آنچه بیش از همه توجه این سه مهمان چینی را جلب کرد، نه صرفاً آثار جنگ، بلکه واکنش جامعه ایرانی به آن بود؛ واکنشی که به گفته آنها در هیچیک از روایتهای رسانههای غربی دیده نمیشود.
شبی که میدان انقلاب آنها را شگفتزده کرد
برنامه اصلی این هیئت رسانهای، حضور در تجمعات مردمی میدان انقلاب تهران همزمان با آغاز عملیات نصر ایران علیه رژیم صهیونیستی بود؛ اجتماعاتی که نزدیک به یکصد شب است در حراست از انقلاب اسلامی و ایران در برابر تجاوز دشمن برگزار میشود.
اما نکته جالب این بود که خود اینفلوئنسرهای چینی اصرار داشتند پیش از آغاز رسمی مراسم در محل حاضر شوند. آنها از زمان اذان مغرب در میدان انقلاب مستقر شدند؛ زمانی که هنوز جمعیت چندانی در میدان دیده نمیشد. هدفشان این بود که روند شکلگیری تجمع را از ابتدا مشاهده کنند.
آنچه در ادامه رخ داد، به گفته آنها یکی از شگفتیهای این سفر بود. در فاصلهای کوتاه، میدان انقلاب مملو از جمعیتی شد که بدون فراخوانهای رسمی و صرفاً با انگیزههای مردمی گرد هم آمده بودند. آنها تا حوالی نیمهشب در میدان حضور داشتند، با مردم گفتوگو کردند، از موکبهای مردمی تصویر گرفتند و حتی روی سن برنامه حاضر شدند تا از نزدیک فضای مراسم را ثبت کنند.
بیش از هر چیز، استمرار این تجمعات برای آنان شگفتآور بود؛ اینکه نزدیک به صد شب متوالی، مردم داوطلبانه در چنین برنامهای شرکت میکنند و شبکهای از موکبها و فعالیتهای مردمی، بدون ساختارهای رسمی، این فضا را زنده نگه داشته است.
«جنگ، ایرانیان را متحدتر کرده است»
بازتاب این مشاهدات تنها به میدان انقلاب محدود نماند. یکی از اینفلوئنسرهای چینی در صفحه شخصی خود که مخاطبان گستردهای در چین دارد، روایت خود از گفتوگو با شهروندان ایرانی را منتشر کرد؛ روایتی که با استقبال قابل توجه کاربران چینی مواجه شد.
او نوشت: «دیشب در میدان انقلاب تهران با شهروندان ایرانی که در تجمعی مسالمتآمیز شرکت کرده بودند گفتوگو کردیم. مردم ایران عمدتاً سه دیدگاه مشترک داشتند.»
به گفته او «جنگ، به جای ایجاد شکاف، موجب افزایش همبستگی ملی در ایران شده است.»
او مینویسد: «هرچند افراد درباره مسائل مختلف دیدگاهها و مطالبات متفاوتی دارند، اما در قبال تهدیدهای خارجی، بهویژه از سوی آمریکا و اسرائیل، نوعی وحدت نظر میان آنان مشاهده میشود.»

دومین نکتهای که در این روایت برجسته شده، نگاه ایرانیان به مفهوم صلح است. به گفته این اینفلوئنسر، ایرانیها به درستی معتقدند «صلح پایدار تنها زمانی به دست میآید که کشور توان دفاع از خود را داشته باشد.»
و سومین برداشت او، آمادگی مردم برای دفاع از سرزمینشان بود؛ اینکه تهدید و ارعاب نمیتواند اراده ایرانیان را در دفاع از کشورشان تضعیف کند.
جالب آنکه همزمان با حضور این افراد در میانه جمعیت، ناگهان خبر حمله موشکی ایران به سرزمینهای اشغالی با هیجان و شور غیرقابل توصیف مردم منتشر شد و همین حیرت چینیها را از این روحیه مردمی دوچندان کرد.
پاستور؛ وقتی جنگ به علم حمله میکند
صبح روز بعد، این هیئت رسانهای چینی از بخشهای آسیبدیده انستیتو پاستور ایران بازدید کرد؛ مرکزی که در جریان حملات اخیر مورد اصابت قرار گرفته بود.
به گفته همراهان این سفر، واکنش اینفلوئنسرهای چینی در این بازدید کاملاً متفاوت از یک نگاه صرفاً سیاسی بود. آنها خسارت وارد شده به این مجموعه را تنها یک آسیب ملی برای ایران تلقی نمیکردند، بلکه آن را ضربهای به جامعه علمی جهانی میدانستند.
از نگاه آنان، مراکز پژوهشی و علمی فراتر از مرزهای سیاسی عمل میکنند و آسیب دیدن چنین مجموعههایی به معنای لطمه خوردن به روند تولید دانش و پژوهش در سطح بینالمللی است.
این مهمانان بارها در طول بازدید خود این پرسش را مطرح کردند که چگونه حتی در شرایط جنگ نیز مراکز علمی و پژوهشی میتوانند هدف حمله قرار گیرند؛ موضوعی که از نگاه آنها با اصول پذیرفتهشده بینالمللی و حتی قواعد متعارف جنگ فاصله دارد.
دانشگاه شریف؛ آوارهایی که کلاس درس را متوقف نکرد
شاید تأثیرگذارترین بخش این سفر، حضور در دانشگاه صنعتی شریف بود.
در این بازدید، آنها با استادی گفتوگو کردند که پس از حملات اخیر، کلاس درس خود را در همان فضای آسیبدیده و در کنار آوارهای به جا مانده برگزار کرده بود؛ تصویری که به سرعت توجه هیئت چینی را به خود جلب کرد.
اما برداشت آنها از ماجرا، صرفاً محدود به خسارت وارد شده به یک دانشگاه ایرانی نبود.

به اعتقاد این اینفلوئنسرها، حمله به دانشگاه صنعتی شریف را نمیتوان صرفاً حمله به یک مرکز آموزشی در ایران دانست. آنها تأکید داشتند که فارغالتحصیلان شریف در بسیاری از مراکز علمی و فناوری جهان حضور دارند، پژوهشهای این دانشگاه در معتبرترین مجلات علمی منتشر میشود و دستاوردهای آن مورد استفاده جامعه علمی بینالمللی قرار میگیرد.
از همین رو، در نگاه آنان، هدف قرار دادن چنین نهادی در واقع آسیبی فراتر از مرزهای ایران است؛ خسارتی که متوجه کل جامعه علمی جهان میشود.
روایتی فراتر از مرزهای ایران
شاید مهمترین ویژگی روایت این سه اینفلوئنسر چینی، نگاه فراملی آنها به وقایع اخیر باشد. در حالی که بسیاری از تحلیلها در چارچوب رقابتهای سیاسی و ژئوپلیتیکی باقی میمانند، آنان تلاش کردند آثار انسانی، اجتماعی و علمی جنگ را برجسته کنند.
از میدان انقلاب و جمعیتی که هر شب گرد هم میآیند، تا پژوهشگرانی که در پاستور به فعالیت علمی ادامه میدهند و استادانی که حتی میان خرابهها کلاس درس خود را تعطیل نمیکنند؛ تصویری که این رسانهایهای چینی از ایران به مخاطبان خود منتقل کردند، تصویری از جامعهای بود که تلاش میکند در برابر فشارها، انسجام اجتماعی، فعالیت علمی و حیات فرهنگی خود را حفظ کند.
روایتی که حالا میلیونها کاربر چینی آن را میبینند؛ روایتی از ایرانی که نه فقط در میدان نبرد، بلکه در میدان علم، فرهنگ و زندگی روزمره نیز در حال مقاومت است.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)