به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده روز دوم آبان سال ۱۴۰۱، همزمان با شکایت زنی مبنی بر ناپدید شدن شوهر ۷۸ سالهاش در دستور کار پلیس جنایی پایتخت قرار گرفت. با تحقیق از این زن معلوم شد در ساختمانی در محله جمهوری تهران زندگی میکردند و پسر میانسال و عروس خانواده نیز در طبقه دوم همان ساختمان ساکن بودند. چند روز قبل به خانه ویلاییشان در اطراف تهران رفته بودند که شوهرش زودتر بازگشته و در تماس آخر با هم گفته بوده که برای خرید گردو میخواهد به خیابان مولوی برود. بعد از آن دیگر تلفن را پاسخ نداده است. نگران به خانه برگشته و متوجه بههمریختگی وسایل و سرقت پول و گوشی تلفن همراه از آنجا شده است. ماموران از عروس و پسر خانواده نیز تحقیق کردند که آنها مدعی بودند در آن زمان شهرستان بودهاند و بعد از بازگشت، متوجه ناپدید شدن پدر خانواده شدهاند. این در حالی بود که تحقیقات بعدی نشان میداد پسر میانسال با پدرش اختلاف داشته و بارها صدای درگیری و مشاجرهشان را همسایهها شنیدهاند و حتی مغازهای که پدرش به او داده بوده را هم از دست داده است؛ بنابراین این زوج به عنوان مظنون بازداشت شدند و بعد از مدتی پسر میانسال اعتراف کرد با پدرش برسر دریافت ارثیه و پول دعوایشان شده، او را کشته، جسد را با کمک دوستش به اطراف ورامین برده و دفن کرده و همسرش ماجرا را میدانسته، اما فاش نکرده است. در ادامه جسد کشف شد و همدست متهم که در انتقال جسد به وی کمک کرده بود، بازداشت شد. پرونده آنها با صدور جلب به دادرسی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و خواهر سالخورده مقتول، برای برادرزادهاش درخواست قصاص کرد. متهم به قتل در جلسه محاکمه و در تشریح ماجرا گفت: با پدرم اختلاف داشتم. آن شب با همسرم به خانهاش در طبقه اول رفتیم. بعد از آن دوستم فرهاد نیز به ما ملحق شد. با پدرم درگیر شدم. با چوبدستی به جان او افتادم و ضربههایی به او زدم. التماس میکرد رهایش کنم، اما توجهی نکردم و ضربههای بیشتری زدم که فوت شد.
بعد از پایان جلسه دادگاه، پسر مقتول به قصاص و همسر او و دوستش به حبس محکوم شدند. این حکم در شعبه ۴۹ دیوانعالی کشور تایید و برای اجرا به شعبه دوم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال شد و متهم یک گام به مرگ نزدیک شد.
حسین دورودی، قاضی شعبه دوم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: متهم میانسال زیر حکم قصاص بود تا اینکه بعد از گذشت چهار سال از حادثه، با برگزاری جلسه صلح و سازش، خواهر مقتول از خارج به تهران آمد و برادرزادهاش را به شرط دریافت دیه بخشید تا این دیه برای امور خیریه و کمک به یتیمان و نیازمندان
هزینه شود.