سجاد محمدی، مداح اهل‌بیت (ع) در گفت‌و‌گو با «جام‌جم آنلاین»:

مداحان در تجمعات شبانه گل کاشتند

سجاد محمدی ازجمله مداحان پرمخاطب و شناخته‌شده‌ای است که در فضای مجازی، چه در ایران و چه خارج از کشور، طرفداران و دنبال‌کنندگان بسیاری دارد. مداحی‌های او همواره با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شده و در بسیاری از موارد، جریان‌ساز و تأثیرگذار بوده است.
سجاد محمدی ازجمله مداحان پرمخاطب و شناخته‌شده‌ای است که در فضای مجازی، چه در ایران و چه خارج از کشور، طرفداران و دنبال‌کنندگان بسیاری دارد. مداحی‌های او همواره با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شده و در بسیاری از موارد، جریان‌ساز و تأثیرگذار بوده است.
کد خبر: ۱۵۵۶۳۵۹
نویسنده آرش شفاعی
او که کمتر اهل گفت‌وگوست، در آستانه ماه محرم مهمان تحریریه جام‌جم آنلاین بود و در گفت‌وگویی تفصیلی درباره فضای امروز مداحی، بازخورد‌های مثبت و منفی از شیوه خاص مداحی‌هایش و نیز اثرگذاری مداحان در دوران بعد از جنگ تحمیلی سوم و تجمعات شبانه به پرسش‌های خبرنگار ما پاسخ داد. مشروح این گفت‌و‌گو را در زیر می‌خوانید.
 
برای شروع، کمی از مسیر ورودتان به فضای مداحی بگویید. از کجا شروع کردید و چطور این مسیر برای شما جدی‌تر شد؟
از ابتدای مسیر خدمتم در دستگاه امام‌حسین (ع) با شعر و خواندن همراه بودم. از ۷ ــ ۶ سالگی می‌خواندم، اما بعد‌ها شعر، ملودی و فضای مذهبی برایم جدی‌تر شد. سال ۹۸ جلسه‌ای داشتیم، البته کوچک و محدود؛ اما همان سال احساس کردم خود امام‌حسین (ع) مسیر را به سمتی برد که اتفاقات تازه‌ای شکل بگیرد. از همان دوره، یعنی سال‌های ۹۸ تا ۱۴۰۰، یک فضای جدید در خواندن ایجاد شد؛ فضایی که شاید بتوان اسمش را خلاقیت و نوآوری گذاشت.
فکر می‌کنم از حدود سال ۹۰ می‌نویسم و دغدغه‌ام از همان ابتدا این بود که حرف مردم را بزنم. آن دوره، تعداد کسانی که در شعر آیینی و ترانه‌های مذهبی ترانه می‌نوشتند و ملودی می‌ساختند خیلی زیاد نبود. چند نفر پیشگام بودند و در چارچوب‌های مشخص کار می‌کردند. ما تلاش کردیم زبان را محاوره‌ای‌تر و حرف‌های زندگی روزمره مردم را وارد شعر و نوحه کنیم. اگر توفیقی بوده، لطف امام‌حسین (ع) است.
در دوران کرونا این مسیر بیشتر به اوج رسید. ما در دفتر کارمان ساعت‌ها روی شعر و ملودی کار می‌کردیم. این‌طور نبود که من شعری بنویسم و بدهم کسی بخواند. با بچه‌ها می‌نشستیم و حس کلمه‌ها را از دل شعر بیرون می‌کشیدیم. مثلا وقتی یک عبارت قرار بود حس آشفتگی، پریشانی یا تقاضا را منتقل کند، روی شیوه خواندن و انتخاب واژه‌ها وسواس داشتیم. برای من مهم بود که کلمه، ملودی و اجرا یک حس واحد داشته باشند.
شاید من خودم را شاعر قدرتمندی ندانم؛ بیشتر فکر می‌کنم ناظم خوبی بودم. یعنی کلمه‌ها را کنار هم می‌گذاشتم. در ملودی شاید بتوانم بگویم کمی قوی‌تر بودم، چون از وقتی یادم می‌آید با موسیقی انس داشتم. عاشق موسیقی بودم؛ انواع آن را گوش می‌دادم و تحلیل می‌کردم. برای من همیشه مهم بود که پشت یک اثر اندیشه باشد. در هر حوزه‌ای همین است؛ رپ، موسیقی، مداحی، روزنامه‌نگاری یا هر کار دیگری اگر اندیشه نداشته باشد، نمی‌تواند اثر جدی تولید کند.
 
وقتی از ساختار و نوآوری حرف می‌زنیم، معمولا درباره مداحی سنتی گفته می‌شود مداحان قدیم چند ویژگی داشتند؛ شناخت موسیقی دستگاهی، انتخاب شعر قوی و توان ارتجالی برای اداره مجلس. نسل جدید مداحی چقدر این ویژگی‌ها را دارد؟
باید اول مشخص کنیم منظورمان از نسل جدید چیست. اگر منظورتان نسل جدید ۱۰ سال پیش باشد، یک جواب دارد؛ اگر نسل ۴ ــ ۳ سال اخیر باشد، جواب دیگری دارد. در نسل قدیم هم همه این ویژگی‌ها را نداشتند. شاید ۲۰ درصد خیلی قوی، محکم و دانشمند بودند و ۸۰ درصد نه. همان ۲۰ درصد هم واقعا اثرگذاری داشتند.
امروز هم به نظرم چنین نسبتی وجود دارد. در نسل خودم و نزدیک به خودم، افرادی هستند که صاحب اندیشه‌اند؛ مثل آقایان طاهری، حدادیان، پویانفر و دیگرانی که در این سال‌ها وارد قطار مداحی شده‌اند. بعضی از اینها اگر در روضه‌خوانی جدی‌تر ورود کنند، می‌توانند اتفاقات بزرگی رقم بزنند.
البته فضای امروز با گذشته خیلی فرق کرده است. مثلا یک نوع خواندن خش‌دار یا اصطلاحا نزدیک به فضای راک کم‌کم وارد مداحی شده است. من برایش اسم دقیقی ندارم. بعضی‌ها به شوخی یا اصطلاحا می‌گویند «اگزوزی»‌خواندن. شاید اسم قشنگی نباشد، اما منظورم همان جنس صدای خشن و پرحجم است. ممکن است این شیوه هزاران نفر را برای دستگاه امام‌حسین (ع) جمع کند. من نمی‌توانم حکم کلی بدهم و خودم را صاحب‌نظر مطلق بدانم، اما سلیقه شخصی من نیست. احساس می‌کنم در بسیاری موارد پشت آن دانش و اندیشه کافی نیست و گاهی به سمت فضای کوچه‌بازاری می‌رود.
 
وقتی می‌گویید کوچه‌بازاری، منظورتان دقیقا چیست؟
منظورم این نیست هر چیزی که از دل مردم می‌آید بد است. اتفاقا من خودم همیشه دنبال زبان مردم بوده‌ام، اما هر فضایی شأن خودش را دارد. شما اگر در یک جلسه رسمی قرارداد حاضر شوید، هرچقدر هم آدم مهمی باشید، نمی‌توانید با رکابی و زنجیر گردن بنشینید و بگویید «من همینم که هستم». شاید کسی نتواند جلوی شما را بگیرد، اما شأن جلسه رعایت نشده است. در مداحی هم همین است. ما با مجلس امام‌حسین (ع) طرفیم. می‌شود نو بود، می‌شود زبان مردم را آورد، اما نباید شأن مجلس و اندیشه کار قربانی شود.
 
با‌این‌حال همین شکل از اجرا‌ها گاهی خیلی گل می‌کند و مخاطب جوان دارد. چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟
چون ذائقه عمومی عوض شده است؛ نه‌فقط در مداحی، در کل موسیقی و فرهنگ شنیداری مردم. شما امروز حتی در موسیقی سنتی هم می‌بینید فرم اجرا‌ها تغییر کرده است. نسل جوان دیگر مثل گذشته ۴۰ دقیقه آواز کلاسیک گوش نمی‌دهد. حتی خوانندگان جدی‌تر هم زبان و فرم‌شان را به مخاطب امروز نزدیک‌تر کرده‌اند. امروز شاید کمتر کسی آثار مرحوم استاد شجریان را گوش بدهد، ولی همچنان همایون شجریان و علیرضا قربانی شنونده دارد چراکه آنها هم خودشان را به‌روز کرده‌اند. 
در مداحی هم همین اتفاق افتاده است. یک زمانی مردم با یک نوع واحدخوانی یا یک جنس روضه ارتباط می‌گرفتند، اما امروز مخاطب به صدا‌های شلوغ‌تر، ریتم‌های متفاوت‌تر و ضرباهنگ سریع‌تر عادت کرده است. سرعت زندگی وارد مداحی هم شده. مخاطبی که در چند ثانیه در فضای مجازی از یک محتوا به محتوای دیگر می‌رود، در هیات هم حوصله‌اش مثل قبل نیست. این واقعیت را باید دید.
اما دیدن این واقعیت به معنی تسلیم‌شدن در برابر سلیقه نازل نیست. ما باید ذائقه مخاطب را هم در نظر بگیریم و هم برای ساختن آن تلاش کنیم. من نمی‌گویم مخاطب مهم نیست؛ اتفاقا خیلی مهم است. اما نمی‌شود فقط پسند مخاطب را دید و اندیشه را کنار گذاشت.
 
یعنی باید بین فرم جذاب و اندیشه پلی زد؟
دقیقا. کاری که من تلاش می‌کنم انجام بدهم همین است. از یک طرف مخاطب امروز را می‌بینم و از طرف دیگر نمی‌خواهم از اندیشه و محتوای کار دست بکشم. مثلا درباره واحدخوانی، من عاشق واحدم و دوست دارم واحد بخوانم، اما می‌دانم مخاطب امروز اگر بعد از روضه وارد یک فضای خیلی کند و طولانی شود، ممکن است خسته شود. پس باید فکر کرد که چطور همان ظرفیت سنتی را با فرم قابل‌شنیدن امروز عرضه کنیم.
چند سال پیش با یکی از دوستان عزیزم صحبت می‌کردم و می‌گفتم اگر قرار است ذکری خوانده شود، باید ضرب آن را طوری تنظیم کنیم که مخاطب همراه شود. در گذشته پشت همین واحدخوانی یک دانش خوابیده بود؛ این‌که بعد از روضه بدن مخاطب باید حرکت کند، دست‌ها بالا بیاید، سینه‌زنی شکل بگیرد و خستگی شنیدن روضه تبدیل به مشارکت جمعی شود. اینها همه دانش مجلس‌داری بود. امروز هم باید همان دانش را با زبان زمانه بازخوانی کرد.
 
شما گفتید مخاطب گاهی مداح را مجبور می‌کند فرم خود را تغییر بدهد. این اتفاق برای خودتان هم افتاده است؟
بله. یادم هست سال ۹۶ حسینیه‌ای در بلوار ابوذر غربی، حوالی آیت‌الله کاشانی داشتیم. من کنار بزرگانی مثل حاج‌سیدمجید بنی‌فاطمه رشد کرده بودم و خیلی از نگاه و تفکرم از همان فضا می‌آمد. آن‌زمان در فضای شورخوانی خیلی محتاط بودم. اما می‌دیدم در نزدیکی ما جلسه‌ای هست که جوان‌ها خیلی به آن اقبال نشان می‌دهند. با خودم گفتم پس حتما در کار ما یک خلأ وجود دارد.
رفتم فکر کردم و شروع کردم به تجربه و مورد استقبال زیادی هم واقع شد. درحقیقت مخاطب مرا به سمت این‌که فرم تازه‌تری را امتحان کنم، هل داد. این را باید پذیرفت. امروز اگر به پلی‌لیست محرم جوان‌ها نگاه کنید، می‌بینید ترکیبی از مداحان مختلف است؛ هم کسانی که ریشه‌دار و سنتی‌اند و هم کسانی که فرم‌های تازه‌تری دارند. مخاطب همه اینها را کنار هم می‌خواهد.
من همیشه مثالی می‌زنم. سفره فقط کباب نیست. برنج، ماست، زیتون، قاشق، ظرف و همه چیز‌های دیگر هم لازم است. هیات هم همین است. نمی‌شود فقط یک نوع محتوا داشت و گفت همین کافی است. روضه جای خودش را دارد، واحد جای خودش را دارد، شور هم جای خودش را دارد. مسأله این است که هرکدام درست، با فکر و در جای خود استفاده شود.
 
در کنار فرم، بحث شعر هم خیلی مهم است. بسیاری از شعر‌هایی که امروز در هیات‌ها خوانده می‌شود، از نظر ادبی و هنری ضعیف است. شعر پایه مهمی در موسیقی مذهبی و مداحی است. اگر این پایه سست شود، کل بنا آسیب می‌بیند. شما که سابقه شعری دارید، این وضعیت را چطور می‌بینید؟
کاملا قبول دارم. اما این موضوع اول از همه به خواست و انتخاب کسی برمی‌گردد که می‌خواند. مداح باید بخواهد شعر خوب بخواند.
یک خاطره بگویم. یکی از دوستان مداحم که امروز رفاقت نزدیکی هم با هم داریم، زمانی شعری خواند که یک تعبیرش برای من خیلی سنگین و غیرقابل قبول بود. من معمولا اهل هیاهو و دعوای مجازی نیستم، اما آنجا احساس کردم باید نقد کنم. انتقاد خودم را استوری کردم و بعدا آن دوست عزیز بها من تماس گرفت و حرفی خیلی منطقی زد. گفت تو که می‌گویی شعر خوب بخوانم، خودت شعر خوب بده تا بخوانم. از آنجا همکاری ما شروع شد و برای محرم‌های بعدی بخشی از کارهایش از فیلتری جدی‌تر عبور کرد.
پس راه اصلاح فقط دعوا نیست. باید شعر خوب تولید کرد، به مداح رساند و با او همکار داشت. اگر مداح بداند شعر قوی هم می‌تواند مخاطب داشته باشد، حتما استقبال می‌کند. البته خود من هم ادعا ندارم هرچه نوشته‌ام عالی بوده، اما تلاش کرده‌ام شعر از یک حداقل اندیشه و سلامت عبور کند.
 
شما خودتان هم گاهی بابت بعضی کار‌ها با واکنش‌های تند مواجه شده‌اید. این نقد‌ها چقدر روی شما اثر می‌گذارد؟
واکنش مردم برای من همیشه مهم بوده، اما آدم نباید اسیر موج‌ها شود. یک بار کاری برای حضرت صدیقه طاهره (س) منتشر شد و در کمتر از ۴۸ ساعت خیلی مورد استقبال قرار گرفت. بسیاری از مداحان سنتی هم تماس گرفتند و تعریف کردند. همان مردم به من محبت کردند و گفتند اتفاق تازه‌ای افتاده است. چند ماه بعد، برای کاری دیگر، همان فضا تبدیل شد به توهین و حمله. حتی در پیام‌های خصوصی می‌دیدم کسی قبلا برای یک اثر از من تعریف کرده، حالا برای اثر دیگر تندترین حرف‌ها را می‌زند.
من سعی می‌کنم اینها را این‌طور ببینم که همه رفقای امام‌حسین (ع) هستند. کسی که از سر دلسوزی نقد می‌کند، حتی اگر لحنش تند باشد، برای من دشمن نیست. ممکن است از کاری خوشش نیامده باشد. من باید بشنوم، فکر کنم و اگر نقد درست است اصلاح نمایم. اما نمی‌شود با هر موجی مسیر را عوض کرد.
 
شما در فضای مجازی، به‌خصوص یوتیوب و اینستاگرام، مخاطبان زیادی دارید. این فضا چقدر کمک کرده موسیقی مذهبی و مداحی ایرانی به مخاطب غیرایرانی برسد؟
هرچه هست لطف امام حسین (ع) است و من فقط بهره‌اش را می‌برم. اما بله، فضای مجازی این امکان را ایجاد کرده است. به نظرم یوتیوب از اینستاگرام بین‌المللی‌تر است. اینستاگرام در ایران خیلی پررنگ است، اما یوتیوب در سطح جهان بستر جدی‌تری است. البته در ایران به دلایل مختلف، از فیلترینگ تا مسأله درآمدزایی، رشد یوتیوب سخت‌تر بوده است.
درحال‌حاضر بخشی از مخاطبان یوتیوب ما غیرایرانی‌اند و برای خودم جالب است که نیمی از دنبال‌کننده‌های صفحه یوتیوب من از هند هستند و در هند بعضی از کارهایم خیلی دیده شده است. در عراق هم وقتی می‌رویم، گاهی پاکستانی‌ها و هندی‌ها بیشتر از ایرانی‌ها به ما ابراز محبت می‌کنند. این نشان می‌دهد موسیقی مذهبی ایرانی ظرفیت صادرات فرهنگی دارد.
وقتی یک مداح ایرانی عبارتی مثل «منم غلام حضرت» یا «لیلی منی» را می‌خواند و بعد در کشور دیگری بازخوانی می‌شود، نه‌تنها یک ملودی، که یک فرهنگ عاطفی منتقل شده است. ما ایرانی‌ها در بیان محبت خیلی صریح و عاطفی هستیم. می‌گوییم دورت بگردم، قربانت بروم، فدایت شوم. این زبان محبت وقتی وارد مداحی می‌شود، برای مخاطب غیرایرانی هم جذاب است.
 
این ظرفیت در عراق هم دیده می‌شود؟
بله. در عراق دوستانی هستند که کار‌های ایرانی را بازخوانی کرده و با فرهنگ خودشان تطبیق داده‌اند. حتی گاهی پرچم ایران و عراق کنار هم قرار گرفته و این خودش یک دستاورد است. کمترین اثرش این است که بین مردم ایران و عراق حس محبت و اتحاد شکل می‌گیرد. 
 
بازتاب این را در روز‌های سخت و در فضای جنگ هم دیدیم.
من فکر می‌کنم همه ما در آن روز‌ها معجزه دیدیم. واقعا احساس می‌کردیم ماجرا فقط یک تجمع یا یک برنامه معمولی نیست. من خودم با افتخار می‌گویم جانباز جنگ رمضانم. پزشک به من گفته بود به‌هیچ‌وجه نخوان؛ حتی هشدار داد ممکن است برای حنجره‌ام خطر جدی داشته باشد. اما وقتی شرایط آن‌طور شد، دیگر نتوانستم کنار بایستم. آمدیم میدان انقلاب و از همان ساعت‌های اولیه خواندیم.
بعد از چند روز، هم لطف خدا بود و هم همت مردم که فضا شکل‌گرفت. من چند کار هم در همان دوره تولید کردم؛ ازجمله آثاری با مضمون حماسی و انتقام. بعضی کار‌ها را خودم خواندم و بعضی را نوشتم و دوستان دیگر خواندند. به نظرم آن روز‌ها نشان‌داد مداحی فقط برای فضای داخل هیات نیست؛ در بزنگاه‌های اجتماعی و تاریخی هم می‌تواند نقش داشته باشد.
 
در همین فضا، بحث‌هایی درباره مرز موسیقی مذهبی، شور، ریتم و ... مطرح می‌شود. شما این نقد‌ها را چطور پاسخ می‌دهید؟
ببینید، در جنگ دیگر کسی نمی‌گفت چرا این کار ریتم دارد یا چرا فلان جنس خواندن شبیه موسیقی است. همان کاری که قبلا شاید به آن ایراد می‌گرفتند، در فضای حماسی به کار مردم آمد. پس باید پرسید چه چیزی عوض شد، کار عوض شد یا حال ما؟
گاهی می‌گویند با فلان کار تو یک عده رقصیده‌اند. خب اگر کسی بخواهد، ممکن است با هر چیزی رفتار غلطی بکند. مگر می‌شود اصل کار را فقط به‌خاطر سوءاستفاده دیگران محکوم کرد؟ حتی وقتی کاری را در فضای مجازی ریمیکس می‌کنند یا جریان‌های مخالف آن را مورد سوءاستفاده قرار می‌دهند، باید دید نیت و ماهیت کار چه بوده است. من نمی‌توانم به‌خاطر این‌که کسی از یک کار استفاده غلط کرده، اصل ارادت و نام اهل‌بیت (ع) را زیر سؤال ببرم.
برای من مهم این است که در کار، نیت و جهت درست باشد. اگر کسی در یک ریمیکس یا شوخی هم نام امام‌حسن (ع) را به زبان آورده، من از زاویه خودم می‌گویم دستگاه اهل‌بیت (ع) دست‌گیری خودش را دارد. این نگاه البته به معنی بی‌دقتی نیست. مداح باید مراقب باشد، اما نباید همه چیز را با نگاه اتهامی دید.
گاهی همان کسانی که یک روز به کاری ایراد می‌گرفتند، در موقعیت دیگری همان جنس کار را لازم می‌دانند. وقتی یک اثر حماسی در میدان به کار می‌آید، دیگر کمتر کسی می‌پرسد این ریتم دارد یا ندارد. من می‌گویم باید با معیار روشن نقد کنیم، نه با حال لحظه‌ای خودمان.
 
نقش مداحان در تجمعات مردمی و فضای جنگ رمضان را چطور ارزیابی می‌کنید؟
به نظرم مداحان خیلی خوب عمل کردند. نمی‌خواهم بگویم اگر آنها نبودند، ماجرا طور دیگری رقم می‌خورد؛ نه، اصل کار با مردم بود. اما مداحان گل کاشتند. از کوچک تا بزرگ، از کسانی که با هم اختلاف سلیقه داشتیم تا کسانی که همفکر بودیم، همه کف میدان حضور پیدا کردند. من بعضی از همین دوستان را در ایست‌بازرسی‌ها، وسط میدان و کنار پرچم‌گردانی‌ها دیدم. این برای من خیلی ارزشمند بود.
آن شب‌ها میدان انقلاب از اذان مغرب تا چند ساعت بعد از نیمه‌شب زنده بود. البته اوج کار معمولا همان یکی دو ساعتی بود که جمعیت، مداح و فضای حماسی به هم می‌رسیدند. این دیگر صرفا هیات نبود؛ یک اتفاق اجتماعی بود. مردم می‌آمدند، می‌ماندند، همراهی می‌کردند و حتی وقتی برنامه تمام می‌شد، باز معلوم بود یک چیزی در میدان جریان دارد.
 
در این سال‌ها رهبر معظم انقلاب هم بار‌ها با مداحان دیدار داشته‌اند و درباره شعر، محتوا و اثرگذاری مداحی نکاتی گفته‌اند. شما از آن جلسات خاطره‌ای دارید؟
من همیشه می‌گفتم خدایا آن روز را نیاورد، اما اگر روزی این مرد از میان ما برود، تازه خیلی‌ها می‌فهمند سیدعلی خامنه‌ای چه کسی بود. مگر می‌شود یک انسان در این همه حوزه صاحب‌نظر باشد؟ از شعر و رمان تا پزشکی، کارگری، مداحی و مسائل اجتماعی. آدم حیرت می‌کند که با این همه مشغله، چطور این‌قدر می‌خوانند و می‌دانند.
من سال‌ها در جلسات ولادت حضرت‌زهرا (س) توفیق داشتم خدمت ایشان مشرف شوم. همیشه دیدن آقا برای ما حال دیگری داشت. بعد از آقای حسین طاهری، از اولین مداحان جوانی بودم که در بیت خواندم. سال ۱۴۰۱، در اوج مسائل مربوط به حوادث آن سال، روز دانش‌آموز خدمت آقا رسیدیم. فضای جلسه هنوز کمی متأثر از محدودیت‌های کرونا بود و خیلی اجازه نزدیک‌شدن نمی‌دادند، اما همان دیدار برای من بسیار شیرین بود.
قبل از آمدن آقا با بچه‌ها تمرین کرده بودیم. وقتی ایشان وارد شدند، من واقعا حال خودم را از دست دادم. سلام کردم، آقا جواب دادند. من هم خیلی ساده گفتم: آقا، من خیلی شما را دوست دارم. ایشان لبخند زدند و گفتند بفرمایید شروع کنید. ما هم خواندیم. آن‌روز برای من در کارنامه زندگی‌ام یک روز درخشان است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۲ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها