این که جایزهای به نام جلال باشد و مدرسه و جادهای به نام او، کافی نیست... این که خانه جلال خالی شود و خانهای که در آن همسر و همدلش سیمین در آن جای داشت، به بهانه نوسازی ویران شود و کتابها و تابلوها و دستنوشتهها در کارتنهایی اینجا و آنجا پراکنده، دردآور است.... در کشورهای دیگر، خانه نویسندگان و اهل هنر به همانسان باقی مانده است که روزهای آخر در آن زندگی میکردند.
حتی فنجان نیمخوردهشان را دست نزدهاند. مثلا در خانه فروید که در وین دیدم، قالی ایرانی که بر آن بیماران را درمان میکرد، به همانگونه باقی مانده است؛ به همان شکل و شمایل حفظ شده است، اما در اینجا خانه نقلی جلال و سیمین خالی میشود... جلال، یک اسم نیست، جلال یک رسم است.
جایزهای به نام جلال بر جمال جلال نمیافزاید و نبود جایزهای، از جلال جلال نمیکاهد. جلال یک راه و رسم است... آن که به راه جلال برود و در اندیشه مردمش باشد، مردم جایزه را به او خواهند داد. چه نامش در جایزه جلال بیاید یا نیاید.
غلامرضا امامی
نویسنده و مترجم
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.