همسایههایی که در ساختمان حضور داشتند با شنیدن صدای کمک خواهی، خود را به طبقه سوم رسانده و با زهرا خانم روبهرو شدند. او با دیدن همسایهها از آنها خواست که به دنبالش به داخل خانه بیایند. آقاسلیم، همسر زهرا خانم به صورت طاق باز روی زمین افتاده و جوی خونی از زیر سرش جاری شده بود. یکی از همسایه که تلفن همراهش در دستش بود، با اورژانس تماس گرفت و درخواست کمک کرد. حدود پنچ دقیقه بعد امدادگران خود را به آنجا رسانده و بعد از معاینه مرد سالخورده مرگ او را تائید کردند.
با گزارش مرگ پیرمرد، ماموران کلانتری برای صورتجلسه در ساختمان شماره 7 خیابان سهیل حاضر شدند. آنها در بررسی محل به موضوع مشکوک شده و ماجرا را به بازپرس کشیک قتل اطلاع دادند. قاضی هم دستور داد، افسر ویژه قتل و ماموران تشخیص هویت در محل حاضر شوند و موضوع را بررسی کنند.
افسر کلانتری هم با اداره ویژه قتل تماس گرفت. کشیک سروان میری بود و او با نوشتن آدرس همراه کارشناسان تشخیص هویت راهی محل حادثه شدند. حادثه در یکی از محلههای جنوب تهران رخ داده بود و اهالی در مقابل خانه جمع شده بودند. بازار شایعه هم داغ بود و زمزمههایی از میان جمع به گوش میرسید. یکی میگفت، پیرمرد خودکشی کرده و دیگری میگفت دزدان خواستند پولهایش را سرقت کنند که مقاومت کرده و کشته شده است.
کارآگاه با نشان دادن کارت شناسایی خود وارد ساختمان شد و به طبقه سوم رفت. ماموران کلانتری و چند نفر از ساکنان مقابل در ایستاده بودند. افسر کلانتری با مشاهده کارآگاه به سمت او آمد و گفت: مرد 64ساله به نام سلیم امروز قصد برداشتن وسیلهای از بالای کابینت را داشته که از روی نردبام سقوط کرده و جان خود را از دست داده و وقتی موضوع به ما اعلام شد خود را به اینجا رساندیم، اما به نظرم رسید ماجرا کمی مشکوک است.
از همسایهها تحقیق کردهاید؟
بله . صدای کمک خواهی همسر پیرمرد را شنیدهاند که درخواست کمک داشته است.
این زوج با هم درگیری داشتند؟
گاهی صدای درگیری آنها شنیده میشده، اما از نظر همسایهها درگیریهای معمولی بوده است.
سروان به بررسی خانه پرداخت. آثار بههم ریختگی در خانه دیده نمیشد . اتاق خواب هم مرتب بود و روی تخت ملحفهای کشیده شده بود.جسد پیرمرد در آشپزخانه بود. شلوار پارچهای و پیراهن مردانه بر تن داشت. سروان سپس سراغ همسر این مرد رفت و به تحقیق از زهرا پرداخت. پیرزن در حالی که وحشتزده و نگران بود در تشریح حادثه گفت: سلیم صبح مثل همیشه به پارک رفت و ساعت یازده بازگشت. چای خورد و به اتاق خواب رفت و خوابید. بعد از نیمساعت قصد داشتم آبمیوهگیری را از بالای کابینت بردارم که تعادلم را از دست دادم و از پله دوم افتادم. سلیم با شنیدن صدای جیغ من، سراسیمه خود را به من رساند. کلی غر زد که چرا بیدارش نکردم و این کار مردانه است. بعد هم خودش بالای نردبام رفت. آبمیوه گیری را که برداشت تعادلش را از دست داد و به پائین سقوط کرد. من هم با سرو صدا همسایهها را خبر کردم.
با هم اختلاف داشتید؟
اختلافهای معمولی. اگر همدیگر را دوست نداشتیم 40 سال با هم زندگی نمیکردیم.
سروان پس از بررسی دوباره خانه گزارش خود را نوشت و موضوع را به بازپرس جنایی گزارش کرد.
پاسخ معمای پلیسی شلیک به شکارچی
سروان میری با اشاره به دو دلیل راز قتل را فاش کرد:
1- اگر رامین اسلحه را تمیز کرده بود، متوجه میشد که داخل آن گلوله قرار دارد.
2- گلوله به سمت راست شقیقه شلیک شده بود در حالی که وسایل تمیزکردن اسلحه در سمت چپ مقتول بود.
در مسابقه شماره گذشته 1847 نفر شرکت کرده بودند که 673 نفر پاسخ صحیح دادهاند و از میان پاسخهای صحیح حسین سعیدی از رامسر و مریم سرباغی از گنبد کاووس به قید قرعه برنده شدهاند.
وحید شکری