به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از پاییز سال ۱۳۹۵ و با گزارش ناپدید شدن مرد تبعه افغانستان در دستور کار پلیس قرار گرفت. این زن در شکایت خود به ماموران گفت: یک سال قبل با شوهرم ازدواج کرده و به ایران آمدیم. او به عنوان کارگر در یک ساختمان نیمهساز کار میکرد. دو روز قبل از خانه بیرون رفت تا به محل کارش برود، اما دیگر بازنگشت. ابتدا تصور کردم کارش در ساختمان زیاد شده، اما بعد از دو روز، نگران شدم. امروز به محل کارش رفته و متوجه شدم او در این چند روز به محل کارش هم نرفته است. به همین خاطر تصمیم گرفتم شکایتی مطرح کنم.
در ادامه ماموران تحقیقات خود را آغاز کرده و دریافتند که این زن و مرد اختلافاتی با هم داشتهاند. به همین خاطر از زن ۱۸ ساله تحقیق کردند که او مدعی شد؛ من در سن کم و بدون علاقه قلبی با نعمت ازدواج کردم. به همین خاطر چند باری با هم درگیر شدیم و خیلی زود آشتی کردیم؛ البته این دعواها قدیمی بود.
چند روز بعد از این شکایت، مردی در تماس با پلیس از کشف جسدی در حاشیه جاده تهران – قم خبر داد. ماموران در محل کشف جسد حاضر شده و با پیکر مرد ناشناسی روبهرو شدند که بعد از قتل با اسید سوزانده شده بود. مردی که جسد را پیدا کرده بود در تحقیقات گفت: برای استراحت کنار جاده توقف کردم که با جسد سوخته روبهرو شدم و وحشتزده با پلیس تماس گرفتم. جسد ین مرد به پزشکیقانونی منتقل شد و با انجام آزمایش دیانای و بررسی در بانک افراد فقدانی، هویتش شناسایی شد. جسد متعلق به نعمت، مرد افغان بود.
با افشای قتل این مرد، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازهای شد و کارآگاهان تحقیقات را بر روی رویا، همسرش متمرکز کرده و متوجه ارتباط پنهانی او با پسر ۲۴ ساله ایرانی شدند. به این ترتیب رویا بازداشت شد و در تحقیقات گفت: هیچ علاقهای به نعمت نداشتم و با اصرار خانواده با او ازدواج کردم. ما اختلاف سنی زیادی داشتیم و همین باعث شد نتوانیم بعد از ازدواج هم به آرامش برسیم. او اجازه نمیداد از خانه بیرون بروم و همین باعث شد برای اینکه حوصلهام سر نرود، تمام وقتم را در شبکههای اجتماعی بگذرانم. در آنجا با پسری ایرانی به نام داریوش آشنا شدم. اوایل با هم چت میکردیم و وقتی به خودم آمدم، عاشقش شده بودم. او به درددلهایم گوش میداد و سعی میکرد به من امید بدهد. رابطهمان ادامه داشت تا اینکه چند باری همدیگر را دیدیم و از بدرفتاریهای شوهرم به او گفتم. قرار شد داریوش او را تهدید کند تا مرا طلاق دهد و بتوانم با او ازدواج کنم. روز حادثه همسرم را با خود برد و دیگر نعمت برنگشت. سراغش را از داریوش گرفتم که مدعی شد کاری با شوهرم کرده که او به افغانستان برود. وقتی فهمیدم شوهر کشته شده، شوکه شدم. باورم نمیشد او نعمت را کشته است.
پس از این اعترافات، داریوش دستگیر شد و در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت: رویا همیشه از بدرفتاریهای شوهرش گلایه داشت و از من خواست نعمت را بکشم تا با هم ازدواج کنیم. آنقدر اصرار کرد تا قبول کردم. روز حادثه در مسیر نعمت قرار گرفته و با معرفی خود به عنوان مامور، او را سوار ماشین کردم و به بیابانهای جاده قم برده، اول کتکش زدم و بعد خفهاش کردم، سپس روی جسدش اسید ریختم.
پس از تکمیل تحقیقات پرونده این جنایت به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و داریوش توانست رضایت اولیای دم را کسب کند. به این ترتیب دو نفر از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه قرار گرفتند. داریوش در این جلسه گفت: من تحتتاثیر حرفهای رویا دست به این قتل زدم و طبق نقشه او عمل کردم. آن زمان سنم کم بود و دست به این کار زدم.
رویا هم منکر حرفهای داریوش شد و گفت: داریوش قرار بود شوهرم را بترساند و نمیدانستم نقشه قتل او را کشیده است. حتی بعد از ربودن شوهرم با او تماس گرفتم که ادعا کرد نعمت را تهدید کرده تا مرا رها کند و به همین خاطر شوهرم به خانه بازنگشته است.
قضات پس از رسیدگی به این پرونده، وارد شور شده، داریوش را به ۱۰ سال و رویا را به سه سال زندان محکوم کردند.