حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در دوران اقامتش در پاریس به دلیل مشکلات اقتصادی کشور، بودجه فرهنگی کاهش یافت و مقرری کمالالملک قطع شد. مدت اقامت کمالالملک در پاریس با سختیهای فراوان توام بود و او در برخی روزها حتی پولی برای اینکه غذایی تهیه کند در اختیار نداشت. یکروز کمالالملک که بسیار گرسنه بود در پاریس به یک رستوران رفت و یک غذا سفارش داد و خورد و از آنجا که از یکطرف هیچ پولی نداشت و از طرف دیگر بر اثر سیری قدرت خلاقیتش افزایش یافته بود، بهجای پول، روی بشقابی که در آن غذا خورده بود نقاشی یک پول را کشید و برخاست تا از در رستوران بیرون برود. در این هنگام پیشخدمت رستوران جلوی او را گرفت و به زبان فرانسوی گفت: «کجا؟ پول که ندادهای هیچ، به بشقاب رستوران هم خسارت وارد کردهای. حالا میخواهی بروی؟»
کمالالملک گفت: «زهی هنرنشناسی.» و گفتوگوی آنها بالا گرفت. صاحب رستوران که در اثر رفاه نسبی، شخصی هنرشناس بود، از سر و صدای پیشآمده متوجه ماجرا شد و به نزد کمالالملک و پیشخدمت رفت و بشقاب را از پیشخدمت گرفت و به او یک پسگردنی زد و گفت: «ارزش این هنر خیلی بیشتر از پول غذاست.» وی افزود: «استاد، اقلا میگفتید بشقاب تمیز برایتان بیاورند. الان من این بشقاب چرب را چطوری نگهداری کنم؟»
کمالالملک گفت: «حیف که باید بروم، وگرنه هرروز میآمدم.» و رفت.
آن بشقاب هماکنون در ظرفشورخانه بخش بشقابهای قیمتی موزه لوور، سمت راست، قفسه سوم از بالا، نگهداری میشود.
امید مهدینژاد
طنزنویس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....