این ضرورت در مورد زبان عبری اهمیتی ویژه دارد؛ بهویژه در شرایطی که رژیمصهیونیستی با اقدامات خود، امنیت منطقه را درگیر تنشهای مستمر کرده و همزمان تلاش میکند روایت مسلط از این تحولات را در رسانههای عبریزبان شکل دهد.
در چنین فضایی، راهاندازی سرویس عبری پرستیوی از آذر ۱۴۰۴ را میتوان تلاشی برای ایجاد یک بستر ارتباطی مستقیم با مخاطبان عبریزبان دانست؛ بستری که میکوشد روایت ایران از تحولات منطقه و جهان را بدون واسطه در اختیار افکارعمومی در سرزمینهای اشغالی قرار دهد و میدان روایت را بهطور کامل در اختیار رسانههای صهیونیستی نگذارد. این سرویس با تولید و انتشار ویدئوهای کوتاه، برنامههای تحلیلی و گزارشهای ویژه به زبان عبری فعالیت خود را دنبال میکند.
با توجه به همین اهمیت، در گفتوگویی با احسان فتاحی، سردبیر پرستیوی عبری، به بررسی تجربه روایتسازی در فضای عبریزبان و نقش این سرویس در رقابت رسانهای منطقه پرداختهایم.
عبور از انحصار خبر
احسان فتاحی، سردبیر پرستیوی عبری، درباره خلأیی که راهاندازی یک رسانه عبریزبان در میانه جنگ روایتهای موجود پر میکند، به جامجم گفت: «پرستیوی عبری» را باید اقدامی حرفهای، منسجم و سازمانیافته از سوی جمهوری اسلامی ایران در عرصه خبررسانی به زبان عبری دانست. مهمترین خلأیی که این رسانه پر میکند، ارائه روایت ایران از تحولات جهانی به مخاطب عبریزبان است؛ مخاطبی که در سالهای طولانی، عمدتا فقط در معرض منابع خبری مستقر در سرزمینهای اشغالی بوده و این منابع نیز عموما همسو با روایت رسمی رژیم اسرائیل عمل کردهاند. در چنین شرایطی، بهویژه با توجه به تشدید تنشهای ایران و اسرائیل در سالهای اخیر، نیاز به رسانهای که بتواند تصویری متفاوت، مستند و مستقیم از مواضع ایران در اختیار این مخاطب قرار دهد، بیش از گذشته احساس میشد. بنابراین، هدف نخست و اساسی پرستیوی عبری گشودن یک روزنه برای انتقال تصویر حقیقی مواضع ایران به مخاطب عبریزبان است و در دل همین هدف، بهطور طبیعی تلاش برای بهچالشکشیدن و شکستن انحصار روایی رسانههای رسمی اسرائیل نیز قرار دارد.
فتاحی با اشاره به احتمال بیاعتمادی اولیه مخاطب عبریزبان نسبت به یک رسانه ایرانی ادامه داد: ما در پرستیوی عبری پیش از هر چیز خود را یک رسانه خبری میدانیم و به همین دلیل، راهبرد اصلیمان تکیه بر اصول حرفهای روزنامهنگاری است؛ یعنی انتشار اخبار مستند، دقیق، قابل ارجاع و تأییدشده. در برخورد نخست مخاطب عبریزبان با یک رسانه ایرانی، طبیعی است که با بدبینی یا سوءظن مواجه شود؛ اما تجربه نشان داده حقیقتی که قابلیت راستیآزمایی داشته باشد، بهتدریج میتواند این فاصله ذهنی را کاهش دهد.
اعتماد در چنین فضایی یکباره شکل نمیگیرد، بلکه محصول استمرار در صداقت خبری، پرهیز از تحریف، دوری از اغراق و پایبندی به استانداردهای حرفهای است. بر همین اساس، رسالت حقیقتگویی و پرهیز از بزرگنمایی، برای ما فقط یک اصل اخلاقی نیست، بلکه پایه اصلی اعتمادآفرینی و اعتبار رسانهای است و پرستیوی عبری از همین مسیر وارد گفتوگو با مخاطب خود میشود.
معادله اثرگذاری در فضای عبری
این مسئول رسانهای با تأکید بر تجربه میدانی این مجموعه در پوشش تحولات اخیر عنوان کرد: براساس تجربهای که از رصد و انتشار محتوا برای مخاطب عبریزبان بهدستآمده، یک ترکیب متوازن از خبر فوری، تحلیل عمیق، افشای تناقضهای رسانههای اسرائیلی، روایتهای میدانی و همچنین محتوایی که بر قدرت و منطق بازدارندگی ایران تأکید میکند، بیشترین اثرگذاری را داشته است. درواقع، هیچکدام از این قالبها بهتنهایی پاسخگوی همه نیازهای این مخاطب نیستند و آنچه مؤثر واقع میشود، چینشی هوشمندانه و متعادل از این عناصر است. درعینحال، باید در نظر داشت که مخاطب عبریزبان طی سالها در معرض روایتهای یکسویه و جهتدار قرار گرفته و بههمیندلیل، در برابر هر محتوای مرتبط با ایران یک گارد ذهنی نسبتا مستحکم دارد. از این رو، تغییر نگرش در چنین فضایی نه سریع اتفاق میافتد و نه با یک موج مقطعی از محتوا؛ بلکه نیازمند روندی تدریجی، مرحلهبهمرحله، حسابشده و مبتنی بر صبوری راهبردی است. تداوم ارتباط و حفظ پیوستگی در انتشار محتوا، در این فرآیند نقش تعیینکننده دارد.
وی در توضیح حذف مکرر صفحات و کانالهای عبریزبان خاطرنشان کرد: محدودیت آزادی بیان در شبکههای اجتماعی، مسأله تازهای نیست و آنچه امروز در قبال صفحات عبریزبان مشاهده میشود، بیش از آنکه صرفا ناشی از سازوکارهای فنی یا مقررات شکلی پلتفرمها باشد، ریشه در ناهمسویی محتوای این صفحات با ذائقه و جهتگیری گردانندگان این بسترها دارد. در عمل، مقررات موجود در بسیاری از موارد به ابزاری برای خاموشکردن صداهای مخالف یا روایتهای جایگزین تبدیل شدهاند. این حساسیت در قبال زبان عبری، بهویژه وقتی روایت منتشرشده با روایت رسمی رژیم اسرائیل همسو نباشد، مضاعف میشود. در برخی موارد حتی رعایت کامل ضوابط نیز مانع از بستهشدن خودسرانه و فراقانونی صفحات نمیشود. بنابراین، آنچه در عمل دیده میشود، فقط یک مسأله فنی نیست، بلکه نوعی مواجهه هدفمند برای حفظ انحصار محتوای عبری در اختیار رژیم اسرائیل است. این وضعیت، تصویر نسبتا روشنی از آزادی بیان گزینشی در سکوهای بینالمللی به دست میدهد؛ آزادی بیانی که تا زمانی پذیرفته میشود که با چارچوبهای مسلط تعارض پیدا نکند.
موفقیت در آینه حذفها
فتاحی درباره اینکه حذفشدنهای پیاپی تا چه حد میتواند نشانه اثرگذاری یک صفحه رسانهای باشد، گفت: حذف مکرر یک صفحه در فضای رسانهای را میتوان دلیلی جدی از اثرگذاری آن دانست. معمولا زمانی که یک رسانه به سطحی از نفوذ میرسد که برای ساختار روایی مسلط بهعنوان یک تهدید تلقی میشود، یکی از نخستین واکنشها محدودسازی یا بستن صفحه آن در بسترهای مجازی است. به این معنا، حذفشدن نهتنها لزوما نشانه ضعف نیست، بلکه در بسیاری موارد میتواند نشانه دیدهشدن و اثرگذاری باشد. بااینحال، موفقیت در این فضا فقط با یک شاخص سنجیده نمیشود. تعداد مخاطب، میزان بازنشر محتوا، واکنشهای موافق و مخالف، حذفهای پیدرپی و حتی تغییری که در دستورکار رسانهای طرف مقابل ایجاد میشود، همه در کنار هم شاخصهای معتبر سنجش موفقیت هستند. بستهشدن یک صفحه را هم باید در همین چارچوب دید؛ یعنی تلاشی برای مهار یا کاهش اثرگذاری روزافزون یک رسانه.
سردبیر پرستیوی عبری با اشاره به چالش اصلی فعالیت در این فضا عنوان کرد: رسانههای جایگزین و غیرجریاناصلی، مانند پرستیوی، همواره با خطر محدودیت و حذف مواجهند. در چنین شرایطی، مهمترین اصل برای بقا و اثرگذاری، «برندسازی» است. یعنی رسانه باید بهگونهای هویت پیدا کند که مخاطب، حتی اگر یک صفحه بسته شد، خود به دنبال آن رسانه بگردد و آن را در بسترهای دیگر پیدا و پیگیری کند. بههمیندلیل، گرچه حفظ تداوم حضور در پلتفرمها اهمیت زیادی دارد، اما این مسأله بهتنهایی کافی نیست. ما در مرحله کنونی بیش از هر چیز بر تثبیت هویت پرستیوی عبری بهعنوان یک رسانه عبریزبان متمرکز هستیم؛ رسانهای که مخاطب بداند صرفا یک صفحه در یک شبکه اجتماعی نیست، بلکه یک شبکه خبری با اصالت، استمرار و قابلیت بازتولید حضور در بسترهای مختلف است. اگر این هویت بهدرستی شکل بگیرد، ارتباط رسانه با مخاطب حتی در صورت حذفهای مکرر نیز حفظ خواهد شد.
وی درباره جمعبندی دستاورد اصلی پرستیوی عبری در پوشش اتفاقات اخیر خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه پرستیوی عبری هنوز در مراحل نخستین فعالیت خود قرار دارد و بخش عمده حضورش نیز فعلا در بستر شبکههای اجتماعی تعریف میشود، دستاورد اصلی آن را باید در ترکیبی از دو محور دید: نخست، موفقیت نسبی در شکستن انحصار روایت و دوم، تثبیت حضور رسانهای ایران در فضای عبری. ما هنوز در مرحلهای هستیم که برندسازی، ایجاد وحدت رویه شکلی و محتوایی و تثبیت هویت رسانه در ذهن مخاطب اهمیت ویژهای دارد. هدف این است که مخاطب، پرستیوی عبری را نه یک صفحه زودگذر و وابسته به یک پلتفرم خاص، بلکه یک شبکه خبری مستقل، مداوم و پایدار بشناسد؛ شبکهای که موجودیت آن فراتر از بودن یا نبودن در یک بستر مشخص معنا پیدا میکند. از این منظر، اگرچه ایجاد تردید در مخاطب نسبت به روایت رسمی اسرائیل نیز اهمیت دارد، اما در جمعبندی کلی میتوان گفت دستاورد اصلی، شکستن نسبی انحصار روایت و همزمان تثبیت حضور رسانهای ایران در فضای عبری بوده است.