وقتی ضربان رسانه با شهر تنظیم می شود

مساله از روزهای آشنایی و صحبت های اولیه آغاز شد و شبهای متوالی حدود 2 هفته گذشت تا آشنایی ها به دلبستگی ها و دلبستگی ها به وابستگی ها ختم شود.
کد خبر: ۱۲۶۲۲۱

روزهای خواستگاری ، نامزدی ، عقد ، عروسی و ماه عسل سپری شد تا شبی ما به آخر قصه رسیدیم ، همانجایی که حکم شروع دوباره را داشت. همه این مقدمات برای زیر یک سقف زندگی کردن بود و از قدیم هم شنیده ایم که دعوا ، نمک زندگی است. حال قرار است بر و بچه های رادیو تهران پا به پای شنونده های خود نمک زندگی را کنترل کنند و تا هشت ونیم به تهیه کنندگی غلامرضا بحیرایی در ساعت 19 روی آنتن صدای پایتخت می رود.

میدان ارگ از جمله معابر تهران بزرگ است که روز و شب آن با هم خیلی فرق می کند. ازدحام روزها و سکوت شبهایش منحصر به فرد است . درست می گویند که قلب تهران اینجاست. قلبی که ضربانش را دقایق و ثانیه ها کنترل می کنند. از وقت غروب آفتاب دیگر تقریبا از تپش در قلب تهران خبری نیست ، ضربان ها آرام و شمرده در انتظار فردایی دیگر هستند.
هنوز اتاق پخش رادیو تهران پذیرای گروه برنامه ساز ورزشی است تا ساعت 19 دقایق دیگری فرصت هست و دقایق که هیچ ، در رادیو ثانیه ها شمرده می شوند. سعیده فرضی و امیر زنده دلان آیتم های نمایشی تا هشت و نیم را با غلامرضا بحیرایی تمرین می کنند. سعیده فرضی بازیگر اداره کل نمایش رادیو است و در اکثر نمایش های رادیویی حضور موثر دارد. لحن صدای او هم برای بازیهای طنز و هم نقشهای جدی مناسب است ؛ اما اجرا و بازی در یک برنامه زنده را باید از او دید و قضاوت کرد و امیر زنده دلان هم جوان است و شاداب با همه ویژگی های جوانی ازجمله شیطنت ها و مزاحهایی که گاه اسباب خنده دوستانش هم می شود.
او را که اصلا نمی توان هنگام اجرای یک برنامه جدی تصور کرد. می تواند مجری باشد ، اما در یک باکس مفرح و طنز رادیویی. عقربه ها ساعت 19 را نشان می دهند. زنده دلان و فرضی به استودیو می روند و آرم تا هشت ونیم نواخته می شود.

طرح جدید یا عنوان نو

تا همین چند وقت پیش در همین ساعت و از همین شبکه رادیویی ؛ تهران نوزده بیست و یک پخش می شد. با این تفاوت که تایم آن برنامه 2 ساعت بود و نازنین مهیمنی و حمید یزدانی آن را اجرا می کردند.
اتفاقا تهران نوزده بیست و یک هم متکی به موضوعات پیش بینی شده بود. بحیرایی برای برنامه جدیدش طرحهای جدید هم دارد. او می خواهد تلاش کند برای این که تا هشت ونیم اخبار و مسائل روز را با زبان طنز و کنایه واگویه کند. رادیو تهران واقعا چارچوبی متفاوت تر از دیگر شبکه های رادیو دارد. مثلا اگر قرار باشد در ساعات صبح دیگر شبکه ها به مسائل خانوادگی بپردازند در صدای استان آن هم ساعات صبحگاهی نمی شود بی خیال شلوغی و ترافیک هزار خم مسائل این پایتخت بزرگ بود.
اتفاقا رادیو تهران باید صحبهایش را با ضربان های قلب تهران یا بزرگراه ها و کوچه پس کوچه هایش تنظیم کند و برای همین هم است که عصرهای این رسانه به آرامش نزدیک می شوند و قطعا طرح غلامرضا بحیرایی برای بیان مجدد اخبار روز با زبان طنز که تلخی آن را می کاهد ، پاسخ خواهد داد.

ما برای شما

دو مجری تقریبا بیش از آنچه با شنونده صحبت می کنند با هم بحث و احتمالا مشاجره در استودیو دارند. چون من که از فاصله شیشه ای اتاق فرمان متوجه محتوای صحبت های آنها نمی شوم ؛ اما احساس می کنم پس از اجرای هر آیتم نمایشی 2 نفر با هم راجع به آن حرف می زنند. به محض این که اتاق فرمان موسیقی پخش می کند سعیده فرضی لابه لای متنهای برنامه آیتم های نمایشی را با خود تمرین و تکرار می کند و امید زنده دلان با گوشی موبایلش درگیر است.
یک آیتم نمایشی دیگر و فریادهای مردی که بر سر همسرش می کشد باعث می شود صدابردار مدام با دست به زنده دلان اشاره کند عقب تر از میکروفن برود. بحیرایی می گوید: حواسش پرت می شود ، بی خیال شو. نمایش که تمام می شود صدابردار به زنده دلان می گوید: قرار بود خواستی داد بزنی ، هماهنگ کنی بروی عقب که مجری جوان پاسخ می دهد: صبح به هماهنگی گفته بودم نگفته بهتون؛!

ناگزیر از جوانی

«بفرمایید داخل ، دم در که اصلا خوب نیست ، در خدمت شما باشیم آقا بفرمایید تو» این تعارف قسمتی از دیالوگ یک نمایش است. مردی به خانواده همسرش تعارف می کند ؛ اما زنده دلان حین اجرای این آیتم نگاه و حرکت چشم و دستانش به دوستی است که وارد اتاق فرمان شده و از پشت شیشه به او می خندد و بحیرایی اینجا علاوه بر نویسندگی ، سردبیری و تهیه کننده مثل نماینده کلاس درس هم هست که به آن فرد می گوید: برو کنار این به اندازه کافی آماده شیطنت هست تو دیگه تحریکش نکن.
موسیقی فاصله و لابه لای آن جملاتی که بحیرایی می گوید و 2 مجری باید واگویه کنند. گاهی طنز و گاهی هم موثر و جدی. «آقا لطفا وقتی دل کسی زخمیه ، نمک نپاشین.» تهیه کننده می خواهد این جمله را مجری مرد بگوید و او نیز تکرار می کند: آقایان ، خانمهای محترم لطف کنید وقتی می بینید دل کسی زخمی شده روی زخمش نمک نپاشین. میان جمله کوتاه و موثر بحیرایی و تکرار مطول آن از سوی زنده دلان به این فکر می کنم که رادیو باید موجز و موثر باشد و اگر مجری عین جمله تهیه کننده را تکرار می کرد میزان تاثیر این جمله موکد چقدر بیشتر بود.
البته در موارد دیگر هم تقریبا ندیدم 2 مجری همه آنچه تهیه کننده خواسته است بدرستی تکرار کنند.
حشو و زوایدی که به جملات می افزودند از رنگ آنها می کاست و باز البته بحیرایی از دوستان و همکارش که با انرژی تا هشت ونیم را اجرا می کنند و تلاششان برای ارائه کاری خوب است سپاسگزاری می کند و این موارد را هم از ناگزیرهای برنامه زنده رادیویی می داند. برای همین است که می خواهد آیتم های نمایشی را به دو بازیگر بسپارد و اجرای برنامه را به یک گوینده رادیو واگذارد. به عقیده او ، این تفکیک اجرا از بازی باعث می شود برنامه جریان معقول تری را طی کند.

تعاریف فراموش شده

در یک برنامه نود دقیقه ای دوبار فرصت را به گزارشگر تا هشت ونیم می سپارند تا او هم درباره موضوع برنامه گزارش بدهد. خانم جوانی کنار او در خیابان ایستاده و درباره این که چگونه نمک زندگی خود را کنترل می کند، توضیح می دهد. تعریف گزارش در رادیو تحریف شده یا گزارشگران رادیو به بیراهه می روند یا این که تهیه کننده های رادیو اسباب کمرنگ شدن گزارشگران را در رادیو فراهم کرده اند نمی دانم ، ولی واقعیت این است که در بسیاری از برنامه های رادیو میان آنچه گزارشگر ارائه می کند و آنچه متصدی ارتباطات برنامه تهیه می کند ، تفاوتی جز این نیست که به متصدی ارتباطات شنونده ها زنگ می زنند و صحبت می کنند ؛ اما گزارشگران در میان مردم گاه حتی به خواهش و تمنا درباره موضوعات برنامه شان سوال می کنند.

قاعده این است


تا هشت ونیم روزهای آغازین خود را سپری می کند. در 2 هفته اول پخش برنامه به موضوعات خانوادگی پرداختیم تا امروز که رسیدیم به کنترل کردن نمک زندگی ؛ آنچه شما امروز می بینید و می شنوید همه آنچه تا هشت ونیم دارد نیست ؛ این را غلامرضا بحیرایی می گوید و اضافه می کند عجب شبی شما آمدید. تکست نداریم ، ادیتور نیامده و... البته مهم این است که برنامه زنده است و باید به بهترین شکل ممکن به روی آنتن برود و می رود

در حالی که گزارشگران به قول خودشان مهمترین حلقه ارتباط میان رسانه و مردم هستند و این نماینده رابط بیش از پرسیدن پرسشی که پاسخ آن فرقی در روند برنامه ندارد جز این که آنتن را پر کند ، وظیفه دارد. هم از شنونده ای که با هشت ونیم تماس گرفته پرسیده می شود که چگونه نمک زندگی خود را کنترل می کند و هم شهروندی که شاید شنونده هم نیست بناچار در برابر گزارشگر می ایستد و پاسخ می دهد که چگونه نمک زندگی خود را تنظیم می کند. در این میان مدیران رادیو هستند که باید تصمیم بگیرند. کدام یک از این دو فرد متصدی ارتباطات یا گزارشگر در تعریف حرفه خود به بیراهه رفته است ؛ چون شباهت میان این دو کار که اصلا معقول نیست.

طنز شفاهی زندگی در رادیو

چند دقیقه گزارش و بعد هم تلفنهای چند شنونده و در این میان باز هم جوانی کردن های مجری جوان تا هشت ونیم که باعث می شود بحیرایی به مزاح به او می گوید: تو الان پشت میکروفن یک رسانه فرهنگی هستی.
بحیرایی ظاهر آرامی دارد و طنزهایی برای رادیو می نویسد که اغلب از استحکام خوبی برخوردارند. همین روحیه طنز پروری در او باعث شده است امشب که غیر آیتم های نمایشی متن دیگری برای برنامه آماده نشده ، بتواند فی البداهه و شفاهی جملات طنزی را در دهان 2 گوینده بگذارد و قالب طنز و مفرح تا هشت ونیم را همچنان حفظ کند. او می خواهد بتدریج برنامه اش را به سمتی ببرد که هم خبرهای روز در آن مرور شود و هم در ساعاتی که اغلب شنونده ها در حال استراحت از کار روزمره هستند یا به خانه بازمی گردند با چاشنی طنز اخبار روز را بشنوند و ساعتی لبخند به لب بنشانند. برای همین است که شنونده را دعوت می کنیم به این که با برنامه تماس بگیرد و صحبت کند ؛ چون هدف ما این است که آنها حضور داشته باشند.

صدایم برای تو

امیر زنده دلان از داخل استودیو اشاره می کند که می خواهم به کسانی که در فصل امتحان هستند خسته نباشید بگویم و بحیرایی با چند ثانیه تامل به او اجازه می دهد که حرفش را بگوید و سعیده فرضی به کمک زنده دلان می آید و پس از مقدمه کوتاهی درباره روزها و خستگی فصل امتحانات دانشجویان و دانش آموزان برای آنها سلامتی و موفقیت آرزو می کنند.

برای این که فکر کنیم

گزارش دوم هم تقریبا به همان سبک و سیاق گزارش اول و بسیاری دیگر از گزارش ها پخش می شود و حالا نوبت کارشناس و مشاور برنامه است که درباره نمک در زندگی اظهارنظر کند. لحن صدا و نوع اجرای سعید فرضی به سرعت تغییر می کند برای این که پا به پای مشاور برنامه و اتفاقا خیلی هم جدی راجع به مشاجره های زن و شوهری صحبت کند. اما امیر زنده دلان با تمام سعی ای که می کند روحیه شرکت در مباحث جدی را ندارد. برای همین هم هست که دقایقی از آنچه مشاور برنامه می گوید رها می شود ، وقتی دوباره به بحث می پیوندد آنقدر ملموس چند ثانیه دور شدن ذهنش را نشان می دهد که سعیده فرضی ناچار می شود بسرعت توضیح داده و مشاور را به ادامه صحبتهایش دعوت کند.
به قول بحیرایی ، حضور یک گوینده رادیو در کنار 2 بازیگر بسیاری از این خلا موجود را پر می کند اما تا هشت ونیم با این که در آغاز راه است و باوجود این که بسیاری از داشته هایش را از تهران نوزده بیست و یک وام گرفته ؛ اما همچنان مفرح و شاد است.
اگر بازیگر جوان در کار اجرای رادیویی خیلی زیاد قدرتمند نیست ، اما بعکس در بازی آیتم های نمایشی خوب ظاهر می شود.چون تا هشت ونیم از جمله برنامه های نمایش محور رادیو است ، حالا بحیرایی می خواهد ثانیه های آخر برنامه اش را بچیند. فرصت زیادی تا ساعت بیست و سی دقیقه باقی نیست. کمتر از 3 یا 4 دقیقه و حالا سردبیر تا هشت ونیم می خواهد از شیرینی های زندگی حرف بزند.
شیرینی هایی که الان می شود با اشاره ای به آنها خداحافظی کرد، اما می توان هفته ها راجع به آن حرف زد. نوید لحظه های شیرین رادیو با سعیده فرضی و خداحافظی با انرژی و لبخند از امیر زنده دلان.


فاطمه رحیمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها