«امر به معروف و نهی ازمنکر» تجلی عاشوراست

کد خبر: ۱۵۵۶۹۸۶
نویسنده سیده زهرا آرامی
راز ماندگاری عاشورا این است که صرفا یک واقعه تاریخی نیست، بلکه یک جریان فرهنگی و تربیتی است که در طول قرن‌ها توانسته ارزش‌های اسلامی را به نسل‌های مختلف منتقل کند. 

خطابه‌های امام حسین (ع)، اسناد معتبر شناخت فلسفه عاشورا

نظریات نسنجیده و با سلیقه شخصی پیرامون فلسفه قیام عاشورا، تصویر وارونه یا حداقل نامنا‎سب با شأن رهبری این قیام ارائه کرده‌اند و هیچ‌کدام از آنها، در ارائه یک تصویر روشن و جا‎مع از انگیزه‎های قیام امام حسین (ع) توفیق نداشته اند‎. 

اگر بخواهیم به ماهیت و جوهره قیام عاشورای امام حسین (ع) تا حد زیادی پی ببریم، باید در گام نخست، با نگا‎ه و مطالعه جامع و کامل درباره زندگی، شخصیت و مقام حضرت به‌عنوان امام معصوم، شناخت لازم و کافی پیدا کنیم و سپس با مطالعه و تعمق لازم در بیانات و گفتار حضرت که در مقاطع مختلف قیام و حتی پیش از آغاز آن درباره انگیزه حرکت خویش بیان کرده است، به فلسفه و ماهیت قیام آن حضرت تا حد زیادی شناخت پیدا کنیم‎. در این خصوص بهترین و مطمئن‎ترین سند برای شناخت فلسفه و اهداف نهضت سیدالشهدا (ع)، سخنان خود آن حضرت یا امامان دیگر در قالب خطبه‎ها، سخنان، نامه‎ها و وصیت‎نامه خود امام معصوم است. 

مقدمه‌چینی امام حسین (ع) برای رویداد عاشورا

امام حسین (ع) در مکه در جمع گروهی از علما و نخبگان دیگر مناطق اسلامی با ایراد خطبه‎ای شور‎انگیز و کوبند‎‎ه، ضمن یادآوری وظیفه سنگین و تکلیف خطیر علما و بزرگان شهر‌ها درباره پاسداری از کیان دین و اعتقادات مسلمانان و پیامد‌های سکوت در برابر جنایات امویان، از خاموشی آنان در برابر سیاست‎های دین‌ستیزانه حاکمان اموی انتقاد کرده و هرگونه همراهی و سازش با آنان را گناه نابخشودنی دانستند‎. حضرت در پایان سخنان خود، هدف از اقدامات و فعالیت‎هایش را برضد نظام ستمگر حاکم (که چند سال بعد خود را در قالب یک نهضت نشان داد) چنین اعلام فرمودند‎: «خدایا تو می‎دانی آنچه از طرف ما انجام گرفته است (از سخنان و اقدامات برضد حاکمان اموی) به خاطر رقابت و سبقت‌جویی در فرمانروایی و افزون‌خواهی در متاع ناچیز دنیا نبوده، بلکه برای این است که نشانه‎های دینت را به مردم نشان دهیم و اصلاح در سرزمین‎هایت را آشکار کنیم‎. می‎خواهیم بندگان ستمد‎یده‎ات در امان باشند و به واجبات و سنت‎ها و احکا‎مات عمل شود‎.»

از محتوای نامه‌هایی که امام مرقوم کردند و پاسخ حضرت به نامه‌های بزرگان بصره و کوفه، این اهداف را می‎توان برای نهضت عاشورا استفاده کرد: دعوت و عمل به کتاب خد‎ا و سنت پیامبر (ص)، احیای سنت پیامبر (ص) که از بین رفته بود و برپایی مظاهر حق و حقیقت و از بین بردن بدعت‎ها (که جایگزین احکام خدا و سنت پیامبر (ص) شده بود).
 
ابا‎عبدالله (ع) در خطبه‎ای که پس از برخورد با حر بن‌یزید ریاحی ایراد فرمودند، انگیزه قیام خود را با استناد به فرمایش پیامبر (ص) چنین بیان کردند‎: «ای مردم! رسول‌خدا (ص) فرمودند: کسی که فرمانروای ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و پیمان الهی را شکسته و با سنت رسول‌خدا (ص) مخالفت ورزیده و در میان بندگان خدا با گناه و تجاوزگری رفتار می‎کند، ولی در برابر او با کردار و گفتار خود برنخیزد، برخدا است که او را در جایگاه (عذاب‌آور) آن ستمگر قرار دهد‎. هان (ای مردم‎) بدانید که اینها تن به فرمانبری از شیطان داده‎ و اطاعت از فرمان الهی را رها کرده‎ و فساد را نمایان ساخته و حدود خدا را تعطیل کرده‎اند، درآمد‌های عمومی (بیت‌المال) مسلمانان را به خود اختصاص داده‎اند و حرام خدا را حلال و حلا‎لش را حرام کرده‎اند‎ و من شایسته‎ترین فرد برای تغییر دادن (سرنوشت و امور مسلمانان) هستم.»

از این‌روست که در زیارات وارد‎ه درباره امام حسین (ع)، شهادت به برپایی احکام الهی و سنت پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) توسط حضرت، داده شده است:
«اَشْهَدُ اَنک قَدْ حَللْتَ حَلالَ اللهِ وَ حَرمْتَ حَرامَ اللهِ وَ اَقَمْتَ الصلا‎هَ وَ آتَیتَ الزکاهَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ دَعَوْتَ اِلی سَبِیلِک بِالْحِکمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ»
شهادت می‎دهم که تو حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام کردی و نماز را به‌پا داشتی و زکات دادی و امر به معروف و نهی از منکر کردی و (مسلمانان را) با پند‎ و اندرز‎ نیکو، به راه روش خود، فراخواندی‎؛ و شهادت می‎دهم که تو به عدل و داد امر کردی و (مسلمانان را) به سوی این دو دعوت کردی‎. 
 پیشوای سوم در منزلگاه «ذوحُسَم» که در میان راه مکه و کوفه قرار دارد در توجیه حرکت خویش چنین فرمودند: «آیا نمی‎بینید که به حق عمل نمی‎شود و از باطل بازداشته نمی‎شود؟ (در چنین شرایطی) باید مؤمن، به حق خواهان دیدار خدا باشد‎. من چنین مرگی را جز شهادت و زندگی با ظالمان را جز ننگ و خواری نمی‎بینم‎.»

فلسفه عاشورا با اندکی دقت در بیانات امام معصوم، ملاحظه می‎شود که امام حسین (ع) علت و انگیزه قیام خویش را، مبارزه با منکرات فراوان در جامعه اسلامی و تبلیغ و ترویج معروف در بین مسلمانان، اعلام می‎کنند‎. بنابراین، فلسفه اصلی و نهایی نهضت حضرت را می‎توان در یک هدف جا‎مع و کلی یعنی «احیای فرهنگ اسلام اصیل و ناب محمدی (ص) و زدودن زنگار‌های تحریف‎ و بدعت‎ از دین جدشان» خلاصه کرد‎؛ و راهکار و ابزار لازم را برای رسیدن به این فرهنگ «امر به معروف و نهی از منکر» می‎دانند‎. از این‎رو در وصیت‌نامه خود به محمد بن‌حنفیه می‎نویسند: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر» یا در زیارت‎نامه‎های مربوط به حضرت آمده است: «.. وَ اَمَرْتَ بالمعروف وَ نَهَیتَ عَن المنکر.»
اگر حضرت علت حرکت خویش را مبارزه با اموری، همچون رواج بدعت‎ها، مخالفت با کتاب خدا و حلال و حرام الهی، نابودی سنت پیامبر (ص)، شیطان محوری و ترک خدا محوری، فساد، ظلم، بی‎عدالتی و ناامنی در جامعه اسلامی، تعطیلی حدود الهی، در انحصار گرفتن و تاراج بیت‌المال مسلمانان و... می‎دانست، تمام این امور حاکی از فراوانی و شیوع امری به نام «منکر» در جامعه اسلامی بود‎، که حضرت خود را موظف به نهی از آن می‎دانستند‎؛ و نیز اگر اباعبدالله (ع) جامعه اسلامی را به اموری از قبیل: عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص)، احیای مظاهر و نشانه‎های حق، ایجاد امنیت، اصلاح و بهبودی وضع امور امت و مسائلی از این قبیل، فرامی‎خواند، این مسأله نشانگر آن است که امری به ‎نام «معروف» در جامعه از بین رفته یا دست‌کم در حال نابودی بود‎. از این‎رو اگر حضرت از بیعت با یزید امتناع ‎کرده و با این عمل، از یک‎سو، آمادگی خود را برای شهادت و مقاومت در برابر حکومت یزید اعلام ‎کرد، و از سوی دیگر، تلاش خود را جهت برانداختن حکومت یزید و تأسیس حکومت اسلامی، به کار ‎گرفت، درواقع سرباززدن از بیعت، به معنای نهی از منکر، ترویج معروف و اتمام حجت با مسلمانان درباره حرمت سکوت در برابر بدعت‎ها و جنایات بنی‎امیه بود. بیعت یا حتی سکوت در برابر چنین حکومتی، افزون بر آن‌که ترویج منکر و مبارزه با معروف بود، می‌توانست عذر و بهانه‎ای برای افراد عادی در همکاری با حاکمان اموی فراهم آورد‎. 
آنچه در سیره حسین بن‌علی (ع) غیرقابل تردید به نظر می‎رسد، آن است که شخصیتی همانند امام حسین (ع) حاضر نبود با شخصی همچون یزید بیعت کرده و حکومت وی را به رسمیت بشناسد‎، چراکه حضرت با مشاهده و بررسی عمق انحرافات امت اسلامی در عصر حکومت معاویه و سپس حکومت یزید، به این نتیجه رسیده بودند که دیگر نمی‎توان با موعظه و خطبه‎های غرا و سخنرانی‎های تهدیدآمیز و تحریک‌کننده، انحرافی را که در مبانی اعتقادی و سیا‎سی جامعه اسلامی و نیز در دستگاه خلافت رسوخ کرده، از بین ببرند‎. بلکه تنها راه درمان و نجات امت اسلامی، برپایی یک نهضت عمیق است که بازتاب و گستره آن، افزون بر آن‌که فرامکانی باشد، فرازمانی نیز بوده و در گستره زمان، الگویی برای آزادمردان تاریخ باشد‎. 

تاریخ بار دیگر تکرار می‌شود؛ گرچه ابزار‌ها تغییر کرده‌اند، ماهیت تقابل‌ها همچنان ثابت مانده و دشمنان اسلام می‌کوشند با بهره‌گیری از جنگ شناختی، باور‌های دینی و هویت اسلامی ملت‌ها را هدف قرار دهند.

اما عاشورا به ما آموخته که مهم‌ترین وظیفه هر انسان، تشخیص درست تکلیف خود در زمانه خویش است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها