مذاکره در سایه بی‌اعتمادی

ورود جمهوری اسلامی ایران به دور جدیدی از مذاکرات، نه از سر خوشبینی بلکه در بستری از بدبینی عمیق نسبت به رفتار‌های ایالات متحده صورت گرفته است.
کد خبر: ۱۵۴۸۳۲۴
نویسنده علاءالدین بروجردی - عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس

تجربه‌های پیشین و کارنامه عملکرد طرف آمریکایی، دیواری بلند از بی‌اعتمادی را پیش‌روی هرگونه گفت‌و‌گو قرار داده است. با این حال، تهران به احترام و تأکید یکی از کشور‌های اسلامی همسایه (پاکستان) و درراستای سنجش مجدد ظرفیت‌های دیپلماتیک تصمیم گرفت بار دیگر مسیر مذاکره را بیازماید.

این در حالی است که نشانه‌های متعددی حاکی از آن است که طرف مقابل، به‌ویژه پس از گذشت ۱۰ روز از آغاز جنگ تحمیلی ۴۰‌روزه، با ارسال پیام‌های مختلف در پی گشودن باب گفت‌و‌گو بوده است.

در چنین شرایطی، ایران با تعریف چارچوبی روشن و اعلام شروط مشخص، فرصتی دیگر در اختیار طرف مقابل قرار داده است؛ شروطی که پیشتر در قالب مجموعه‌ای از مطالبات رسمی اعلام شده و بخشی از آن نیز از سوی مسئولان ارشد، از جمله رئیس مجلس شورای اسلامی و مسئول تیم مذاکره‌کننده، مورد تأکید قرار گرفته است. در این میان، مواردی، چون توقف هرگونه اقدام خصمانه علیه لبنان و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران، به‌عنوان نشانه‌های اولیه حسن نیت، برای شروع هر مذاکره‌ای است.

با این همه، آنچه در جریان است صرفا یک فرآیند دیپلماتیک معمول نیست بلکه صحنه‌ای از یک تقابل پیچیده سیاسی است که امتداد همان رویارویی در میدان نظامی محسوب می‌شود. به تعبیر دقیق، مذاکرات شکلی دیگر از نبرد برای تأمین منافع ملی است؛ نبردی که این بار نه با سلاح بلکه با ابزار‌های سیاسی و دیپلماتیک دنبال می‌شود. از این رو، حرکت در این مسیر مستلزم حفظ اقتدار و آمادگی کامل در هر دو عرصه است.

جمهوری اسلامی ایران بار‌ها نشان داده که در عین پایبندی به مسیر گفت‌و‌گو، هیچ‌گاه از مؤلفه‌های قدرت خود غافل نمی‌شود. در صورتی که طرف مقابل بخواهد بار دیگر از مسیر توافق خارج شده یا به رفتار‌های فریبکارانه متوسل شود، ظرفیت‌های دفاعی کشور همچنان در بالاترین سطح آمادگی قرار دارد و پاسخ به هرگونه تهدید، قاطع و بازدارنده خواهد بود.

در این میان، مسائل راهبردی منطقه‌ای نیز جایگاه ویژه‌ای دارند. تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان، بخشی جدایی‌ناپذیر از منافع ملی ایران محسوب می‌شود و هرگونه تلاش برای تضعیف حاکمیت ایران بر آن، با واکنش جدی مواجه خواهد شد. همچنین تدوین یک نظام جدید حقوقی و راهبردی در این حوزه_ که به‌زودی در مجلس شورای اسلامی بررسی و تصویب خواهد شد_ می‌تواند چارچوبی تازه برای تعاملات منطقه‌ای و بین‌المللی ایجاد کند؛ چارچوبی که انتظار می‌رود از سوی همه کشورها، از جمله ایالات متحده مورد پذیرش قرار گیرد.

در سطحی کلان‌تر، پایان دادن به حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس به‌عنوان یکی از مطالبات جدی ایران می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نظمی باثبات‌تر مبتنی بر همکاری کشور‌های منطقه باشد؛ نظمی که امنیت را نه از طریق مداخله خارجی بلکه بر پایه همگرایی بومی تأمین می‌کند.

در نهایت، نباید از نقش تعیین‌کننده مردم در این معادله غافل شد. همان‌گونه که در دوران جنگ سخت، حضور و پشتیبانی مردم یکی از ارکان اصلی اقتدار ملی بود، در عرصه جنگ نرم و مذاکرات نیز این پشتوانه اجتماعی نقشی حیاتی ایفا می‌کند. استمرار این همراهی، نه‌تنها قدرت چانه‌زنی کشور را افزایش می‌دهد بلکه مسیر دستیابی به حقوق ملت، از جمله دریافت غرامت خسارات واردشده را هموارتر خواهد کرد.

بر این اساس، می‌توان گفت دیپلماسی کنونی ایران، تلفیقی از واقع‌بینی، اقتدار و اتکا به پشتوانه مردمی است؛ مسیری که اگرچه با پیچیدگی‌ها و چالش‌های فراوان همراه است، اما می‌تواند در صورت پایبندی طرف مقابل به تعهدات، به تأمین منافع ملی و تثبیت جایگاه منطقه‌ای کشور منجر شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها