بعد از گفتن این جمله نگاهی به اسلحهای که روی میز در کنار افسر پرونده قرار دارد میکند و ادامه میدهد: این اسلحهام است. همانی که با آن قتل را انجام دادم. با گفتن این جمله سکوت میکند و سرش را پایین میاندازد. موهای سفید و چین و چروک روی صورتش حکایت از میانسالی دارد و خودش میگوید که 54 سال دارد.
از او در رابطه با جنایتی که مرتکب شده، سوالاتی میپرسم و مرد میانسال با جملاتی حاکی از پشیمانی پاسخ میدهد.
انگیزهات از جنایت چه بود؟
سر زمین کشاورزی با پسر برادرم به نام کیوان مشکل داشتم. کیوان اصرار داشت که این قسمت زمین ارثیه پدریاش است و من میگفتم زمین متعلق به خودم است و این درگیری مدتها بود که ادامه داشت.
روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
مثل همیشه کیوان سراغم آمد و باهم دوباره سر زمین کشاورزی بحثمان شد. از صحبتهای وی عصبی شده بودم، نمیدانم چه شد که اسلحه شکاری که همراهم بود را برداشتم و به طرف او گرفتم. اولین تیر به سینه کیوان برخورد کرد و همه چیز تمام شد.
پشیمانی؟
باور کنید من قصد کشتن او را نداشتم. همه چیز یک لحظه رخ داد، عصبانیت و اسلحه پر و ناگهان شلیک.
بعد از جنایت چکار کردی؟
به کمک همسایهها با اورژانس تماس گرفتیم و کیوان را به بیمارستان انتقال دادیم، اما تیری که از اسلحهام شلیک شده بود همان لحظه به زندگی برادرزادهام پایان داده بود.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)