در حالی که دولت آماده شده است با تاخیری یک ماهه سهمیه بندی بنزین را آغاز کند و کاری عظیم و موثر را به نفع کاهش مصرف بنزین به ساماندهی برساند
کد خبر: ۱۳۶۸۰۸
، از برخی مراکز مهم و تصمیم گیر کشور، زمزمه ها و مطالبی به گوش می رسد که به خاطر نداشتن پشتوانه کارشناسی و نبود نگاه سیستمی به «مساله بنزین» و در عین حال برخورداری از ساده انگاری در مواجهه با موضوع می تواند منشا انحراف و اخلال مهمی در اقدام جدید مجلس و دولت برای رفتن به سمت حل مساله بنزین و حمل و نقل عمومی شود و تمامی زحمات و برنامه های پیگیری شده را بی اثر کند.
این انحراف ، عبارت از طرح مقوله فروش بنزین مازاد بر سهمیه به قیمتهای شناور روز است ، در این ارتباط، توجه به چند نکته بسیار ضروری است:
1- در طراحی و انتخاب روش برای مساله بنزین در ابتدا هدف مهمی منظور نظر بوده که می تواند اصلی ترین هدف هم تلقی شود و آن هم کاهش حدود 20میلیون لیتری مصرف بنزین در روز بوده که برای رسیدن به این هدف ، از بین روشهای افزایش قیمت یا سهمیه بندی بنزین ، دومی انتخاب شده و به صورت قانون درآمده است.
2- سهمیه بندی بنزین از آن جهت قابل توجیه است که بنزین را با قیمت ارزان یکصد تومان به مصرف کننده عرضه می کند و دریافت کنندگان بنزین هم علاوه بر بهره مندی از قیمت پایین نسبت به حدود 10میلیون خانوار ایرانی که اصولا خودرو ندارند، از امتیاز ویژه بهره مند می شوند.
لذا این مقوله را درک می کنند که اگر مقدار کمتری بنزین دریافت می کنند ولی در مقابل آنها، عده بسیار بیشتری هستند که اصولا بنزین دریافت نمی کنند و از آن گذشته ، قیمت ارزانی هم می پردازند، از این جهت احساس ما آن است که کمی مصرف برایشان قابل درک و قابل تحمل است (اگر منصف باشند که اکثریت قریب به اتفاق چنین هستند).
3- اگر قرار باشد در نحوه بهره مندی متقاضیان بنزین ، هیچ تغییری ایجاد نشود و به عنوان مثال مصارف بیش از سهمیه پاسخگویی شود یا برای مصارف دوران مسافرت آنها بنزین ارائه شود، در آن صورت هم هدف اصلی که کاهش مصرف است تا اندازه بسیار زیادی تحت شعاع قرار می گیرد و هم عادت به کم مصرف کردن و هم طلب مشارکت مردم در گشودن گره های مشکلات اقتصادی خدشه دار می شود.
مردم ایران می دانند که رسیدن به هر دستاوردی ، مستلزم پرداخت هزینه ای است و نمی توان طی یک سال حدود 3300میلیارد تومان صرفه جویی ارزی در واردات بنزین کرد و در عین حال هیچ تاثیر و تضییقی هم در زندگی آنان مشاهده نشود، این تنگنا و مضیقه ، تاوان آن صرفه جویی و به تبع ، رونق حمل و نقل عمومی درون و بیرون شهری با وجوه هدر نرفته از بابت این سیاستگذاری و تصمیم است.
4- زمزمه لزوم فروش بنزین مازاد بر سهمیه به قیمت های شناور بین المللی تحت این توجیهات که ما باید بنزین مصرفی متقاضیان پرمصرف را تامین کنیم یا تحت این استدلال که وقتی کسانی خودشان می خواهند پول زیاد بدهند چرا باید در مضیقه باشند، از عوارض سوئ و پیامدهای ویرانگری به شرح زیر متاثر خواهد شد:
الف) هدف ، کاهش مصرف را نقض می کند.
ب) با عنایت به توان انتقال آثار تورمی ناشی از قیمت آزاد بنزین از سوی کسانی که مصرف کننده بنزین هستند به دیگر طبقات کالایی و مردمی ، دور جدیدی از تورم ناشی از افزایش حداقل 5تا 6برابر شدن قیمت کنونی بنزین را به جامعه تحمیل می کند.
ج) تورم حاصله ، تهیدستان را تحت فشار می گذارد، اما دارندگان و برخورداران را که عمدتا مولد این تورم بوده اند، نه تنها متاثر نمی کند که احتمالا به خاطر نوع مشاغل آنان از ثمرات دوران تورمی برخوردار می سازد، به عبارت دیگر میلیون ها انسانی را که بنزین مصرف نمی کنند به دلیل تمایلات صاحبان درآمدهای بالاتر به مصرف بیشتر بنزین ، از طریق افزایش سطح عمومی قیمتها تنبیه می کند.
د) به دلیل عدم کاهش محسوس خودرو در سطح شهرها و جاده ها، آلودگی محیطزیست استمرار می یابد و هزینه های ناشی از آن و از جمله هزینه های بهداشتی و درمانی ، مشمول افزایش بی رویه می شود.
5- ملاحظه می شود که با تعیین قیمت آزاد، جامعه ما هم باید هزینه های سهمیه بندی را بدهد و هم باید هزینه های افزایش قیمتها را بپردازد و این به معنی خسران عظیمی است که اصل طرح را با خطر عدم توفیق مواجه می کند. سیاسیون ما باید بدانند که حل مشکلی از مشکلات جامعه به دست آنان ، حتی اگر به قیمت خروج آنان از قدرت شود، دارای پیامدهای مثبت تر نسبت به زمانی است که مشکل را به خاطر ماندن در قدرت ، لاینحل بگذارند و از آن بگذرند. من فکر می کنم مردم فهیم ما هم نسبت به خدمتگزاران راستین خودشان تصمیم غلط نمی گیرند.