ضرورت ثبت زندگی همسر فرماندهان در دفاع‌مقدس را با نگاهی به کتاب «جاده‌های ناتمام» با دکتر جعفر گلشن روغنی بررسی کردیم

چهره سردار در آینه خاطرات همسر

نقد و بررسی کتاب «جاده‌های ناتمام»: روایتی از زندگی همسر سردار محمدعلی جعفری، فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از منظرهای مختلف،‌ دارای اهمیت است؛ نگاه به زیست فرماندهان ارشد دفاع‌مقدس از منظر خانه و خانواده می‌تواند مخاطب را به درک متفاوتی از این شخصیت‌ها و اتفاقاتی که در دوران نبرد هشت ساله تجربه‌کرده‌اند، برساند.
نقد و بررسی کتاب «جاده‌های ناتمام»: روایتی از زندگی همسر سردار محمدعلی جعفری، فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از منظرهای مختلف،‌ دارای اهمیت است؛ نگاه به زیست فرماندهان ارشد دفاع‌مقدس از منظر خانه و خانواده می‌تواند مخاطب را به درک متفاوتی از این شخصیت‌ها و اتفاقاتی که در دوران نبرد هشت ساله تجربه‌کرده‌اند، برساند.
کد خبر: ۱۵۴۰۲۰۵
نویسنده میثم رشیدی مهرآبادی - دبیر قفسه کتاب
 
همچنین نویسنده این کتاب یعنی محبوبه عزیزی نیز که سال‌ها با کتاب‌های کتابخانه تخصصی جنگ در حوزه هنری انقلاب اسلامی همراه بوده و چند سالی است در کنار استاد مرتضی سرهنگی مشغول پژوهش و نگارش است، اهمیت این اثر را چند برابر می‌کند. ناشر این اثر یعنی انتشارات مرز و بوم وابسته به مرکز اسناد و تحقیقات دفاع‌مقدس هم جنبه دیگری از اهمیت این اثر از منظر استناد و اعتماد است. همه این موارد ما را بر آن داشت تا این اثر را همراه با دکتر جعفر گلشن روغنی از پژوهشگران ادبیات انقلاب اسلامی ودفاع مقدس به بررسی بنشینیم. گفتنی است محبوبه عزیزی، نویسنده این اثر‌ در روند پژوهش و نگارش کتاب «قاسم به روایت مرتضی سرهنگی»هم نقش داشته که درهجدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد توانست اثربرگزیده بخش مستندنگاری شود.درعرصه ادبیات دفاع مقدس،هراثرجدید نه تنهایک روایت تاریخی،بلکه سندی اززوایای پنهان وآشکار دوران دفاع‌مقدس محسوب می‌شود. کتاب «جاده‌های ناتمام»، خاطرات سرکار خانم خدیجه بشردوست، همسر سردار سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری، تلاشی است برای ثبت زندگی یک زن در کنار یکی از فرماندهان ارشد جنگ تحمیلی. این کتاب گرچه از حیث محتوایی نکات ارزشمندی دارد اما از نظر فرمی، ویرایشی و ساختاری با چالش‌هایی روبه‌روست که می‌تواند جایگاه آن را در میان آثار ماندگار این حوزه تحت‌الشعاع قرار دهد. در این گزارش، به واکاوی ابعاد مختلف این اثر پرداختیم و بدون تعارف اما با دلسوزی و با هدف ارتقای کیفیت تولیدات فرهنگی، نقاط قوت و ضعف آن را بررسی کردیم.
   
جلد کتاب؛ اولین برخورد و چالش‌های بصری

یکی از نخستین نکاتی که در مواجهه با هر کتابی توجه مخاطب را جلب می‌کند، جلد آن است. در بازار پررقابت امروز کتاب، جلد نقش ویژه‌ای در جذب مخاطب ایفا می‌کند. در مورد «جاده‌های ناتمام»، طراحی جلد نتوانسته آن‌طور که شایسته اثری با این محتواست، خودنمایی کند. طراحی جلد بسیار ساده و شکیل است اما فاقد آن جذابیت بصری لازم برای القای عمق اتفاقات درون کتاب است. عنوان اصلی کتاب «جاده‌های ناتمام» در مقایسه با نام مجموعه «همسران» که با فونتی بزرگتر و به صورت طلاکوب روی جلد نقش بسته، کوچکتر جلوه می‌کند. این مسأله باعث می‌شود مخاطب در نگاه اول با مجموعه «همسران»مواجه شود تاعنوان خاص خودکتاب،که این امرمی‌توانددرهویت‌بخشی مستقل به اثرمشکل‌ساز شود. علاوه بر این، نکته عجیب در شماره‌گذاری مجموعه وجود دارد. در مقدمه کتاب اشاره شده که این دومین کتاب از مجموعه است؛ پیش از این خاطرات همسر سردار رحیم صفوی تحت عنوان «همراه» منتشر شده بود. اما روی جلد این اثر، شماره «۱» درج شده است. این تناقض شماره‌گذاری می‌تواند نشان‌دهنده عدم برنامه‌ریزی دقیق در چاپ و نشر مجموعه باشد که شاید قرار باشد در چاپ‌های بعدی اصلاح شود. هرچند در همان نگاه اول، این سؤال برای مخاطب پیش می‌آید که آیا این کتاب اولین اثر مجموعه است یا دومین؟ چنین ابهاماتی در فرم اثر، حرفه‌ای بودن کار را زیر سؤال می‌برد.

ضرورت روایتگری زنانه در تاریخ دفاع مقدس
پیش از ورود به جزئیات متن، باید به یک نکته مهم و اساسی اشاره کرد. برخی از منتقدان و مخاطبان ممکن است این پرسش را مطرح کنند که چرا باید سراغ خاطرات همسران و فرزندان سرداران شهید و زنده رفت؟ در پاسخ باید تاکید کرد که ما جزو مدافعین سرسخت این رویکرد هستیم. تاریخ جنگ تحمیلی نباید تنها روایت میدان‌های نبرد، تاکتیک‌های نظامی و عملیات‌ها باشد. فضای پشت جبهه، درک روح زمانه در خانواده‌ها و تحلیل شرایطی که بر ذهن و ضمیر و جان خانواده یک فرمانده جنگ یا رزمنده حاکم بوده، بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ این سرزمین است.
هیچ روایتی به اندازه روایت زنانه نمی‌تواند خشم‌ها، شادی‌ها، ناراحتی‌ها و احساسات عمیق آن دوران را بازگو کند. زنانی که همسران‌شان در جبهه بودند، دغدغه‌هایی متفاوت از رزمندگان داشتند؛ غربت، تنهایی در تربیت فرزندان و انتظار هر روزه برای خبری. امیدواریم تعداد این‌گونه آثار افزایش یابد. زیرا هرچه داده‌های تاریخی ما بیشتر شود، دست ما برای بیان یک روایت بومی و کامل از تاریخ دفاع ‌مقدس بازتر خواهد بود. اگر داده‌ها کم باشند، روایت‌های ما ناقص خواهد ماند. کتاب «جاده‌های ناتمام» در همین راستا گامی ارزشمند است تا سهم زنان در این دفاع بزرگ ثبت شود. 
   
محتوا و ساختار روایت؛ خاطرات یا داستان؟ 

کتاب روایت زندگی خانم خدیجه بشردوست از تیرماه سال ۱۳۶۰تا انتهای تیرماه سال ۱۳۶۷ یعنی تا زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و بازگشت سردار جعفری به‌سمت شمال (بابلسر) است. راوی در این اثر، چگونگی زیست بانویی را توصیف می‌کند که همسر یکی از فرماندهان جنگ بوده و در شهرهایی مانند اهواز، اسلام‌آباد‌غرب، اندیمشک و تهران زندگی کرده است.  
یکی از ویژگی‌های بارز کتاب که نویسنده در مقدمه نیز به آن اشاره کرده، عدم پرداختن به صحنه‌های نبرد است. خانم بشردوست تصریح می‌کند که سردار جعفری در منزل هیچ‌گاه درباره مسائل جنگی، عملیات‌ها یا نقشه‌ها صحبت نمی‌کردند. بنابراین خواننده در این کتاب با رنگ و بوی نظامی و توصیف میدان جنگ روبه‌رو نیست. آنچه می‌خواند، درد و رنج یک همسر، دلتنگی‌ها، نگرانی‌ها و شادی‌های زندگی مشترک در سایه جنگ است. این رویکرد می‌تواند چهره انسانی و صادقانه‌ای از لایه‌های پنهان زندگی فرماندهان را به نمایش بگذارد، همان‌طور که در انتهای کتاب، ایشان در گفت‌وگویی با همسرشان، به زیبایی سختی‌های زندگی همسران فرماندهان را برمی‌شمارد: «یک روز همه اینها را برای بچه‌هایم که زیر بمباران بزرگ‌شان کردم می‌گویم. همسران فرماندهان بیشترشان در غربت بچه‌دار شدند و دست ‌تنها آنها را بزرگ کردند. این زنان هر روز منتظر بودند یکی بیاید و بگوید همسرتان شهید شده است.»  

چالش‌های ویرایشی و حضور پررنگ نویسنده در متن 
با وجود محتوای ارزشمند، کتاب «جاده‌های ناتمام» از نظر ویرایش و شیوه روایت با چالش‌های جدی روبه‌روست. سؤال اساسی که در طول مطالعه برای مخاطب پیش می‌آید آن است که آیا این کتاب عین خاطرات خانم بشردوست است یا روایت خانم محبوبه عزیزی از آن خاطرات؟ خواننده با خواندن صفحات کتاب، به‌ویژه ۱۵۰صفحه اول احساس می‌کند که متن مملو از واژگان، عبارات و اصطلاحات ادبی و داستانی است که بعید است در گفتار عادی یک راوی غیرحرفه‌ای وجود داشته باشد. حضور نویسنده (تدوینگر) در متن به قدری پررنگ است که گاهی حس می‌شود متن ساخته و پرداخته شده است. برای مثال، در فصل اول کتاب، توصیف صحنه حرکت یک راننده کامیون به‌سمت تهران با جزئیات و ادبیاتی بیان شده که بیشتر به یک متن داستانی شبیه است تا یک خاطره تاریخی. این دقت در جزئیات ظاهری و توصیفات احساسی، در حالی که جزئیات مهم تاریخی مانند تاریخ دقیق تولد راوی، سن و سال فرمانده در زمان وقایع یا حتی اطلاعات دقیقی از خانواده ایشان نادیده گرفته شده تعجب‌برانگیز است. 
در حوزه تاریخ شفاهی، اصل بر این است که واژگان و عبارات راوی دست‌نخورده باقی بماند تا اصالت روایت حفظ شود اما در این کتاب، فضای داستانی بر متن حاکم شده است. استفاده از عبارات ادبی، ایجاد تعلیق_ که ویژه ادبیات داستانی است_ و ورود و خروج ناگهانی به خاطرات گذشته (فلش‌بک) در میانه روایت نشان می‌دهد که ذهنیت ادبیات داستانی بر تولید این کتاب غلبه داشته است. در حالی که در کتاب‌های تاریخی و خاطرات، صراحت، شفافیت و خطی بودن روایت (بدون پرش‌های داستانی) اولویت دارد تا خواننده بتواند درک درستی از توالی وقایع تاریخی پیدا کند. 

فقدان عناوین فصل‌ها 
یکی‌دیگر ازایرادات ساختاری کتاب،نبودن عناوین مناسب برای فصل‌هاست.فصل‌ها صرفابا اعداد«فصل یک»، «فصل‌دو» و... نامگذاری شده‌اند. در کتاب‌های تاریخی و خاطرات، عناوین فصل‌ها نقش راهنما را دارند تا مخاطب بداند در هر بخش با چه موضوعی یا چه بازه زمانی روبه‌روست اما در این کتاب به‌دلیل نبود عناوین، مخاطب سردرگم می‌ماند و نمی‌داند هر فصل در چه مقطع زمانی یا با چه محوریت اصلی تنظیم شده است. این شیوه بیشتر به ادبیات داستانی شبیه است که نویسنده قصد دارد با ایجاد ابهام، مخاطب را تا انتها همراه نگه‌دارد، نه یک متن تاریخی که باید شفاف و مستند باشد. 
   
از منظر تاریخی و توصیفات

از منظر تاریخی نیز کتاب با نواقصی همراه است. برای مثال، راوی تا حدودا صفحه ۶۱ (حدود ۵۰ صفحه پس از مقدمه) تاریخ تولد خود را بیان نمی‌کند و تنها در آنجا اشاره می‌کند که اواخر مرداد ۱۳۴۰ متولد شده است. همچنین هیچ اشاره دقیقی به تاریخ تولد سردار جعفری، سن ایشان در زمان فرماندهی، یا جزئیات خانوادگی پدر و مادر ایشان نشده است. دانستن این جزئیات برای درک جایگاه فرماندهان جنگ که اغلب بسیار جوان بودند (بسیاری زیر ۳۰ سال) و تحلیل شرایط آن دوران، بسیار حیاتی است.
علاوه بر این، برخی توصیفات موجود در متن با واقعیت‌های جغرافیایی و فرهنگی مغایرت دارد. برای مثال، در بخشی از کتاب که به شهربابلسراشاره می‌شود،از«درخت‌گوجه‌سبز» صحبت شده است.درحالی که درخت گوجه‌سبز دربابلسر و شمال وجود نداردومردم محلی به میوه آن«آلوچه»یا«آلوس» می‌گویند.واژه گوجه‌سبز واژه‌ای تهرانی است. چنین اشتباهاتی در متن، که می‌تواند ناشی از عدم آگاهی نویسنده از فضای جغرافیایی روایت باشد، اعتبار تاریخی اثر را خدشه‌دار می‌کند.
همچنین، استفاده از واژگان امروزی و غیرمرتبط با دهه ۶۰ در متن، مانند واژه «هال» در اشاره به بخشی از خانه (در حالی که در آن زمان خانه‌ها معمولا تالار، سردر و... داشتند و واژه «هال» متداول نبود)، نشان‌دهنده عدم توجه دقیق به حفظ اصالت زمانی روایت است. 

بخش تصاویر و ضمائم
بخش تصاویر کتاب نیز نیازمند نقد جدی است. اگرچه در انتهای کتاب عکس‌هایی گنجانده شده، اما کیفیت‌شان پایین است و پانوشت‌های مناسبی برای معرفی زمان، مکان و اشخاص حاضر در عکس‌ها ندارد. در حالی که عکس‌ها اسناد بصری ارزشمندی هستند، در این کتاب صرفا به صورت نقلی و ناقص آورده شده‌اند. برای مثال، عکس‌هایی از سردار جعفری در جنگ وجود دارد اما مشخص نیست مربوط به کدام منطقه عملیاتی یا چه تاریخی است. این در حالی است که ۵۰ سال دیگر، این کتاب‌ها و عکس‌های‌شان تنها منبع باقی‌مانده برای شناخت چهره‌ها و فضای جنگ خواهند بود و انتشار آنها بدون کیفیت مناسب و توضیحات دقیق، به‌نوعی نابودی بخشی از تاریخ تصویری کشور است. 

تلاشی ارزشمند اما نیازمند بازنگری
در مجموع، کتاب «جاده‌های ناتمام» اثری است که از حیث موضوعی و محتوایی دارای ارزش است و روایتی شنیدنی از زندگی همسر یکی از فرماندهان بزرگ دفاع‌مقدس ارائه می‌دهد. تلاش برای ثبت خاطرات زنان در کنار فرماندهان و نشان‌دادن فضای پشت جبهه، قابل تقدیر است. همچنین، نظارت استاد مرتضی سرهنگی بر این پروژه و تجربه خانم عزیزی در حوزه کتابخوانی، می‌توانست پتانسیل‌های بالایی را برای این اثر رقم بزند. 
اما متاسفانه، اغراق در ادبیات داستانی، حضور پررنگ نویسنده در متن، عدم رعایت اصول تاریخ شفاهی، کاستی‌های ویرایشی، نبود عناوین مناسب برای فصل‌ها و برخی اشتباهات تاریخی و توصیفی، مانع از آن شده که این کتاب به «نمره ۲۰» و جایگاه شایسته خود دست یابد. در فضایی که قیمت کتاب‌ها بالاست و رقابت با رسانه‌های دیگر دشوار، کتاب‌های حوزه دفاع‌مقدس باید از بالاترین سطح کیفیت برخوردار باشند تا بتوانند مخاطب را جذب کنند. امید است در چاپ‌های بعدی یا آثار آینده خانم محبوبه عزیزی و سایر فعالان این حوزه، با جدیت بیشتری به تولید متن‌های تاریخی مستدل و خالص پرداخته شود و از آغشته‌کردن خاطرات و تاریخ شفاهی به فضاهای داستانی و ساختگی پرهیز گردد. تاریخ این سرزمین گنجینه‌ای است که باید با دقت، صداقت و حرفه‌ای‌گری ثبت شود و انتقال یابد. 
newsQrCode
برچسب ها: خاطرات
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها