کارآگاهان جنایی در ادامه تحقیقات به بازجویی از کارکنان کارگاه طلاسازی پرداختند که مشخص شد 2 تن از کارگران چند وقت پیش به اتهام سرقت از کارگاه اخراج شده اند. با کشف این سرنخ ، یکی از کارگران اخراجی به نام محسن که یکباره ناپدید شده بود ، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت . ماموران که احتمال می دادند وی در قتل فرزاد نقش داشته است با کسب نیابت قضایی به کمیجان یکی از شهرستان های اراک عزیمت کردند و او را هنگامی که قصد خروج از خانه یکی از اقوامش را داشت ، شناسایی و پس از دستگیری ، برای تحقیقات به اداره 10 پلیس آگاهی تهران منتقل کردند.
قتل به خاطر انتقام گرفتن از کارفرما
محسن - متهم به قتل - در بازجویی های پلیسی به صراحت به قتل دوستش و سرقت بیش از 9000 گرم طلا اعتراف کرد. روز گذشته متهم در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران حضور یافت . در ابتدای جلسه دادگاه دادیار خاکی ، نماینده دادستان تهران به دفاع از کیفرخواست پرداخت و برای متهم تقاضای قصاص کرد ، سپس اولیای دم هم خواستار قصاص قاتل فرزندشان شدند. قاضی کوه کمره ای پس از شنیدن اظهارات اولیای دم ، از متهم خواست در جایگاه مخصوص قرار بگیرد و از خود دفاع کند.
اظهار ندامت متهم در دادگاه
محسن در اظهاراتش گفت : من قبول دارم که دوستم را کشته ام اما باور کنید نمی خواستم او بمیرد. یک سال ونیم پیش ، برادرم با صاحبکارم شریک بود و اوضاع خوب پیش می رفت تا این که او شراکتش را با ما به هم زد و مقداری از وسایل و ابزار کار ما را پس نداد و همین مساله باعث دلخوری شدید من شد. متهم در ادامه اظهارات خود گفت : به دنبال فرصتی می گشتم تا با او تسویه حساب کنم ، برای این کار تصمیم گرفتم از محل کار سابقم سرقت کنم. موضوع سرقت را با یکی از دوستانم به نام وحید در میان گذاشتم که او پذیرفت . متهم ادامه داد: شب حادثه وقتی به یک کیلومتری کارگاه رسیدم ، از کیوسک تلفن همگانی به آنجا زنگ زدم تا متوجه شوم کسی هست یا نه که فرزاد تلفن را جواب داد و گفت : تنهاست . دقایقی بعد زنگ در کارگاه را زدم و فرزاد در را باز کرد و با هم داخل شدیم و با توجه به شناختی که از فرزاد داشتم ، به او گفتم قصد سرقت از کارگاه را دارم که یکدفعه عصبانی شد و شروع به داد و فریاد کرد. در یک لحظه با هم درگیر شدیم و نفهمیدم چه شد که ناگهان با چاقویی که از جیبم درآوردم ، ضرباتی به او زدم و با دیلم در گاوصندوق را باز و مقداری از طلا و جواهرات را سرقت کردم . محسن در ادامه اظهاراتش اضافه کرد: دقایقی بعد به سراغ دوستم رفتم و در حالی که بسیار مضطرب بودم با طنابی دست و پای فرزاد را بستم و از محل دور شدم . او ادامه داد: مقداری از طلاها را در کوره آب کردم و به 2 نفر فروختم و بقیه را در خانه برادرم پنهان کردم و به خانه پدری ام رفتم . هنوز هم باورم نمی شود که دوستم را کشته ام و هر لحظه چهره اش از مقابل چشمانم دور نمی شود. عاجزانه از پدر و مادر فرزاد می خواهم مرا ببخشند. قاضی کوه کمره ای ، رئیس شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران پس از شنیدن آخرین دفاعیه متهم به همراه 4 قاضی مستشار وارد شور شد تا حکم قانونی درخصوص او صادر شود.