این اقدام جنایتکارانه نشان داد اسرائیل نمیخواهد به قاعدهای که نتیجه آن خط آرامش در دو سوی فلسطین و لبنان است یا قاعدهای که نتیجه آن خط آرامش در دو سوی جبهه آمریکایی و اسرائیلی و جبهه مقاومت است، تن دهد. بنابراین واضح است هر خطی که درواقع یا حتی در ظاهر مبتنی بر رفع یا کاهش تنش باشد خواه در قالب مذاکرات اسلامآباد و خواه در قالب مذاکرات واشنگتن، جواب نمیدهد و باید کنار گذاشته شوند. کما اینکه در عمل موضوعیت خود را از دست دادهاند. کنار رفتن خط کاهش تنش چندان به نفع اسرائیل هم نیست چراکه از یکسو اولویت راهکار مقاومت را تداعی میکند و از سوی دیگر همگرایی حول محور مهار اسرائیل را در منطقه شکل میدهد. این اقدامات سبب کاهش فشار داخلی و منطقهای روی حزبالله میشود و انزوای رژیم اسرائیل را عمق بیشتری میبخشد کما اینکه در سطح جهانی نیز همین اثر را دارد. دیروز در حالی که خبرها در اطراف توافق ایران و آمریکا رسانههای جهان را پر کرده بود، حمله رژیم به بیروت، بمبی برای به بنبست کشاندن تلاشها برای کاهش تنش در غرب آسیا ارزیابی شد و این به نفع رژیم در بحران اسرائیل نیست. کما اینکه به ضرر آمریکا هم تمام شد. پس از اقدام دیروز علیه بیروت، انگشتها به سمت واشنگتن چرخید و مقامات آن متهم به ریاکاری و خیانت در روند سیاسی شدند. رژیم اسرائیل با یک هدف ترکیبی به بیروت حمله کرد و از میان برداشتن چند مقام در حزبالله فقط یکی از آنها بود که ردیف اول اهداف هم نبود. اسرائیل تلاش کرد تا قاعده جمهوری اسلامی که یک هفته پیش با تهاجم به شش نقطه در بخشهای شمالی و مرکزی سرزمینهای اشغالی متولد شد را با زیر پا گذاشتن خط قرمز سپاه پاسداران پایان یافته معرفی کند. همان زمان که حمله با اقدام اول و آخر عملیاتی ایران صورت گرفت، برخی رسانههای رژیم نوشتند ترامپ به نتانیاهو گفته فقط چند روز صبر کند و این به معنای شراکت او در اقدام تروریستی اسرائیل است که در قالب عملیات ویژه به اجرا گذاشته شد. رژیم اسرائیل برای آنکه با پاسخ ایران مواجه نشود، ابتدا از واژه عملیات به جای جنگ استفاده کرد یعنی خواست بگوید این اقدامی با نتیجه نقض آتشبس نیست و سپس ایران را تهدید کرد که در صورت دست زدن به تهاجمی جدید علیه اسرائیل، با زده شدن زیرساختهای غیرنظامی خود مواجه میشود. خود این نشان میدهد در ارزیابی دستگاه نظامی و امنیتی اسرائیل، پاسخ سنگین جمهوری اسلامی قطعی ارزیابی شده و اسرائیل از آن هراس دارد. حسب بیانیه چند روز پیش قرارگاه خاتمالانبیا، برای جمهوری اسلامی تفاوتی در واژگان جنگ و عملیات و عملیات ویژه نیست. خود جنگ همه این واژگان را در خود جای داده و هیچ جنگی بدون آنها معنا ندارد. پس ایران خط کشی نخواهد کرد. تهدید به زدن زیر ساخت هم که اسرائیل آن را سپری در مقابل عملیات ویژه خود تخیل کرده کارایی ندارد چراکه این شمشیری دو لبه است و از قضا آسیبهای آن بیشتر به سمت اسرائیل سر ریز میکند؛ اگر زدن همه زیرساختهای غیرنظامی ایران چندین ماه زمان لازم داشته باشد، زدن همه زیرساختهای غیرنظامی اسرائیل تنها چند ساعت زمان لازم دارد و باز این در حالی است که وابستگی رژیم به زیرساختهایی مثل آب، برق و گاز خیلی بیشتر از وابستگی ایران به این موارد است. ایران به لبنان و حزبالله مقتدر آن تعهد دارد. لبنان از حیث فرهنگی در جایگاه مادر ایران نشسته، چراکه جاده گسترش تشیع در ایران از مدارس علما در جبلعامل و جبلالصافی شروع شده و پایش آن هم به دست همینها صورت گرفته است. حزبالله که از دامان همین مدارس جبلعامل برخاسته، امروز سپر مستحکم اسلام در منطقه درمقابل غرب متجاوز و سفاک است. بله ایران و لبنان جسم و جان هم هستند.