تئاتر، زبانِ جهانیِ روح و وجدان بشری است/فقدان بزرگانی چون بهرام بیضایی 

خانه تئاتر در بیانیه ای به مناسبت هفته بزرگداشت تئاتر، با تاکید بر اینکه تئاتر، زبانِ جهانیِ روح و وجدان بشری است یاد و خاطربزرگان از دست رفته عرصه هنرهای نمایشی کشور چون استاد بهرام بیضایی را گرامیداشت. 
کد خبر: ۱۵۵۰۴۱۲

به گزارش جام جم آنلاین از روابط عمومی خانه تئاتر، متنبیانیه خانه تئاتر بدین شرح است:
در ابتدا کلمه بود و جز کلمه هیچ‌نبود. از آن دم که نخستین انسان، در برابرِطوفانِ بودن و شدن ایستاد و با کلامِ خود، معنایِ بقا را فریاد زد و طنین فریادشدر پهنه‌ی بی‌کران هستی پیچید تا بگوید: «من هستم»، نمایش زاده شد؛ نه به عنوان یک سرگرمی و تماشایِ گذرا، بلکه به عنوان تلاشی برایِ یافتنِ حقیقت در میانه‌یِ آشوبِ، به مثابه‌یِ نخستین تلاشِ انسان برایِ درکِ معنایِ بودن.

در این سرزمینِ کهن، نمایش از ابتدا باخون و خاک و اسطوره عجین بوده است. انسان ایرانی خود را در نمایشگانی می‌دید که درآن، مرز میانِ جهانِ زندگان و قلمروِ فرّهی، تنها به اندازه‌یِ یک پرده است. درحماسه‌های پهلوانی، به دنبالِ شکوهِ گمشده‌یِ خویش بود؛ در سوگِ سهراب، در جستجویِ معنایِ رنج بود، در نبرد‌های رستم، به گذر از آزمون‌های اخلاقی می‌اندیشید و درمرگ سیاوش برای پایمردی در حقانیت خون می‌گریست. نمایش در ایران، از طنینِ حماسیِ پهلوانان تا سوگِ سوزناکِ تعزیه‌خوانان، همواره بازخوانیِ نبردِ ابدی میانِ نظمِآسمانی و آشوبِ زمینی بوده است. مردمان ایران با نمایش، سعی داشتند از میانِ ویرانه‌هایِتاریخ، ستون‌هایِ حقیقت را دوباره بنا کنند.

اما این هنر جاودانه، تنها محدود بهمرزهایِ این دیار نیست. زیرا که تئاتر، زبانِ جهانیِ روح و وجدان بشری است؛ زبانی که در آن، هیچ مرزی وجود ندارد. اکنون هنر نمایش، این میراثِ اساطیری، با میراثِ جهانیِ تئاتر در هم تنیده است. ما از تماشایِ تراژدی‌هایِ سوفوکل یاد گرفتیم که تقدیر، چگونه بر سرِ انسانِ شریف فرود می‌آید. با دیدن آثار اوریپید رنجِ انسانی را یافتیم. در درام‌هایِ عظیمِ شکسپیر، پیچیدگیِ روح انسان را کشف کردیم و آموختیم که چگونه کلمات می‌توانند امپراتوری‌ها را ویران کنند و قلب‌ها را به لرزه درآورند.

 ما با نگاهِ تیزِ برشت، صحنه را از یک مکانِ رؤیاپردازی، به میدانِ مبارزه برایِ بیداریِ آگاهی بدل کردیم؛ و با واقع‌گراییِ تلخِ آرتور میلر، آموختیم که قهرمان، لزوماً یک موجودِ فرابشری نیست، بلکه می‌تواند انسانی ساده در میانه‌یِ تلاطمِ یک جامعه‌یِ در حالِ فروپاشی باشد. از نظامِ دقیقِ استانیسلاوسکی و گروتفسکیدر بازیگری تا جادویِ نور و سایه در تئاترهایِ مدرن، تئاتر همواره تلاش کرده استتا آن شکافِ باریک میانِ «آنچه هست» و «آنچه باید باشد» را پر کند. به همین دلیل است که می‌تواند همواره مرزِ میانِ خیال و واقعیت را جابجا کند.  تئاتر، در جوهرِخود «دیالوگ» است. 

تئاتر، هنرِ شنیدن است در جهانی که تنها به فریاد زدن عادت کرده. در دنیایِ امروز، جایی که تفاوت‌هابه شکاف تبدیل شده و گفتگو در انزوایِ خود گرفتار گشته، تئاتر، سفیرِ فرهنگِ اعتدال است. تئاتر به ما می‌آموزد که چگونه در میانه‌یِ تضادها، بنشینیم و گفتگوکنیم؛ چگونه از میانِ تفاوت‌هایِ عمیق، پلی از کلمات برایِ درکِ دیگری بنا کنیم.تئاتر، دیالوگِ میانِ «من» و «تو» است تا به «ما» برسیم.

امسال بزرگداشت صحنه‌یِ نمایش در ایران،با فقدانی عمیق روبروست. خانواده‌ی تئاتر با از دست دادنِ بهرام بیضایی، یکی ازستون‌هایِ بلندِ روایت‌گریِ این سرزمین، به سوگی دراماتیک و اسطوره‌ای نشسته است.او که با قلمِ جادویی‌اش، زبانِ کهنِ اساطیر را به کالبدِ مدرنِ تئاتر دمید؛ او می‌دانستکه چگونه با کلمه، می‌توان بر تقدیرِ شوم پیروز شد و از دلِ تاریک‌ترینِ افسانه‌هاو اسطوره‌ها، نورِ حقیقت را بیرون کشید. بیضایی اکنون به جمع همان اسطوره‌هایی کهخلق کرد، پیوسته است. جای خالیِ او در میانه‌یِ دیالوگ‌هایِ ما، همواره احساس خواهد شد. اما پژواکِ کلماتش، در تاریک‌ترینِ لحظات، همچون فانوسی در میانه‌یِ طوفان، راه را به ما نشان خواهد داد. او رفت، اما روایتِ او، هرگز به پایان نمی‌رسد.

 و اما امروز، در این روزگارِ دشوار وپر هیاهو که تفاوت‌ها به شکاف‌هایِ عمیق بدل شده‌اند. تلاطم‌های بی‌شمار و بی‌امان اجتماعی موجب شده‌اند تا شنیدن، دشوارترین هنرِ ممکن باشد. در زمانی که دیوارها بلندتر از همیشه گشته‌اند و سکوت، به تنها راه گریز و گزیر انسان از حقیقت بدل گشته است، تئاتر دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی برای بقاست. زیرا که تئاتر، هنرِگفتگو است. 

تئاتر، در ذاتِ خود، نوعی مبارزه با تک‌صدایی و در تضاد با انحصارطلبی است. تئاتر به ما می‌آموزد که چگونه در میانه‌یِ تضادها، بنشینیم و با دیگری روبروشویم. تئاتر، سفیرِ فرهنگِ اعتدال است؛ چرا که در صحنه، هیچ صدایی بدونِ شنیده شدنِ دیگری، معنا نمی‌یابد. تئاتر، به ما یاد می‌دهد که چگونه از میانِ لایه‌هایِ دشمنی و سوءتفاهم، پُل‌هایِ گفتگو بنا کنیم.  در دنیایی که می‌خواهد ما را به انزواو نفرت و سکوت وادارد، تئاتر فریاد می‌زند: «بیا و گفتگو کن! بیا و در آینه‌یِ دیگری،خود را بازشناس!»

در هفته‌ی بزرگداشت تئاتر، ما بر این صحنه‌یِ مقدس بوسه می‌زنیم و درود می‌فرستیم بر تمامِ آن کسانی که با کلام و گفتگودر نبردِ دائمی با جهل و سکوت حضور دارند. 

درود بر تمامِ هنرمندانی که در میانه‌یِ سختی‌ها، به جایِ دیوار ساختن، «دیالوگ» می‌سازند. تئاتر، میراثِ جاویدانِ روحِ ماو راهِ ما به سویِ گفتگو و حقیقت است.هفته‌ی بزرگداشت تئاتر، مبارک باد! 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها