخ تبدیل کردند.
اگر مجموعه رفتارهای امام حسین(ع) را بررسی کنیم، میتوانیم راهبردهایی همچون اعتراض به وضع موجود، آگاهیبخشی، همراهسازی نخبگان، تلاش برای تشکیل حکومت، گفتوگو، جذب نیرو، مقاومت و شهادت آگاهانه را از آن استخراج کنیم. از نگاه امام خمینی(ره)، این راهبردها محدود به یک دوره تاریخی نیستند، بلکه بهدلیل عقلانی و شرعیبودن، قابلیت الگوبرداری در همه زمانها و مکانها را دارند و میتوانند مبنایی برای کنش سیاسی و اجتماعی مسلمانان در مواجهه با ظلم و انحراف باشند.